برکنارکردن سران و پادشاهان بنیعبّاس در آخرالزّمان
برکنارکردن برخی سران و پادشاهان بنیعبّاس از نشانههای نزدیکشدن زمان قیام امام مهدی-علیهالسّلام- است.
🔵برکنارکردن در بنیعبّاس نخستین نشانۀ دگرگونکردن و ناسازگاری
امام علی ابن ابیطالب-علیهماالسّلام-، در بیان نشانههای قیام قائم-علیهالسّلام-، فرمود:
با برکنارکردنهای از فرزندان عبّاس شادمان نشوید...؛ پس بیگمان آن، نخستین نشانۀ دگرگونکردن است. آگاه باش که بیگمان من پادشاهانشان را از این هنگام تا آن زمان میشناسم.(۱)
مراد از «این هنگام» در این روایت، زمان دولت نخستین بنیعبّاس پس از فروپاشی دولت بنیاُمیّه است، و «آن زمان»، زمان دولت دومین بنیعبّاس در آخرالزّمان است.
روایت شده است از کعب که گفت:
هر گاه دو مرد از بنیعبّاس که بلندپایهاند برکنار شوند، نخستین ناسازگاری میانشان میافتد. سپس در پی آن، ناسازگاری دیگری است که در آن، نابودی خاهد بود، و شورش سفیانی نزدیک ناسازگاری دوم آنان است.(۲)
گویا این حدیث از سخنان پیامبرصلّىالّاهعلیهوآله- است، اگرچه کعبالأحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.
بر پایۀ روایات اسلامی، شورش سفیانی در ماه رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا است، و از روایت کعب و از آنچه ابوبصیر از امام صادق-علیهالسّلام- روایت کرده است: «گفتم: شعبان؟ فرمود: کارها در آن شاخه شاخه میشوند»(۳) برداشت میشود که ناسازگاری دومِ نابودگر بنیعبّاس همان شاخه شاخهشدن کارهایشان در ماه شعبان است.
نیز روایت شده است از کعب که گفت:
هر گاه آبادیای که به آن حَرَسْتا گفته میشود، فرو برده شود، دو پادشاه از بنیعبّاس بر کنار شوند، و خاندان عبّاس میان خُدشان ناسازگاری کنند تا آنکه در آنان دوازده پرچم پیچیدهشدۀ کوچک و دوازده پرچم بزرگ برافراشته شوند، در آن هنگام، آشوبها بر آنان در خانۀ پادشاهیشان (پایتخت) چیره میشوند، و در آنجا گرد میآیند؛ پس در آن هنگام، دیگر [ناسازگاریشان](۴) است، و [هاشمی و سربازانش](۵) از جیحون میگذرند و در آنجا گرد میآیند، و در آن هنگام، فروافتادن پادشاهیشان و شورش بربرها بر شام است.(۶)
گویا این حدیث از سخنان پیامبر-صلّىالّاهعلیهوآله- است، اگرچه کعبالأحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.
«حَرَسْتا» اکنون شهری در شمال شرقی شهر دمشق است که بر سر راه دمشق به حِمْص جای دارد.
مراد از «بنیعبّاس» کسانیاند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی میکنند.
«هاشمی» همان چینی رهبر ترکهای اُیْغُر مسلمان است که سپاهش را از چین و مُلْتان به خراسان میآورد، و کمی پیش از ظهور امام مهدی-علیهالسّلام- در آنجا برمیخیزد، و از برخی احادیث اسلامی برداشت میکنیم که رسیدن هاشمی به خراسان هنگام نزدیکشدن پدیداری بزرگستارۀ دنبالهدار در ماه رمضان است.
«جَیْحُون» یا آمُودَرْیا پرآبترین رودهای آسیای میانه است که از کوههای هِنْدوکوش و پامیر سرچشمه میگیرد، و از افغانستان و تاجیکستان و ازبکستان میگذرد و بخشی از مرزهای طبیعی این کشورها را پدید میآورد و در دریاچۀ آرال میریزد.(۷)
«بربرها» شورشیان آفریقاییاند که از لیبی بر مصر یورش میبرند، سپس به فلسطین و اردن و سوریه میآیند.
---------------------------
۱. إلزام الناصب، ج ۲، ص ۱۵۸، خطبة البیان ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. الفتن، ص ۱۴۲، الجزء ۳، ح ۵۸۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳. سرور أهل الإیمان، ص ۴۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. میان دو چنگک از افزودههای ما است که آن را از دو حدیث همتای این حدیث که یکی از آن دو در: الفتن، ص ۱۴۲، الجزء ۳، ح ۵۸۱، و دیگری در: الفتن، ص ۲۰۶، الجزء ۴، ح ۸۳۲ آمده است، گرفتهایم.
۵. میان دو چنگک از افزودههای ما است که آن را از برخی احادیث همتای این حدیث گرفتهایم.
۶. الفتن، ص ۱۴۳، الجزء ۳، ح ۵۸۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. برگرفته از: برخی منابع.
روایت شده است از عبدالرحمان ابن سَیابَه که ابوعبدالّاه [صادق]-علیهالسّلام- فرمود:
چگونه خاهید بود شما هنگامی که بیامامی راهنما و بینشانهای بمانید، در حالی که برخی از شما از دیگری بیزاری میجوید؟! پس در آن هنگام، جداکرده و پالایششده و الکزده میشوید، و در آن هنگام، ناسازگاری دو شمشیر و فرمانرواییای از آغاز روز و کشتنی و برکنارکردنی از پایان روز است.(۸)
مقصود از «ناسازگاری دو شمشیر» در این حدیث، درگیری میان دو گروه از بنیعبّاس یا میان دو نیروی نظامیشان اندکی پیش از ظهور امام مهدی-علیهالسّلام- است؛ چنانکه روایت شده است از بَکْر ابن حَرْب که ابوعبدالّاه [صادق]-علیهالسّلام- فرمود: تباهی پادشاهی بنیفلان نخاهد بود، مگر آنکه دو شمشیر بنیفلان ناسازگار شوند؛ پس هرگاه ناسازگار شوند، در آن هنگام، تباهی پادشاهیشان خاهد بود.(۹)
🔵پیمانبستن با عبدالّاه عبّاسی، برکنارکردن وی و بازۀ زمانی فرمانرواییاش
روایت شده است از عَمّار ابن یاسِر که وی گفت:
بیگمان دولت خاندان پیامبر شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن نشانههاییاند. پس هر گاه [آن زمان را](۱۰) ببینید، بر زمین بچسبید و [دستهایتان را](۱۱) نگه دارید تا نشانههای آن بیایند. پس هر گاه رومیان و ترکها بر شما بشورانند، و سپاهیان بسیج شوند، و پادشاه شما که داراییها را میاندوزد بمیرد، و پس از او مردی ناتوان(۱۲) جانشین شود که دو سالی(۱۳) پس از پیمان بستهشدن با وی برکنار میگردد، و نابودی پادشاهی آنان از جایی میآید که آغاز شد، و ترکها و رومیان ناسازگاری میکنند، و جنگها در زمین فراوان میشوند ... و عبدالّاه عبدالّاه را دنبال میکند(۱۴) تا آنکه سربازان آن دو در قَرْقِیسِیا بر سر رودخانه رویاروی شوند، و نبردی بزرگ خاهد بود... .(۱۵)
گویا این حدیث از سخنان پیامبر-صلّىالّاهعلیهوآله- است، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به وی نسبت نداده است.
بدان که مراد از «رومیان» در بسیاری از روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، اروپاییان و گروههایی از آمریکاییانیاند که از فرزندان رومیاناند، و مقصود از «ترکها» در برخی از احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، ترکهای ترکیهاند.
از روایت عمّار و دیگر احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان هویدا میشود که دولتهای روم و ترک، مانند آمریکا و اروپا و ترکیه، با هم یا جداگانه، سپاهیانی را بر گروههایی از مسلمانان، پیش از قیام امام مهدی-علیهالسّلام-، میشورانند. برای نمونه، اصهب مروانی و پیروانش، از بازماندگان حزب بعث و گروهی از سَلَفیان، را یاری میکنند تا بر عراق چیره شوند، سپس آنان را بر ایرانیان میشورانند و راه رسیدنشان به سوریه را میبندند، و نیز نیروهایی از خَزَرها و ترکان را با فرماندهی شَرُوسِی در قَفْقاز جنوبی بسیج میکنند و بر ایران میشورانند، سپس آنان را برای یاری اصهب مروانی سوی عراق میفرستند. از این رو، نبرد این دو گروه شورشی از جنگهای نیابتی است. افزون بر آن، ترکهای ترکیه برای رسیدن به سودهای راهبردیشان و کشتن مردمان و در بند کردنشان و چپاول داراییهایشان و پیشگیری از پیشروی یورشگران سوی مرزهایشان، درون بخشی از سرزمینهای جزیره در شمال و شرق سوریه میروند، و رومیان برای رسیدن به سودهای راهبردیشان و پشتیبانی از اسرائیل، بهویژه بیت مقدّس، در برابر یورش شورشیان آفریقاییای که ترکهای ترکیه آنان را از لیبی و پیرامونش بر زیندگان مصر و شام میشورانند، به رملۀ فلسطین میآیند.
---------------------------
۸. کمال الدین، ص ۳۸۲، الجزء ۲، ب ۱، ح ۳۷؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. الغیبة، توسی، ص ۸-۴۴۷، ف ۷، ح ۴۴۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۰. میان دو چنگک از افزودههای ما است.
۱۱. میان دو چنگک از افزودههای ما است.
۱۲. در همۀ نسخههای چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «صحیح» (تندرست) یافت میشود که سازگار با آنچه در دو روایت مانند این روایت که در «الفتن، ۱۴۶، الجزء ۳، ح ۶۰۳ و ص ۲۳۲، الجزء ۵، ح ۹۱۷» آمدهاند، به «ضعیف» اصلاح و ترجمه شد.
۱۳. در همۀ نسخههای چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «سنین» (سالها) یافت میشود که سازگار با آنچه در دو روایت مانند این روایت که در «الفتن» آمدهاند، به «سنتین» اصلاح و ترجمه شد، و پوشیده نیست که ناتوان پادشاهیش سالها پایدار نمیماند.
۱۴. در همۀ نسخههای چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «یسبق» (پیشی میگیرد) یافت میشود که سازگار با آنچه در روایتی مانند این روایت که در «الفتن» آمده است، به «یتبع» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۵. الغیبة، توسی، ص ۴-۴۶۳، ف ۷، ح ۴۷۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
پادشاه مسلمانان که داراییها را میاندوزد و نزدیک به دو سالی پیش از قیام امام مهدی-علیهالسّلام- میمیرد، دومین پادشاهان سهگانۀ بنیعبّاس است که در آخرالزّمان بخشی از سرزمینهای مشرق را فرمانروایی میکنند، و مردی ناتوان که در جایگاه او میایستد و دو سالی پس از پیمان بستهشدن با وی برکنار میگردد، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سهگانۀ بنیعبّاس در آخرالزّمان است، و از ساختار سخن و درونمایۀ آن در بیان ویژگی دو پادشاه یادشده دانسته میشود که پادشاهی که میمیرد، مردی نیرومند با عمری بلند و فرمانرواییای دراز است.
گفتار پیامبر-صلّیالّاهعلیهوآله-: «نابودی پادشاهی آنان از جایی میآید که پدیدار شد» به رازی بزرگ اشاره میکند، و آن این است که همان گونه که آغاز پیدایش پادشاهی بنیعبّاس در دولت نخستینشان از خراسان با دستان ابومسلم کوفی و پیروان خراسانیاش بود، همچنین نابودی پادشاهی ایشان در پایان دولت دومشان از خراسان با دستان شعیب تمیمی خراسانی و یارانش که از خراسان با وی میآیند، خاهد بود.
در سخن رسول خدا-صلّیالّاهعلیهوآله-: «عبدالّاه عبدالّاه را دنبال میکند تا آنکه سربازان آن دو در قَرْقِیسِیا بر سر رودخانه رویاروی شوند»، «عبدالّاه» نخستین عبدالّاه سفیانی واپسین پادشاه بنیاُمیّه در شام، و «عبدالّاه» دوم عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سهگانۀ بنیعبّاس در مشرق است که سپاهی را به سوریه میفرستد، و بر پایۀ آنچه هویدا است، نیروهای سپاه سفیانی پس از آنکه بر دمشق چیره میشوند، بر نیروهای سپاه عبّاسی که در شام ماندگارند میشورند و آنان را سوی جزیره دنبال میکنند تا آنکه دو سپاه بر سر رودخانۀ خابور در قرقیسیا رویاروی میشوند و نبردی بزرگ میکنند.
مقصود از «رودخانه» در اینجا خابور از بزرگترین رودخانههای ریزنده در فرات است، و قَرْقِیسِیا -عربیشدۀ کرکیسیوم یونانی- از شهرهای کهن در سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات نزدیک ریزشگاه رود خابور در فرات بود، و اکنون تپههایی باستانی از آن نزدیک شهر دَیْرُ الزَّوْر ماندهاند، و شهر بُصَیْرَه در شرق سوریه و نزدیک مرزهای غربی عراق بر آن ساخته شده است.(۱۶)
🔵نابودی عبدالّاه عبّاسی و برکنارکردن کسی در آستانۀ برکناریاش
روایت شده است از جابر که ابوجعفر فرمود:
هر گاه سفیانی بر اَبْقَع، منصور، کِنْدی، ترکها و رومیان چیره شود، بیرون میآید و به عراق میرسد. سپس گیسوی لبهدار پدیدار میشود. پس در آن هنگام، نابودی عبدالّاه خاهد بود، و کسی که در آستانۀ برکنارشدن است، برکنار میگردد، و این برکناری، نادانسته، به گروههایی در شهر زورا نسبت داده میشود. پس اخوض با زور بر شهری چیره میشود، و در آنجا کشتاری بزرگ میکند، و شش تن سرانِ از خاندان عبّاس را میکشد، و سر میبُرَد در آنجا، سربریدنی دست و پا بسته، سپس سوی کوفه میرود.(۱۷)
بر پایۀ پژوهش نویسنده، هنگامی که این روایت را با دیگر روایات بیانگر رویدادهای آخرالزّمان میسنجیم، مییابیم که بیگمان در گزارش و رونویسی نوشتار آن نادرستی، درهمریختگی، آشفتگی و پیش و پس افتادن روی داده است، و درست آن است که روایت این گونه باشد:
روایت شده است از جابر که ابوجعفر [باقر-علیهالسّلام-](۱۸) فرمود:
گیسوی سختیآور(۱۹) پدیدار میشود. پس در آن هنگام، نابودی عبدالّاه خاهد بود، و کسی که در آستانۀ برکنارشدن است، برکنار میشود، و این برکناری، نادانسته، به گروههایی در شهر زَوْرا نسبت داده میشود. پس هر گاه سفیانی بر اَبْقَع، منصور، کِنْدِی، ترکها و رومیان چیره شود، بیرون میآید و به عراق میرسد. پس اَخْوَص(۲۰) با زور بر شهری چیره میشود، و در آنجا کشتاری بزرگ میکند، و شش تن سرانِ از خاندان عبّاس را میکشد، و سر میبُرَد در آنجا، سربریدنی دست و پا بسته، سپس سوی کوفه میرود.(۲۱)
---------------------------
۱۶. برگرفته از: برخی منابع.
۱۷. الفتن، ص ۲۰۹، الجزء ۴، ح ۸۴۱؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۱۸. میان دو چنگک از افزودههای ما است.
۱۹. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «ذی الشفاء»، و در دیگر نسخههای چاپی این کتاب «ذو الشفاء» یافت میشود که به «ذو الشَّقاء» اصلاح و ترجمه شد.
۲۰. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «الأخوض» یافت میشود که سازگار با آنچه در نسخۀ چاپی این کتاب در قاهره آمده است، به «الأخوص» اصلاح و ترجمه شد.
۲۱. الفتن، ص ۲۰۹، الجزء ۴، ح ۸۴۱، با حذف و تصرّف در روایت؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
«گیسوی سختیآور»، بزرگستارۀ دنبالهداری است که «گیسوی شیطان» نیز نامیده میشود، و در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی-علیهالسّلام- از مشرق پدیدار میشود، و مایۀ گرفتاریها و ناخُشیهایی برای مردم میشود.
از برخی احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان هویدا میشود که عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سهگانۀ بنیعبّاس در مشرق در آخرالزّمان است، و او پادشاه ناتوانی است که دو سالی پس از پیمان بستهشدن با وی برکنار میگردد. از این رو «کسی که در آستانۀ برکنارشدن است» در روایت جابر جُعْفِی همان «عبدالّاه» است، و خداوند داناتر است.
«اَبْقَع» (گندمگون) از ویژگیهای فِهْرِی فرماندۀ فرماندهان در مصر در آخرالزّمان است که بر فرمانروای آنجا میشورد، و نیروهایی مصری با نیروهایی از قیسیان، بربرها و سیاهانِ مغربیِ پیرو عبدالرحمان اعرج کندی را از مصر سوی فلسطین، اُردن و سوریه برای نبرد فرماندهی میکند.
«منصور» همان منصور قحطانی، واپسین کسی است که در آخرالزّمان در یمن با ستم فرمانروایی میکند، و سربازانش را برای پاسداری از اسرائیل، از صنعا به رملۀ فلسطین میآورد، و با سپاه ابقع فهری مصری هنگامی که بر بیت مقدّس یورش میبرند میجنگد، سپس بر سوریه یورش میبرد و با سپاه سفیانی نبرد میکند و شکست میخُرَد و به یمن بازمیگردد و منصور حسینی یمانی او را میکشد.
«کِنْدِی» همان عبدالرحمان اَعْرَج کِنْدِی، رهبر قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی در لیبی و پیرامونش در آخرالزّمان است که سپاهش را به مصر میآورد، و آنان را با فرماندهی ابقع فهری مصری برای نبرد سوی فلسطین، اُردن و سوریه میفرستد.
اَخْوَص (چشمفرورفته) از ویژگیهای عثمان سفیانی، رهبر شامیان و واپسین فرمانروایان اَمَوی از نژاد ابوسفیان در آخرالزّمان است.
بدان که در آیین اسلام، کشتنِ دست و پا بسته روا نیست، هرچند کشتهشونده جانور یا انسانی بزهکار و سزاوار کشتن باشد.
روایت شده است از حُذَیْفَه ابن یَمان که گفت:
پادشاهی کشته میشود که برای او در آسمان بهانهپذیری و در زمین یاوری نخاهد بود، و پادشاهی بر کنار میگردد، به گونهای که بر روی زمین گام برمیدارد، در حالی که چیزی از زمین(۲۲) برای وی نیست، و پسر بانوی در بند افتاده پادشاه میگردد.(۲۳)
گویا این روایت از سخنان پیامبر-صلّىالّاهعلیهوآله- است، اگرچه حذیفۀ صحابی آن را به وی نسبت نداده است.
گمان میکنم که مراد از «پادشاهی کشته میشود»، واپسین پادشاهان حجاز و سرزمینهای پیرامونش پیش از قیام امام مهدی-علیهالسّلام- است، و مقصود از «پادشاهی بر کنار میگردد»، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سهگانه از بنیعبّاسی است که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی میکنند، و گمانی نیست در اینکه «پسر بانوی در بند افتاده پادشاه میگردد»، امام مهدی-علیهالسّلام- است؛ زیرا وی از ملیکه زاده شد که دختر یَشُوعا پسر قیصر پادشاه روم شرقی و از زیندگان قُسْطَنْطَنِیَّه -اِسْتانْبُول کنونی- بود، و مسلمانان در جنگهایشان با رومیان بر مرزهای روم شرقی او را در بند کردند، و امام علی هادی-علیهالسّلام- وی را از میان در بند افتادگانی که برای فروش به عراق آورده بودند، خرید و آزاد کرد و به همسری فرزندش امام حسن عسکری-علیهالسّلام-درآورد.
شایان یادآوری است، از برخی احادیث اسلامی برداشت میشود که برکناری واپسین فرمانروایان بنیعبّاس در شعبان خاهد بود، سپس آن فرمانروا کشته میشود، و از برخی روایات اسلامی هویدا میشود که کشتن واپسین پادشاهان حجاز و سرزمینهای پیرامونش در ذیحجّه پیش از قیام امام مهدی-علیهالسّلام- در محرّم روی میدهد، و خداوند داناتر است.
---------------------------
۲۲. در نسخۀ چاپی الغیبة پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در اینجا «الآخر» یافت میشود که سازگار با آنچه در دیگر نسخههای چاپی این کتاب آمده است، به «الأرض» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۳. الغیبة، نعمانی، ص ۲۷۶، ب ۱۴، ح ۳۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
📚جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تُنِکابُنِی
✍🏻روش ما در نوشتن واژهها سرهنویسی و سازگاری نوشتار با گفتار است
✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman