آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

اللهم عجل لولیک الفرج

آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

اللهم عجل لولیک الفرج

آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

این وبلاگ برای ارائۀ پیشگوییهای گوناگون در بارۀ نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) و رویدادهای آخرالزّمان است که بیشتر آنها برگرفته از کتابهای زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، به ویژه آیات قرآن کریم و روایات اسلامی می باشند، و خوانندگان گرامی را از رویدادهایِ پیشِ رویِ جهان آگاه می سازند.

بایگانی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خرابی دیوار مسجد دمشق» ثبت شده است

مسجد اموی در دمشق از کهنترین و بزرگترین مسجدهای مسلمانان است که آن را خلیفۀ اموی ولید ابن عبدالملک پس از ویران‎کردن کلیسایی که بر ویرانه‌های معبد ژوپیتر ساخته شده بود، ساخت(۱)، و این مسجد، افزون بر شگفتیهای ساختمانی و تاریخی ‎اش، جایگاه روی ‌دادن رویدادهایی شگفت‎ در آخرالزّمان است؛ و از آن رویدادهاست:

فروریختن بخشی از غرب مسجد دمشق در پی زمین ‌لرزه‎ای بزرگ در شام

محمّد ابن حَنَفِیَّه گفته است:

پیشتازان مغربی درون مسجد دمشق می‎روند؛ پس، هنگامی که آنان همچنان در شگفتیهایش می‌نگرند، ناگهان زمین سخت می‎لرزد و غرب مسجد آن‎جا کنده می‌شود، و آبادی‌ای که به آن حَرَسْتا گفته می‎شود، فروبرده می‌شود. سپس در آن هنگام، سفیانی برمی‌شورد و با ایشان کارزار می کند(۲) تا آنان را درون مصر کند. آن گاه، بازمی‌گردد و با مشرقیها می‌جنگد تا ایشان را به عراق برگرداند.(۳)

چنین می‎نماید که این روایت سخن پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یا امام علی(علیه‎ السّلام) باشد، اگرچه محمّد ابن خَوْلَۀ حَنَفی تابعی آن را به یکی از آن‎ دو نسبت نداده است.

مراد از «مغربیها» در این حدیث، شورشیان آفریقایی از قیسیان، بربرها و سیاهان‎ اند که با رهبری اَعْرَج کِنْدِی از لیبی و پیرامونش بر مصر یورش می‎برند، سپس از آن ‎جا با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی به فلسطین و اردن می‎ آیند و بر دمشق یورش می‌برند، و «مشرقیها» شورشیان عراقی‎اند که از بغداد و کوفه بر دمشق یورش می‌برند و از پیروان اَصْهَب مَرْوانِی و پیروان هاشمی شَیْصَبانِی پدید می‌آیند.

از عَمّار ابن یاسر روایت شده است که وی گفت:

بی‌گمان، دولت خاندان پیامبر شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن نشانه ‎هایی‎ اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۴) دمشق بانگ می‎زند: وای بر زمینیان از بدی‎ ای که بی‌گمان، نزدیک شده است، و غرب مسجد آن‎جا فروبرده می‎شود، به گونه‎ای که دیوارش(۵) فروبریزد، و سه تن در شام پدیدار می‎شوند که همۀ آنان خاستار پادشاهی‌اند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از خاندان ابو سفیان... .(۶)

چنین می‎نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّی ‎الله‎ علیه ‎و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به وی نسبت نداده است.

بنا بر آن‎چه از برخی احادیث اسلامی هویدا می‌شود، زمین ‎لرزه‎ای سخت در سوریه در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه ‎السّلام) روی می‎دهد که نشانه ‎ای بزرگ برای مؤمنان است، و در آن، بیش از سد هزار تن کشته می ‌شوند، و با آن، دو بخش حَرَسْتا و جابِیَه فروبرده می‏شوند و بخشی از دیوار مسجد اَمَوی فرو می‌ریزد.

اَرْطَاَه گفته است:

هر گاه آبادی‏ ای از آبادی های دمشق فروبرده شود و بخشی از غرب مسجد آن‌جا فروریزد، در آن هنگام، ترکها و رومیان گرد می‌آیند و همگی می‎جنگند، و سه پرچم در شام برافراشته می‎شوند... .(۷)

نیز اَرْطَاَه گفته است:

هر گاه ترکها و رومیان گرد آیند و آبادی‌ای در دمشق فروبرده شود و بخشی از غرب مسجد آن‎جا فروریزد، سه پرچم در شام برافراشته می‎شوند: ابقع، اصهب و سفیانی... .(۸)

چنین می‎نماید که این دو حدیث از سخنان پیامبر(صلّی ‌الله‌ علیه ‌و آله) باشند، اگرچه اَرْطَاَه ابن مُنْذِر تابعی آن‌ دو را به وی نسبت نداده است.

ابو رُومان روایت کرده است که علی[(علیه‌السّلام)] فرمود:

هر گاه دارندگان پرچمهای سیاه ناسازگاری کنند، آبادی‎ای از آبادیهای اِرَم فروبرده می‌شود، و گوشۀ غربی مسجدش فرومی‌ریزد، سپس در شام سه پرچم پدیدار می‎شوند: اصهب، ابقع و سفیانی... .(۹)

مقصود از «دارندگان پرچمهای سیاه» در این روایت، سیاه‌نشانان نخستین یا بنی عبّاسی‌اند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی می‌کنند، و «اِرَم» همان شهر دمشق است، و آبادی‎ای از آبادیهای ارم که فروبرده می‌شود، شهر حَرَسْتا می‎باشد، و ضمیر در سخن امام علی(علیه‎السّلام): «بر آنان» به دارندگان پرچمهای سیاه، اصهب و ابقع برمی‌گردد.

جابر ابن یزید جُعْفِی روایت کرده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:

ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشانه‎ هایی را که برای تو یاد می‌کنم، ببینی، اگر به آنها برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس است، و نمی‎بینم تو به آن برسی، ولی پس از من آن را از من بازگو کن، و فریادگری از آسمان بانگ می‎زند، و صدای گشایش از سوی دمشق به شما می‎رسد، و آبادی‎ای از آبادیهای شام که جابیه نامیده می‎شود، فروبرده می‎شود، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومی‌ریزد... .(۱۰)

نیز جابر جعفی روایت کرده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیه‎السّلام) می‌فرمود:

به زمین بچسب [و](۱۱) هرگز دست و پایت را نجنبان تا نشانه‎هایی را که برای تو یاد می‌کنم، در سالی ببینی، و ببینی فریادگری در دمشق بانگ می‌زند، و فروبرده‌شدن آبادی‌ای از آبادی هایش و فروریختن بخشی از مسجدش را... .(۱۲)

 

چیره‌شدن سفیانی بر منبر مسجد دمشق و نشستنش بر آن

عُمَر ابن اُذَیْنَه روایت کرده است که ابو عبدالله [الصادق](علیه‌السّلام) فرمود:

پدرم [باقر](علیه‌السّلام) فرمود که امیر مؤمنان [علی](علیه‎السّلام) فرمود: پسر زن خُرَندۀ جگرها از درۀ خشک بیرون می‌آید، و او مردی میانه‎اندام، هراس‌انگیزچهره، درشت‎ سر و در چهره‎اش نشانۀ آبله‎ای است، هر گاه ببینی‌اش گمان می‌کنی که یک‌چشم است، نامش عثمان و پدرش عَنْبَسَه می‌باشد، و وی از فرزندان ابو سفیان است، تا آن‎که به سرزمینی پایدار و آرام و دارای آبی روان می‌آید، پس، بر منبرش چیره می‌شود.(۱۳)

مراد از «پسر زن خُرَندۀ جگرها»، سفیانی شامی است که از تبار هند دختر عُتْبَه و همسر ابو سفیان است که در اُحُد مکّیّان را بر کارزار با مسلمانان برانگیخت و در پایان جنگ شکم حمزه عموی پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را شکافت و جگرش را درآورد و جوید، پس، نتوانست آن را بخُرَد و انداخت، و مقصود از «سرزمینی پایدار و آرام و دارای آبی روان» در این‎جا، شهر دمشق است.

از محمّد ابن جعفر [باقر(علیه‌السّلام)] روایت شده است که علی ابن ابی طالب[(علیه‌السّلام)] فرمود:

مردی از فرزندان حسین که نامش نام پیامبر شماست، برمی‌شورد که با شورش او زیندگان آسمان و زمین شادمان می‌شوند. پس، مردی به وی گفت: سفیانی نامش چیست؟ فرمود: او از فرزندان خالد ابن یزید ابن ابی سفیان است ... از شام از دره‎ای از سرزمین دمشق که به آن درۀ خشک گفته می‌شود، بیرون می‌آید ... به دمشق می‎آید و بر منبرش می‌نشیند... .(۱۴)

امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیه‎السّلام)، در بیان چگونگیها و کارهای سفیانی، فرمود:

... پس، در روز جمعه‎ای بیرون می‌آید و از منبر دمشق بالا می‎رود، و آن نخستین منبری است که بالایش می‎رود، پس سخنرانی می‎کند و به آنان فرمان جهاد می‎دهد، و با ایشان هم‌پیمان می‌شود بر آن‎که با وی در کاری ناسازگاری نمی‌کنند، چه خُشِشان بیاید از آن یا نپسندَندَش... .(۱۵)

ابن مُنادِی گفت: ابو سلیمان عبدالله ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر داد من را از مردی اهل کتاب(۱۶) که وی آگاه کرد او را که دانیال پیامبر(علیه‌السّلام) در کتابش یاد کرده است:

... پس، سفیانی میان همراهانش در حال سخنرانی بر منبر دمشق برمی‎خیزد و می‎گوید: ای زیندگان این شهر، ای دمشقیها، شما گوشت و خون من می‌باشید، و من دشمن دشمنتان و دوست دوستتانم، و آنان را آرزومند و امیدوارشان می‌کند که وی چیزی را بر زیان آنان ویژۀ خُد نمی‌کند... .( ۱۷)

بر کسی که اخبار آشوبها و نبردهای پُرکشتار در آخرالزّمان را پیگیری می‌کند، پوشیده نمی ‌ماند، سخنانی که ابن منادی با سند هایش از کتاب دانیال آورده است، به‌راستی از احادیث اسلامی، به ‌ویژه سخن رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، می‌باشند، ولی با برخی نادرستها آمیخته گردیده و به کسی جز گوینده‎ اش نسبت داده شده‎اند، و بی‎گمان، در این‎جا آن‎چه از آنها درست و سازگار با دیگر خبرهاست را آورده ‎ایم.

کعب گفته است:

... پسر زن خُرَندۀ جگرها بر منبر دمشق می‎نشیند، و بربرها به میانۀ شام می‌آیند، پس، آن، نشانۀ شورش مهدی است.(۱۸)

مقصود از «بربرها» در این حدیث، گروهی از شورشیان آفریقایی‌اند که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) از لیبی و پیرامونش به مصر و فلسطین و اردن و سوریه می‌آیند، و «میانۀ شام» همان شهر دمشق است.

 

کشته‎ شدن عَوْف سُلَمِی در مسجد دمشق

حَذْلَم ابن بَشِیر روایت کرده و گفته است: به علی ابن‏ حسین(علیهماالسّلام) گفتم: ویژگی شورش مهدی را برای من گزارش کن و راهنماییها و نشانه‎ های آن را به من بشناسان، فرمود:

پیش از شورش او، شورش مردی که به وی عَوْف سُلَمِی گفته می‌شود، در سرزمین جزیره می‎باشد، و پناهگاهش تکریت و کشته‎شدنش در مسجد دمشق است، سپس شورش شُعَیْب ابن صالح از سَمَرْقَنْد خاهد بود، سپس سفیانی نفرین‎شده از درۀ خشک برمی‎شورد، و او از فرزندان عُتْبَه پسر ابو سفیان است. پس، هر گاه سفیانی آشکار شود، مهدی پنهان می‎شود، سپس، در پی آن، برمی‌شورد.(۱۹)

گمان می‎کنم، «عَوْف سُلَمِی» یادشده در روایت یکی از سران بازماندگان حزب بعث و گروه داعش است که پیش از ظهور امام مهدی(علیه‎السّلام) بر کشور عراق چیره می‌شوند، و او کسی است که سپاهی را بسیج می‎کند و بر دمشق یورش می‌برد، پس، لشکریان سفیانی دستگیر و در مسجد دمشق نابودش می‌کنند.

 

بدکارگی سفیانی با زن در محراب مسجد دمشق و کشتنش بازدارندۀ از کار ناپسند را
 حُذَیْفَه روایت کرده است که رسول خدا(صلّی ‎الله ‎علیه [وآله]وسلّم) فرمود:

... زن در مسجد دمشق در جامه در نشستی(۲۰) گردانده می‌شود تا آن‎که نزد ران سفیانی می‌آید و بر آن می‌نشیند، در حالی که او در محراب نشسته است. پس، مردی از مسلمانان برمی‎خیزد و می‎گوید: وای بر شما، آیا کفر ورزیدید به خداوند پس از ایمانتان! این، روا نیست. پس، برمی‌خیزد و گردنش را در مسجد دمشق می‎زند، و هر کس که در آن کار پیرویش کند، می‌کشد. در آن هنگام، فریادگری از آسمان بانگ می‎زند: بی‎گمان، خداوند(عزّ و جلّ) از شما دوران بسیارزورگویان و منافقان و پیروانشان را پایان داده است، و بهترین گروه مردمان محمّد(صلّی‎ الله ‎علیه [وآله] و سلّم) را سرپرست شما کرده است، پس، به او در مکّه بپیوندید، و بی‌گمان، وی مهدی است... .(۲۱)

 

بانگ ‎زدن جبرائیل(علیه‎السّلام) از دیوار مسجد دمشق

ا⁦ز عَمّار ابن یاسر روایت شده است که وی گفت:

بی‌گمان، دولت خاندان پیامبر شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن نشانه‎هایی‎اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۲۲) دمشق بانگ می‎زند: وای بر زمینیان از بدی‎ای که بی‌گمان، نزدیک شده است، و غرب مسجد آن‎جا فروبرده می‎شود، به گونه‎ای که دیوارش(۲۲) فروبریزد، و سه تن در شام پدیدار می‎شوند که همۀ آنان خاستار پادشاهی‌اند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از خاندان ابو سفیان... .(۲۴)

چنین می‎نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّی ‎الله‎ علیه ‎و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به وی نسبت نداده است.
 
بنا بر آن‎چه هویداست، سخن وی: «فریادگری بانگ می‎زند» اشاره می‎کند به فریاد جبرائیل(علیه‌السّلام) و یکی از سه صدایی که در رجب پیش از قیام امام مهدی(علیه‎السّلام) شنیده می‎شوند، و «بدی‎ای که بی‎گمان، نزدیک شده است» همان آشوب کر و کوری است که شرق زمین و غرب آن را فرامی‎گیرد.

امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیه‌ السّلام) فرموده است:

... پس، فرشتگان در آسمان آشفته می‌شوند، و خداوند(عزّ و جلّ) به جبرائیل(علیه‎السّلام) فرمان می‌دهد، پس، بر دیوار مسجد دمشق بانگ می‌زند: آگاه باشید که بی‌گمان، برای شما یاری آمده است ای گروه مردمان محمّد (مسلمانان)، بی‌گمان، برای شما یاری آمده است ای گروه مردمان محمّد، بی‎گمان، برای شما گشایش آمده است، و او مهدی(علیه‌السّلام) است که از مکّه بیرون می‎آید، پس، وی را پاسخ دهید... .(۲۵)

بنا بر آن‎چه هویداست، این بانگ در ماه محرّمی که امام مهدی(علیه‎ السّلام) در آن برمی‌خیزد، پس از پدیدآمدن کارهای زشت و کردارهای دردناک از سوی سفیانی و پیروانش، شنیده می‎شود.

جابر ابن یزید جُعْفِی روایت کرده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:

ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشانه‎هایی را که برای تو یاد می‌کنم، ببینی، اگر به آنها برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس است، و نمی‎بینم تو به آن برسی، ولی پس از من آن را از من بازگو کن، و فریادگری از آسمان بانگ می‎زند، و بانگ پیروزی از سوی دمشق به شما می‎رسد، و آبادی ای از آبادیهای شام که جابیه نامیده می‎شود، فروبرده می‎شود، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومی‌ریزد... .(۲۶)

نیز جابر جعفی روایت کرده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیه‎السّلام) می‌فرمود:

به زمین بچسب [و](۲۷) هرگز دست و پایت را نجنبان تا نشانه‎هایی را که برای تو یاد می‌کنم، در سالی ببینی، و ببینی فریادگری در دمشق بانگ می‌زند، و فروبرده‌شدن آبادی‌ای از آبادیهایش و فروریختن بخشی از مسجد آن‌جا را... .(۲۸)

 

فرودآمدن عیسی(علیه‎ السّلام) از آسمان نزد منارۀ سفید مسجد دمشق

بنا بر برخی روایات اسلامی، عیسی مسیح(علیه‎السّلام) از آسمان نزدیک منارۀ سفید مسجد دمشق فرود می‌آید.

نَوّاس ابن سَمْعان گفته است: رسول خدا(صلّی ‎الله‎ علیه [وآله]و سلّم) دجّال را یاد کرد ... گفت:

... پس، هنگامی که او آن گونه است، ناگهان خداوند مسیح ابن مریم را برمی‌انگیزد، پس، نزد منارۀ سفید در شرق دمشق فرود می‎آید... .(۲۹)


-------------------------------------------------------------------
۱. بهره‌گرفته‌شده از برخی منابع.
۲. در همۀ نسخه‌های چاپی الفتن نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «فیقتلهم» ثبت شده است که به «فیقاتلهم» اصلاح و ترجمه شد.  
۳. الفتن، ص ۱۸۱، الجزء الرابع، ح ۷۳۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. میان دو کروشه از افزوده‎های ما است که آن را از حدیثی دیگر گرفته‎ایم که در عقد الدرر، ص ۱۳۱، ب ۴، ف ۲ آمده است.
۵. در همۀ نسخه‎های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‎جا «حائطها» (دیوار دمشق) یافت می‎شود که به «حائطه» اصلاح و ترجمه گردید.
۶. الغیبة، توسی، ص ۴-۴۶۳، ف ۷، ح ۴۷۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. الفتن، ص ۵-۱۴۴، الجزء الثالث، ح ۵۹۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۸. الفتن، ص ۱۹۵، الجزء الرابع، ح ۷۹۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. الفتن، ص ۸-۱۹۷، الجزء الرابع، ح ۸۰۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۰. الغیبة، نعمانی، ص ۲۸۹، ب ۱۴، ح ۶۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۱. میان دو کروشه از افزوده‌های ما است.
۱۲. التفسیر، عیّاشی، ج ۱، ص ۳-۱۶۲، ح ۲۲۲، سورة البقرة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۳. کمال الدین، ص ۶۷۹، الجزء الثانی، ب‌ ۲۵، ح‌ ۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۴. الفتن، ص ۴۷۳، الجزء العاشر، دنبالۀ ح ۱۴۸۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۵. عقد الدرر، ص ۸-۱۲۶، ب ۴، ف ۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۶. اهل کتاب پیروان یکی از دینهایی‎اند که برای پیامبران آنها کتابی آسمانی بود؛ مانند یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان، و مراد از «مردی اهل کتاب» در این‌جا، انسانی یهودی یا مسیحی است.
۱۷. الملاحم، ص ۹-۷۶، ب ۶، ح ۲۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۸. الفتن، ص ۲۱۶، الجزء الرابع، ح ۸۶۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۹. الغیبة، توسی، ص ۴-۴۴۳، ف ۷، ح ۴۳۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۰. در نسخۀ چاپی السنن الواردة فی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «مجلس مجلس» (نشستی نشستی) یافت می‎شود که سازگار با آن‎چه در دیگر نسخه‎های چاپی این کتاب آمده است، به «مجلس» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۱. السنن الواردة فی الفتن، ص ۷۰-۲۶۹، الجزء الخامس، ب ۱۰۳، دنبالۀ ح ۵۹۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۲. میان دو کروشه از افزوده‎های ما است که آن را از حدیثی دیگر گرفته‎ایم که در کتاب عقد الدرر، ص ۱۳۱، ب ۴، ف ۲ آمده است.
۲۳. در همۀ نسخه‎های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‎جا «حائطها» (دیوار دمشق) یافت می‎شود که به «حائطه» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۴. الغیبة، توسی، ص ۴-۴۶۳، ف ۷، ح ۴۷۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۵. عقد الدرر، ص ۱۳۱، ب ۴، ف ۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۶. الغیبة، نعمانی، ص ۲۸۹، ب ۱۴، ح ۶۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۷. میان دو کروشه از افزوده‌های ما است.
۲۸. التفسیر، عیّاشی، ج ۱، ص ۳-۱۶۲، ح ۲۲۲، سورة البقرة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۹. صحیح مسلم، ج ۴، ص ۳-۲۲۵۱، کتاب الفتن و أشراط الساعة، ب ذکر الدجّال، ح ۲۹۳۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته ‎های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۹ ، ۱۹:۳۹
خادم گمنام

تحولات دمشق در عصر آخرالزمان و خروج سفیانی

يكشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۲۰ ق.ظ

دمشق یا به طور مطلق شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است چون درروایات متعددی شام آورده شده وشام به طورکلی برمناطق مختلف مثل سوریه ،لبنان،فلسطین،اردن وقسمتهای شمالغربی عراق هم اطلاق میشده ما دمشق رابررسی میکنیم تا به یقین مشخص شودکه کشورسوریه را دربرمیگیردونوعی بررسی روایی برکشورسوریه شده باشد اگرچه میتوان بسیاری از روایاتی راکه لفظ شام آمده برسوریه تطبیق داد.البته شهرهایی ماننددرعا،حرستا،حمص و...درروایات آمده که درشرایط کنونی جز کشور سوریه است .خلاصه سوریه مرکزحوادث منطقه می باشد چه قبل ازظهور وچه بعد از ظهور.
نکات بسیاری درباره دمشق درروایات دیده میشود که شاید مهمترین آنهامحل حکوت سفیانی،جنگ اصلی آقاامام زمان(عج)باسفیانی دراین منطقه میباشد.امابررسی دمشق این نقطه حساس درآخرالزمان


حکمرانی سفیانی در دمشق

خروج سفیانی

السفیانی من ولد خالد بن یزید بن أبی سفیان ، رجل ضخم الهامة ، بوجهه آثار جدری ، وبعینه نکتة بیاض ، یخرج من ناحیة مدینة دمشق ، فی واد یقال له وادی الیابس ، یخرج فی سبعة نفر ، مع رجل منهم لواء معقود ، یعرفون فی لوائه النصر ، یسیر ( الرعب ) بین یدیه علی ثلاثین میلا ، لا یری ذلک العلم أحد یریده إلا انهزم(1)
از علی علیه السلام : سفیانی از فرزندان خالد بن یزید بن ابی سفیان است که دارای هیکل وجثه ای بزرگ بوده که در صورتش آثار آبله ودر چشمش نقطه ای سفید می باشد که از ناحیه ای از شهر دمشق که ، یابس ، نامیده می شود در میان هفت نفر که یکی از آنها نیز پرچم دارد خروج می نماید ، طرفداران آن اعتقاد به پیروزی آن پرچم دارند ، در جلو ان پرچم ترس ووحشت نمایان بوده وهر کس که بخواهد بطرف آن برود ، با دیدن آن فراری می گردد .

          

سفیانی برمنبردمشق

یخرج ابن آکلة الأکباد من الوادی الیابس ، وهو رجل ربعة ، وحش الوجه ، ضخم الهامة ، بوجهه أثر جدری ، إذا رأیته حسبته أعور ، اسمه عثمان ، وأبوه عنبسة ، وهو من ولد أبی سفیان ، حتی یأتی أرضا ذات قرار ومعین فیستوی علی منبرها(2)
از علی علیه السلام : فرزند خورندهء جگرها ( مراد سفیانی است که از فرزندان هند جگر خوار می باشد ) از محلی بنام ، یابس ، خروج کرده متوسط القامة بوده وصورتی وحشی وهیکلی بزرگ وچاق داشته که در صورت او اثر آبله دیده می شود وزمانی که به او نگاه کنی خیال می کنی یک چشم است . اسم او عثمان ونام پدرش عنبه واز نسل ابو سفیان می باشد ووارد دمشق شده وبر آن مسلط می گردد وبرمنبرش قرارمیگیرد.

جنایات وخباثات سفیانی دردمشق

... إذ خرج السفیانی فی ستین وثلاثمائة راکب ، حتی یأتی دمشق ، فلا یأتی علیه شهر حتی یبایعه من کلب ثلاثون ألفا ... ثم إن رجالا من قریش یهربون إلی قسطنطینیة فیبعث السفیانی إلی عظیم الروم أن أبعث إلی بهم فی المجامع ، قال فیبعث بهم إلیه فیضرب أعناقهم علی باب المدینة دمشق . وقال حذیفة : حتی إنه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق فی الثوب علی مجلس مجلس ، حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه ، وهو فی المحراب قاعد ، فیقوم رجل من المسلمین فیقول ، ویحکم أکفرتم بالله بعد إیمانکم ؟ إن هذا لا یحل ، فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق ، ویقتل کل من شایعه علی ذلک . فعند ذلک ینادی من السماء مناد : أیها الناس إن الله عز وجل قد قطع عنکم مدة الجبارین والمنافقین وأشیاعهم وأتباعهم . وولاکم خیر أمة محمد صلی الله علیه وسلم فالحقوا به بمکة ، فإنه المهدی...(3)
... زمانیکه که سفیانی در میان سیصد و شصت سوار خروج نموده وبه دمشق می رود وبه هر شهری که وارد می شود از قبیله ، کلب ، سی هزار نفر با او بیعت می نمایند... پس از آن مردانی از قریش به قسطنطنیه گریخته ولی سفیانی ، کسانی را نزد پادشاه بزرگ روم ، میفرستد که آنها را به من برگردان ، و او نیز بر می گرداند ، و سفیانی نیز آنها را در کنار دروازه شهر دمشق ، گردن می زند... حذیفه گوید: سرانجام کار به جایی می رسد که زنها در مسجد جامع دمشق حرکت می کنند و محافلی تشکیل می دهند و در حالی که سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یک نفر بلند می شود و فریاد می زند: ای مردم! این عمل حرام است، مگر کافر شده اید؟ به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر کسی که متابعت از این شخص بکند او را می کشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند: ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمکاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند. خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد(ص) معین فرموده که در مکه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی کنید و نامش مهدی است.

ندای پیروزی ازناحیه دمشق

 

            

جابر بن یزید الجعفیّ، قال: قال أبو جعفر محمّد بن علیّ الباقر علیه السلام: یا جابر الزم الأرض فلا تحرّک یداً ولا رِجلاً حتّی تری علامات أذکرها لک إن أدرکتَها: أوّلها اختلاف ولد فلان (بنی العباس) وما أراک تُدرک ذلک، ولکن حدِّث به بعدی، ومنادٍ ینادی من السماء، ویجیئکم الصوت من ناحیة دمشق بالفتح(4)
جابر جعفی از امام باقر ( ع ) روایت کرده است که فرمود: ای جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپای خودرا حرکت نده تا علامات ونشانه هایی را برای تو بیان کنم که سالی آنها را نخواهی دیدوفقط برای بعداز من نقل اول این علامات اختلاف در بنی عباس است بعدندای منادی از آسمان ، ومیرسد صد از دمشق به پیروزی برشما.
إلزم الأرض لا تحرکن یدک ولا رجلک أبدا ، حتی تری علامات أذکرها لک فی سنة ، وتری منادیا ینادی بدمشق(5)
جابر جعفی از امام باقر ( ع ) روایت کرده است که فرمود : ای جابر ، پا برجا و استوار برزمین باش ودست وپای خودرا حرکت نده تا علامات ونشانه هایی را برای تو بیان کنم که سالی آنها را خواهی دید ، می بینی که ندا دهنده ای در دمشق ندا می کند
و صدایى که از ناحیه دمشق مى آید همان پیام آسمانى است که مردم تصور مى کنند از جانب شام یا غرب مى آید. و یا اینکه براى مردم عراق اینگونه جلوه مى کند. زیرا گفتگوى آن حضرت (امام باقر)(ع ) با جابر جعفى کوفى است و عبارت آن چنین است :
((آن صدا (پیام آسمانى ) از جانب دمشق به گوش مى رسد.))این صدا از ناحیه دمشق شنیده می شود و مژده ظهور حضرت مهدی (ع) را می دهد(6)
محمد بن مسلم از حضرت باقر العلوم علیه السّلام حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:
توقعوا الصوت یاءتیکم بغتة من قبل دمشق فیه لکم فرج عظیم.(7)
منتظر صدا که ناگهان از ناحیه دمشق می رسد، باشید. البته در این (صوت) برای شما فرجی عظیمی است.
آیا منظور از کلمه «صوت» صیحه آسمانی است؟ به ظاهر یا همین است یا قیام سفیانی. امید است صدای حیاتبخش جبرئیل علیه السلام باشد.
پیامبر اکرم (ص) در مقام تشریح نبرد سفیانی در دمشق می فرماید:
خداوند به جبرئیل فرمان می دهد که از فراز مسجد دمشق بانگ برآورد که: ای امت محمد (ص)، پناه و پناهگاه شما آمد. او فرج و گشایش شما، حضرت مهدی (ع) است که از مکه خروج می کند. پس او را اجابت کنید.(8)


آن نداچیست

حتی إنه یطاف بالمرأة فی مسجد دمشق فی الثوب علی مجلس مجلس، حتی تأتی فخذ السفیانی فتجلس علیه، وهو فی المحراب قاعد، فیقوم رجل من المسلمین فیقول، ویحکم أکفرتم بالله بعد إیمانکم؟ إن هذا لا یحل، فیقوم فیضرب عنقه فی مسجد دمشق، ویقتل کل من شایعه علی ذلک. فعند ذلک ینادی من السماء مناد: أیها الناس إن الله عزوجل قد قطع عنکم مدة الجبارین و المنافقین وأشیاعهم وأتباعهم. وولاکم خیر أمة محمد صلی الله علیه وسلم فالحقوا به بمکة، فإنه المهدی(9)
سرانجام کار به جایی می رسد که زنها در مسجد جامع دمشق حرکت می کنند و محافلی تشکیل می دهند و در حالی که سفیانی در محراب نشسته است بعضی از زنان در دامن او می نشینند. در این موقع، یک نفر بلند می شود و فریاد می زند: ای مردم! این عمل حرام است، مگر کافر شده اید؟
به امر سفیانی گردنش را می زنند و هر کسی که متابعت از این شخص بکند او را می کشند. پس، در این موقع منادی از آسمان فریاد می زند: ای مردم روی زمین! خداوند به زندگی ستمکاران خاتمه داد و منافقان و پیروان آنها از بین رفتند. خداوند برای شما فرمانروایی از آل محمد(ص) معین فرموده که در مکه است. بشتابید و از دستورهایش پیروی کنید و نامش مهدی است. 

 

کشته شدن عوف سلمی دردمشق 

وعن حذلم بن بشیر، قال: قلت لعلیّ بن الحسین (علیه السلام): صف لی خروج المهدی، وعرّفنی دلائله وعلاماته، فقال: یکون قبل خروجه رجل یقال له عوف السلمی بأرض الجزیرة، ویکون مأواه بکریت، وقتله بمسجد دمشق، ثمّ یکون خروج شعیب بن صالح من سمرقند، ثمّ یخرج السفیانی الملعون من الوادی الیابس، وهو من ولد عتبة بن أبی سفیان، فإذا ظهر السفیانی اختفی المهدی، ثمّ یخرج بعد ذلک (10)
قبل از قیام مهدی علیه السلام مردی در سرزمین جزیره خروج خواهد کرد به نام عوف سلمی. قرارگاه او در تکریت است وقتلش در مسجد دمشق. سپس خروج شعیب بن صالح در سمرقند خواهد بود. بعد از او، خروج سفیانی ملعون از بیابان یابس (خشک) می باشد .

 

        

  

عوف سلمی که در برخی از سایتها او را با صدام تطبیق کردند کسی است که در دمشق کشته میشود در حالی که صدام در بغداد اعدام شدواگر هم صدام زنده باشد وباز هم خروج کند که بعید است باید در دمشق کشته شود وبعد از او شعیب خروج میکندوبرخی عوف رابا رفیق حریری تطبیق کردند که این هم به نظر نمی رسد چرا که او در بیروت کشته شده است نه در دمشق والا باید در ودروایت می گفت در شام کشته می شودکه متاسفانه تطبیقات ناصحیح محققان را از ارائه یک تحقیق درست منحرف میکندومسجد دمشق مسجد امویان میباشد.

 

خرابی دیوارمسجددمشق

فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل می کند که فرمودند:
دعوة اهل بیت نبیکم فی آخر الزمان فالزموا الارض و کفوا حتی تروا قادتها فاذا خالف الترک الروم و کثرت الحروب فی الارض ینادی مناد علی سور دمشق ویل لازم من شر قد اقترب و یخرب حائط مسجدها.(11)
دعوت اهل بیت پیامبر شما در آخرالزمان است. ملازم خانه های خود باشید و از جای خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببیند. پس، هرگاه ترکها با رومیها درگیر شوند و جنگ و خونریزی در زمین بالا گیرد منادی بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که وای از شری که نزدیک شده است، و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.
روایات فراوان و روشنى درباره این زلزله وجود دارد به گونه اى که برخى از مکانها و خسارتهاى آن و حتى وقت آن را پیش از ورود سپاهیان غربى مشخص مى سازد. گرچه از بعضى روایات استفاده مى شود که سپاه غرب بهنگام وقوع زلزله در دمشق بسر مى برد. همچنین احادیث ، این زمین لرزه را ((الرجفة ، والخسف ، و الزلزله )) (تکان شدید، فرو رفتن ، لرزش ) مى نامد، مانند روایتى که از امام باقر(ع ) (از امیرمؤ منان (ع )) نقل شده است . که فرمود:
و در روایات دیگر دو مکان را مشخص ساخته است که در آنها زمین فرو مى رود بنام : حرستا و جابیه ، و به نظر مى رسد که کلمه حرستا در این روایت اشتباه ذکر شده است چنانکه در روایت مربوط به لشکریان غرب خواهد آمد، و دیوار غربى مسجد دمشق خراب مى شود.
منظور از عبارت ((اسبهاى سفید)): اسبهاى ابلق غربى هاست که گوشهاى آنها بریده شده و وسیله سوارى آنهایند.
و مقصود از پسر جگرخوار: یعنى فرزند هند زن ابوسفیان ، زیرا سفیانى از فرزندان معاویه است چنانکه خواهد آمد و در روایتى محل خروج سفیانى از ((وادى یابس )) (بیابان خشک ) آمده که در منطقه حوران نزدیک اذرعات (درعا) در مرز سوریه و اردن قرار دارد.

 

حمله صدهزارمشرک ومنافق از کوفه به دمشق

ثمّ یخرج عن الکوفة مائة ألف مشرک ومنافق حتّی یضربوا دمشق لا یصدّهم عنها صادّ، وهی إرم ذات العماد(12).
آنگاه از کوفه صد هزار مشرک و منافق بیرون می آیند تا وارد دمشق می شوند و هیچ مانع جلوی آنها را نمی گیرد و آنجا همان ارم، دارای بناهای رفیع می باشد.

      

 

افتادن ونابودی گروهی از مسجددمشق از سمت راست آن

وعن جابر بن یزید الجعفی، قال: قال أبو جعفر محمّد بن علی الباقر(علیه السلام):
یا جابر، الزم الارض، ولا تحرّک یداً ولا رجلاً حتّی تری علامات أذکرها لک إن أدرکتها. 
أوّلها اختلاف بنی العباس، وما أراک تدرک ذلک، ولکن حدّث به من بعدی عنّی، ومناد ینادی من السماء، ویجیئکم صوت من ناحیة المشرق بالفتح، وتخسف قریة من قری الشام تسمّی الجابیة، وتسقط طائفة من مسجد دمشق الایمن، ومارقة تمرق من ناحیة الترک، ویعقبها هرج الروم، وسیقبل إخوان الترک حتّی ینزلوا الجزیرة، وستقبل مارقة الروم حتّی ینزلوا الرملة، فتلک السنة یا جابر فیها اختلاف کثیر فی کلّ أرض من ناحیة المغرب. 
فأوّل أرض تخرب أرض الشام، فیلتقی السفیانی بالابقع فیقتتلون، فیقتله السفیانی ومن تبعه ویقتل الاصهب... (13)

((پیوسته بر جاى خود باش و دست و پاى مجنبان تا علامتهایى را که براى تو بیان مى کنم مشاهد کنى : اختلاف در بین خاندان فلان و پیدایش ندا کننده اى که از آسمان پیام مى دهد و این صدا از ناحیه دمشق شنیده مى شود و مژده ظهور حضرت مهدى (ع ) را مى دهد و فرو رفتن آبادى اى از شام که آن را جابیه نامند و هواداران ترکها روى آورده تا در جزیره فرود آیند و خوارج روم در رمله مستقر خواهند شد در آن سال در هر نقطه اى از زمین از ناحیه غرب اختلاف و درگیرى وجود دارد نخستین سرزمینى که نابود مى شود شام است و میان سه لشکر اصهب و ابقع و سفیانى اختلاف ایجاد مى شود.))

 

ورودلشکریان غربی وفرورفتن بخش غربی دمشق

یدخل أوائل أهل المغرب مسجد دمشق فبیناهم ینظرون فی أعاجیبه إذ رجفت الأرض فانقعر غربی مسجدها ویخسف بقریة یقال لها حرستا ثم یخرج عند ذلک السفیانی ...(14)
نخستین گروههاى لشکریان مغربى وارد مسجد دمشق مى شوند و در حالیکه مشغول تماشاى دیدنى هاى شگفت انگیز آن هستند، ناگهان زمین فرو رفته و بخش غربى مسجد دمشق و آبادى اى به نام حرستا فرو مى رود، در این هنگام سفیانى خروج مى کند.(14)


خراب کردن دمشق توسط امام زمان(عج)
علاّمه مجلسی ـ اعلی الله مقامه ـ در کتاب نفیس «بحار الانوار» در باب رجعت، در این مورد که یهود و نصاری از سرزمینهای اسلامی اخراج خواهند شد در حدیثی از امیرمؤمنان علی (علیه السلام)چنین نقل کرده است:
«عن عبایة الأسدی قال: سمعت أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و هو متّکِئ و أنا قائم علیه: لأبنین بمصر منبراً منیراً، و لأنقضنّ دمشق حجراً حجراً، و لأخرجنّ الیهود و النّصاری من کلّ کور العرب، و لأسوقنّ العرب بعصای هذه. 
قال: قلت له: یا أمیر المؤمنین! کأنّک تخبر أنّک تحیی بعد ما تموت! 
فقال: هیهات یا عبایة! ذهبت فی غیر مذهب، یفعله رجل منّی». (15)

«عبایه اسدی گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه داده بود و من بالای سر آن حضرت ایستاده بودم، در این هنگام شنیدم که فرمود: من در آینده در مصر منبری روشنی بخش بنیان خواهم نمود، و دمشق را ویران خواهم نمود، و یهود و نصاری را از سرزمینهای عرب بیرون خواهم راند، و عرب را با این عصای خود ـ به طرف حق ـ سوق خواهم داد.
عبایه می گوید: من عرض کردم: یا امیر المؤمنین! گویی شما خبر می دهید که بعد از مردن بار دیگر زنده می شوید و این کارها را انجام می دهید!
فرمود: هیهات ای عبایة! مقصود من از این سخنان آن گونه که تو خیال کردی نیست; مردی از دودمان من اینها را انجام خواهد داد».
از جمله آخر این حدیث که حضرت فرموده است: «این کارها را مردی از دودمان من انجام خواهد داد»، استفاده می شود که مقصود از او شخص امام قائم و حجّت منتظر (علیه السلام) است.
اما خرابی دمشق با توجه به سخن امیرمؤ منان (علیه السلام) که فرمود: «دمشق را قطعا تخریب خواهم کرد... این عمل را مردی از خاندان من انجام می دهد» ظاهرا همان ویرانی ای است که در نبرد بزرگ آزادسازی قدس که توسط امام مهدی (علیه السلام) با سفیانی، یهودیان و رومی ها اتفاق می افتد. 

 

کشته شدن سفیانی

یقتل السفیانی عند شجرة بغوطة دمشق(16)
در زمان آن جناب سفیانی نزد درختی در دمشق کشته می‏شود
المهدی والسفیانی وکلب یقتتلون فی بیت المقدس حین تستقبله البیعة، فیؤتی بالسفیانی أسیراً، فیأمر به فیذبح علی باب الرحبة، ثمّ تباع نساؤهم وغنائمهم علی درج دمشق(17)

 

خروج اصهب ازدمشق

یخرج«الأصهب»بدمشق فی خمسین ألفا مخالفین للحسنی (18)
خروج میکند اصهب از دمشق همراه پنجاه هزارنفربه خاطر مخالفت با حسنی

عبور ترکها ازدمشق

 

کسی از دمشق صدائی میزند، و در یکی از دهات آن فرو رفتگی پدید میاید، و قسمتی از مسجد آن فرو میریزد، و میبینی که طایفه ترک از آنجا دمشق میگذرند و در جزیره موصل فرود میایند. رومیان هم در رمله فرود آینده و آن سالی است که در تمام سرزمین عرب اختلافات روی میدهد.(19)
کشته شدن مردی ازبنی ذنب حماردردمشق کشته شدنی که تاحالادیده نشده.

العیّاشی: بإسناده عن جابر الجُعفیّ، عن أبی جعفر علیه السلام یقول: إلزم الأرض لا تحرّک یدک ولا رجلک أبداً حتّی تری علامات أذکرها لک فی سنة، وتری منادیاً ینادی بدمشق، وخسف بقریة من قراها، وتسقط طائفة من مسجدها، فإذا رأیت الترک جازوها فأقبلت الترک حتّی نزلت الجزیرة، وأقبلت الروم حتّی نزلت الرملة، وهی سنة اختلاف فی کلّ أرض من أرض العرب، وإنّ أهل الشام یختلفون عند ذلک علی ثلاث رایات، الأصهب، والأبقع، والسفیانیّ، مع بنی ذنب الحمار مضر، ومع السفیانی أخواله من کلب، فیظهر السفیانیّ و مَن معه علی بنی ذنب الحمار حتّی یقتلوا قتلاً لم یقتله شی‏ء قطّ، ویحضر رجل بدمشق فیقتل هو ومَن معه قتلاً لم یقتله شی‏ء قطّ، وهو من بنی ذنب الحمار، وهی الآیة الّتی یقول اللَّه تبارک وتعالی: «فاختَلَفَ الأحزابُ مِن بَینهم فوَیلٌ للّذین کَفَروا مِن مَشهد یَومٍ عظیم»(20) و یظهر السفیانی و من معه حتی لا یکون له همة إلا آل محمد صلی الله علیه و اله و شیعتهم فیبعث بعثا إلی الکوفة، فیصاب باناس من شیعة آل محمد بالکوفة قتلا و صلبا.(21)
جابر جعفی از امام باقر (ع) روایت نموده که آن حضرت(ع) می فرمود که در جای خود بنشین و دست و پای خود را تکان مده، تا اینکه در سالی ببینی آن علامتها را که برای تو ذکر می کنم. هنگامی که دیدی ندا کننده ای در دمشق ندا می کند و شهری از شهرهای آن به زمین فرو می رود و قدری از مسجد آنجا خراب می شود وقتی که دیدی که لشکر ترکان از دمشق گذشتند هر آینه رو می آورند تا اینکه در جزیره فرود می آیند سپس روم را می بینی که به سرزمین رمله فرود می آیند و این سال سالی است که در همه بلاد عرب محاربه و جنگ و اختلاف واقع می گردد و اهل شام در اینوقت با سه بیرق و پرچم به جنگ بر می خیزند، پرچم اصهب، پرچم ابقع و پرچم سفیانی، که مضر همراه بنی ذنب حمار (بنی عباس) هستند و همراه سفیانی دائی های او از کلب هستند، سفیانی و همراهان او بر بنی ذنب حمار (بنی عباس) پیروز می شوند ـ بنی ذنب حمار (بنی عباس) بنوعی به قتل می رسند که مانند آن هرگز واقع نشده باشد و همچنین مردی از بنی ذنب حمار (بنی عباس) با جمعیت و استعداد از دمشق می رسد پس سفیانی او را با جمعیتش به گونهای که مانند آن هرگز واقع نشده، همه را به قتل می رساند.
و همین قصه است تاویل قول خدایتعالی: پاره ی گروه ها از میان خلایق با هم مخالفت کردند. پس وای بر کافران از شر حاضر شدن روز بزرگ که روز جنگ سفیانی باشد. سفیانی بر تمام مخالفین خود پیروز می شود و سپس برای او مقصدی نمی باشد مگر آل محمّد(ص) و شیعیان ایشان، پس لشکری به کوفه می فرستد وقتی که به آنجا می رسند جماعتی از شیعه ی آل محمّد(ص) می گیرند، پاره ای را می کشند و پاره ای دیگر را بدار می کشند.


پی‌نوشت‌ها:

1-عقد الدرر : ص 72 - 73 ب 4 ف 2 و کنز العمال : ج 11 ص 284 ح 31535و برهان المتقی : ص 112 - 113 ب 4 ف 2 ح 8و فرائد فوائد الفکر : ص 15 ب و منتخب الأثر : ص 458 ف 6 ب 6 ح 22
2-کمال الدین : ج 2 ص 651 ب 57 ح 9 و البحار : ج 52 ص 205 ب 25 ح 36
3-الاختصاص : ص 208 و منتخب الأثر : ص 423 ف 6 ب 1 ح 4 و البحار : ج 52 ص 186 ب 25
4-غیبة نعمانی 149 والاختصاص 255
5-النعمانی : ص 279 ب 14 ح 67و غیبة الطوسی : ص 269 - الفضل عن الحسن بن محبوب ، کما فی الارشادو البحار : ج 51 ص 56 ح 44
6-عصرظهور-علی کورانی ص112
7-غیبت نعمانی ص 279
8-عقددالدررص94
9-معجم لاحادیث المهدی جلد1ح235 عقددالدررص 74 البرهان المتقی ص77 اثباة الهدیج3 ص 557
10-غیبة شیخ طوسی ص 270
11-غیبت طوسی ص268
12- بحارالانوارج53 ص83 مختص بصائرالدرجات ص 200
13-المهدی المنتظرج2 ص254 و255
14-نسخه خطى ابن حماد، ص 71.
15-بحار الانوارج53 ص59
16-المهدی منتظرج1 ص412
17-البرهان متقی الهندی 31/123
18-ملاحم ص100
19-تر جمه مهدی موعودصفحه 1001
20-سوره مبارکه مریم 27
21-بحارالانوارج52 ص225 و تفسیرعیاشی ج1 ص64

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۳ ، ۱۱:۲۰
خادم گمنام