آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

اللهم عجل لولیک الفرج

آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

اللهم عجل لولیک الفرج

آخرالزمان (بررسی نشانه های ظهور)

این وبلاگ برای ارائۀ پیشگوییهای گوناگون در بارۀ نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) و رویدادهای آخرالزّمان است که بیشتر آنها برگرفته از کتابهای زرتشتیان، یهودیان، مسیحیان و مسلمانان، به ویژه آیات قرآن کریم و روایات اسلامی می باشند، و خوانندگان گرامی را از رویدادهایِ پیشِ رویِ جهان آگاه می سازند.

بایگانی

سناریوی جنگهای پیشِ‌ رو در خاورمیانه

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۴۰۰، ۰۹:۱۱ ب.ظ

پیشتر بارها گفته‌ایم، اسرائیل جرأت حملۀ مستقیم به ایران را ندارد، و ایران نیز خُد را درگیر جنگ مستقیم با اسرائیل نخاهد کرد، هر چند نیروهای ایرانی یا وابسته به ایران از دو نقطۀ لبنان و سوریه به مرزهای اسرائیل، و نیروهای اسرائیلی یا وابسته به اسرائیل هم از دو نقطۀ آذربایجان و خلیج فارس به مرزهای ایران نزدیک شده‌اند.

و این را هم گفته‌ایم که اسرائیل با کمک نیروهای غربی، به‌ویژه فرانسویها و آمریکاییها، نیروهای حوثی وابسته به ایران را در یمن کنار می‌زند، و با کمک نیروهای غربی و عربی در خلیج فارس فتنه می‌کند و کشورهای عربی را با یکدیگر و آنان را با ایران به جنگ می‌کشد، و در قفقاز جنوبی از مرزهای ترکیه تا آذربایجان نیز با کمک آذربایجان و ترکیه و دیگران فتنه می‌کند و نخست آذربایجان را به جنگی ویرانگر با ارمنستان وادار و سپس نیروهای خزر و ترک را درگیر آتش جنگی بزرگ با ایرانیان می‌کند.

در همین حال، ناگهان نیروهای بعث و داعش بر عراق چیره و راه ارتباطی ایران با سوریه را می‌بندند و با ایرانیان درگیر جنگی پرکشتار می‌شوند، و ایرانیان نیز بندر راهبردی بصره را می‌گیرند، و سپس ناگهان نیروهای شورشی آفریقایی مانند داعش با کمک ترکیه برمی‌شورند، و بر مصر یورش می‌برند و در اسکندریه با نیروهای غربی پشتیبان حاکم مصر درگیر می‌شوند و آنان را از آن‌جا دور می‌کنند، و آن‌گاه حکومت مصر را فرو می‌پاشند و فرمانروایش را می‌کشند و راهی شام می‌شوند و حکومت اردن فرو می‌‌پاشد، و در حالی که نیروهای غربی همراه با نیروهای یمنی برای پشتیبانی از اسرائیل در رملۀ فلسطین مستقر شده‌اند، نیروهای آفریقایی برای گرفتن بیت‌المقدس حمله‌ای ناموفّق انجام می‌دهند و ویرانیهایی به بار می‌آورند، و سپس سوی سوریه می‌آیند و با ارتش بشّار اسد و نیروهای پشتیبان وی مانند ایرانیان و حزب‌الّاه لبنان درگیر نبردی بزرگ می‌شوند، و هنگامی که به دمشق می‌رسند، ناگهان سفیانی از سویدا در جنوب دمشق بر همگان می‌شورد و پیروز می‌شود و مردم دمشق حاکم خُد را می‌کشند و به وی می‌پیوندند و سفیانی بر سراسر شام چیره می‌شود و بر مصر و عراق و ایران و عربستان سعودی یورش می‌برد و می‌شوند آن‌چه که باید بشود!

ناگفته نماند، چنان‌که بارها گفته‌ایم، اسرائیل هم چند ماهی پس از ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام)، علی رغم پشتیبانی دولتهای غربی و نیروهای دجّال، در پی یورش یاران امام مهدی(علیه‌السّلام) از چین و خراسان و ایران و ... فرو می‌پاشد.

کسانی که با نوشتارها و پیشبینیهای ما از قبل آشنایی دارند، خوب می‌دانند که آن‌چه اکنون در بارۀ جنگهای آینده در خاورمیانه گفته‌ایم، سناریویی تخیّلی نیست، بلکه برگرفته از روایات اسلامی است که بخشهایی از آن را پیشتر ارائه کرده‌ایم و بقیّه را در آینده به گونه‌ای مستند و مستدل پیشکش خانندگان گرامی خاهیم کرد.

--------------------------------------------------------------------

ایران-قم-سیّد سلیمان مدنی تنکابنی- 24 دی 1400  

✔️کانال آخرالزّمان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۰۰ ، ۲۱:۱۱
خادم گمنام

گفتاری که اکنون در زیر فروارد می‌شود، در دی ماه سال گذشته (1399) در کانال بارگذاری شده بود، و در آن، دگرگونیهایی شگفت در میان مردم و جابه‌جایی دولتها و قدرتها و شورش برخی گروههای شورشگر و فروپاشی حکومتها را پیشبینی کرده بودیم، و دیدیم که بلافاصله در آمریکا قدرت از ترامپ جمهوری‌خاه به جوبایدن دمکرات منتقل شد، و بی‌گمان، شورش طالبان در افغانستان نیز یکی از پیامدهای نزدیکی مشتری و زحل در دی‌ماه 1399 می‌باشد، و پس از گذشت هفت ماه از نزدیکی زحل و مشتری، ناگهان گروه طالبان برشوریدند و شهرهای افغانستان را یکی پس از دیگری گرفتند تا سرانجام به کابل رسیدند و حکومت این کشور را برانداختند.هنوز چند ماهی از اقتران مشتری و زحل نگذشته است که برخی آثار آن، به‌ویژه ناسازگاریها و دشمنیها و سختیها، آشکار شده و رو به فزونی نهاده‌اند. مانند اختلاف اروپا و آمریکا با روسیه و چین و ایران، اختلاف گروهها و جناحها در برخی کشورها، اختلاف در خاندان پادشاهی اردن و سختی زندگی و گرانی نرخها در برخی کشورها از جمله ترکیه و ایران و ... 

                                                      👇👇👇

نزدیک‌شدن مشتری و زحل از رویدادهای نجومی‌ای است که هر بیست سال یک بار انجام می‌شود.منّجمان خبر داده‌اند که مشتری و زحل، در ۱ دی ۱۳۹۹ برابر ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰، با ۶ دقیقۀ کمانی در صورت فلکی جَدْی (بزغاله)، به هم نزدیک می‌شوند، و گفته‌اند که این نزدیکی کمیابترین و نزدیکترین نزدیکی میان دو بزرگ‌ستاره از ژوئیه ۱۶۲۳ است که در آن نزدیکی‌ای با ۵ دقیقۀ کمانی روی داده است(۱)؛ زیرا دوری مشتری و زحل هنگام اقتران کمتر از یک درجۀ قوسی خاهد بود، و دو بزرگ‌ستاره، با نزدیکی بسیار و کمیابی میانشان، آشکارا کمی پس از غروب خُرشید در جنوب غربی آسمان دیده می‌شوند، و چنین نزدیکی‌ای در گذر سده ‎ها و روزگاران جز بارهایی اندک روی نخاهد داد.

دانشمندان نجوم باور دارند که نزدیکی دو بزرگ‌ستارۀ مشتری و زحل در برخی زمانها از آشکارشدن انسانهای برجستۀ کارساز در سرنوشت بشر و روی‌دادن زمین‌لرزه‌ها، ناسازگاریها، دشمنیها، ناآرامیها و جنگها میان فرمانروایان و مردمان و فرودآمدن اندوهها و سختیها بر سران و ناتوان‌شدن پادشاهان و مرگشان و فروپاشیدن حکومتها و دولتها و کشورها و جابه‎ جاشدن فرمانروایی از خاندانی به دیگری و دگرگونی در اخلاق مردم و دینهایشان خبر می‎دهد، و بر کسی که در علم نجوم پیگیری و آزمودگی دارد، پوشیده نمی‌ماند که این رویدادها گاه از یک‌سالی پیش از اقتران تا سه‌سالی پس از آن نمایان می‌شوند، و گاهی پیامدهایشان در درازای سالیان یا سده‌ها و روزگاران پایدار می‌مانند، و خداوند داناتر است.

شیخ مفید(رحمه‌الّاه) آورده است:

هرگاه زحل و مشتری در یک برج گرد آیند، دنیا در بیشتر حالات دگرگون می‌شود، و کارهای مردم دگرگون می‌شوند، و شورشیان از همه سو، به‌ویژه از گیلان و دیلمها و کردها، برمی‌شورند، و مردم را می‌کشند، کشتاری سخت، و کار بر مردم از ترس و اندوه سخت می‌شود، و فرومایگان جایگاهشان بلند می‌شود، سرشتهای همۀ مردمان دگرگون می‌شوند، و از آنان شرم و انسانیّت می‌رود، و هر کدام در دیگری آزمندی می‌کند، و در ایشان، به‌ویژه زنان، تباهی، انداختن زایندگان فرزندان حرام را، ریختن خونها، کشتن و گرسنگی افزوده می‌شود.(۲)

بدان که نوشتار نجومی‌ای که پیشتر آوردیم، به واپسین نزدیکی‌ای که میان مشتری و زحل پیش از ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام) روی می‌دهد، اشاره می‌کند. پس، پیامدهای پیشبینی‌شده برای این اقتران بهره‌گرفته‌شده از علم نجوم و برپایۀ درونمایۀ برخی روایات اسلامیِ‌ بیانگر رویدادهای آخرالزّمان‌اند؛ مانند آن‌چه امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) فرمود: «هر گاه ... قیامگری از ما در گیلان به پا خیزد»(۳)، و آن‌چه امام صادق(علیه‌السّلام) از آن خبر داد: «حسنی، نوجوان روشن‌چهره، از سوی دیلمان برمی‌شورد»(۴)، و آن‌چه امام علی(علیه‌السّلام) آن را پیشبینی فرمود: «هر گاه ... برای بلندقدان و تناوران کُرد پرچم برافراشته شود»(۵)، و مراد از «شورشیان از همه سو ... برمی‌شورند»، کسانی‌اند که پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) برمی‌شورند، حق باشند یا باطل، مانند: هَجَری کوتاه‌قد در اَحسا یا بحرین، عَوْف سُلَمِی و اَصْهَب مَرْوانِی در جزیره و عراق، هاشمی شَیْصَبانِی در کوفه، شَهْرزُورِی در سلیمانیّه از کردستان عراق، سعید شُوشِی در خوزستان، عَدَوِی سیستانی در سیستان، حسنی گیلانی در دَیْلَمِسْتان، شُعَیْب تَمِیمِی خراسانی در سمرقند، هاشمی چینی در سِینْ‌کِیانْگ، شَرُوسِی در ارمنستان و آذربایجان، اَعْرَج کِنْدِی در لیبی، اَبْقَع فِهْرِی در مصر، جُرْهَمِی و رَبِیعِی و سُفْیانِی در سوریه، چشم‌فروهشته در صنعا و حسینی یمانی در یمن.

نیز احمد بُونی گفته است:

هر گاه زحل با مشتری نزدیک شود، جنگ در سرزمینها فراگیر می‌شود، و پادشاهی از پادشاهان دنیا و زمین می‌میرد.(۶)

شایان یادآوری است که بی‌گمان، مشتری و زحل، در ۱۰ دی ۱۳۵۹ برابر ۳۱ دسامبر ۱۹۸۰، با ۱ درجه و ۲ دقیقۀ کمانی، به هم نزدیک شدند، و یک‌سالی پیش از این نزدیکی، ارتش سرخ شوروی در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۹ وارد افغانستان شد و حفیظ‌الّاه امین رئیس‌جمهوری را در ۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ کشتند و بَبْرَک کارْمَل را جایگزین وی کردند، و نه سالی در آن‌جا ماندند، و در این دوران، یک و نیم میلیون افغان کشته و سه میلیون زخمی و دو میلیون رانده و پنج میلیون تن به دیگر کشورها پناهنده شدند، و پنج‌ماهی پیش از نزدیکی، پادشاه برکنارشدۀ ایران محمّدرضا پهلوی در ۵ مرداد ۱۳۵۹ در مصر مرد، و سه ماهی پیش از نزدیکی، میان ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ جنگی بزرگ شعله‎ور شد که هشت سال پایدار ماند و کشته‎های بسیار و ویرانیهای فراوانی از آن بر جای ماند، و نه‌ماهی پس از آن نزدیکی، محمّد اَنْوَر سادات، رئیس‌جمهوری مصر، در ۶ اکتبر ۱۹۸۱ کشته شد، و محمّد حُسْنِی مبارک، در ۱۴ اکتبر ۱۹۸۱ جانشینش گردید، و نیز میان مشتری و زحل در ۸ خرداد ۱۳۷۹ برابر ۲۸ می ۲۰۰۰ نزدیکی‌ای‎ با ۱ درجه و ۹ دقیقۀ کمانی روی داد، و پس از گذشتن پانزده‌ماهی از این نزدیکی، حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا روی داد که مایۀ ویرانی دو برج مرکز تجارت جهانی در نیویُرک و کشته و زخمی‌شدن نزدیک ۱۰ هزار تن شد، و در پی آنها، آمریکا و همپیمانانش جنگ با افغانستان را در اکتبر ۲۰۰۱ برپا ساختند و حکومت طالبان را که سازمان القاعده را پناه داده بود، برانداختند، و سپس در مارس ۲۰۰۳ بر عراق یورش بردند و حکومت حزب بعث با رهبری صدّام را فروپاشاندند، و از این دو جنگ هزاران کشته و زخمی و زیانهای مالی فراوانی بر جای مانده است!

هنگامی که به تاریخهای دور می‌نگریم، می‌بینیم که بی‌گمان، مشتری و زحل در سال ۶ پیش از سال میلاد عیسی مسیح(علیه‌السّلام) نزد بیشتر مسیحیان، به هم نزدیک شدند، ولی چون برخی پژوهشگران باور دارند که مسیح چهار تا هشت‌سالی پیش از سال آغازین میلادی زاده شده، پس، سزاوار است گفته شود که ولادت در سال اقتران یا در سالی نزدیک به آن بوده است، و نیز می‌بینیم که بی‌گمان، میان مشتری و زحل در ۵۷۱ م، سال ولادت پیامبر(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله)، و همچنین در سال ۶۱۰ م، سال بعثت وی، نزدیکی روی داده است!

افزون بر آنها، مشتری و زحل در مارس ۱۲۲۶ با ۲ دقیقۀ کمانی به هم نزدیک شدند، و زمین‌لرزۀ سختی شهرزور در کردستان عراق را در نوامبر ۱۲۲۶ ویران کرد، و چنگیزخان، بنیادگذار امپراتوری مُغُلی، در اوت ۱۲۲۷ مرد!
 
در پایان این گفتار از خداوند متعالی می‌خاهیم که بدیها و آسیبهای آسمانی و زمینی را، با برکت محمّد و خاندان پاکش(صلوات‌الّاه‌علیهم) و خاندن آیة‌الکرسی و دادن صدقات در راه خدا، از ما و همۀ مؤمنان، دور کند.
------------------------------------------------------------------ 

۱. در سال ۱۶۲۳ م شاه عبّاس یکم بغداد را گشود و آن را از دستان سپاهیان دولت عثمانی بیرون آورد.
۲. الاختصاص، ص ۱-۱۶۰، آفة العلامات فی السنة؛ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳. الغیبة، نعمانی، ص ۲۸۳، ب ۱۴، ح ۵۵؛ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. الهدایة الکبری، ص ۴۰۳، ب ۱۴؛ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵. مشارق أنوار الیقین، ص ۲۶۶، خطبة التَّطَنْجِیَّة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۶. شمس المعارف الکبرى، ص ۳۲، الجزء ۱، فصل فی اقتران الکواکب بالکواکب؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

ایران-قم-یک‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۰۰ ، ۱۷:۱۱
خادم گمنام

دی دهمین ماه از ماههای دوازده‌گانۀ خُرشیدی و نخستین ماه از فصل سرد زمستان نزد ایرانیان است.

 بنا بر آن‌چه پیش آمده است و روی خاهد داد، دی‌ماه در تاریخ انقلاب ایران و جمهوری اسلامی، ماهی حادثه‌خیز و نقش‌آفرین بوده و می‌باشد.

چنان‌که می‌دانید، در تاریخ انقلاب ایران، ۱۹ دی ۱۳۵۶ که شورش مردم قم بر رژیم شاهنشاهی در آن آغاز شد، روزی سرنوشت‌ساز به شمار می‌آید.

خروج محمّدرضا پهلوی، آخرین پادشاه سلسلۀ پهلوی، از کشور ایران در ۲۶ دی ۱۳۵۷.

پایان تسخیر سفارت آمریکا در تهران از سوی ایران در ۳۰ دی ۱۳۵۹.

سقوط هواپیمای حامل فرماندهان نیروی هوایی ارتش و کشته‌شدن امیر منصور ستّاری و همراهانش در ۱۵ دی ۱۳۷۳.

روی‌دادن زلزلۀ ترسناک ۶.۷ ریشتری در ۵ دی‌ ۱۳۸۲ که شهر بم و روستاهای پیرامونش را ویران ساخت و بزرگترین بنای خشتی جهان (ارگ بم) را در هم کوبید و بیش از ۱۰۰ هزار تن کشته و زخمی بر جای گذاشت.

سقوط هواپیمای حامل فرماندهان سپاه و کشته‌شدن سردار احمد کاظمی و همراهانش در ۱۹ دی ۱۳۸۴.

موج سرما و یخبندان شدید در ایران از ۱۶ تا ۲۵ دی ۱۳۸۶ که آسیبهای فراوانی به محصولات کشاورزی، درختان و ساختمانها زد.

آغاز اجرای پیمان برجام یا توافق هسته‌ای میان ایران با اتّحادیۀ اروپا و گروه ۱+۵ (چین، فرانسه، روسیه، انگلیس، ایالات متّحدۀ آمریکا و آلمان) در ۲۶ دی ۱۳۹۴.

مرگ ناگهانی اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی، سیاست‌مدار معروف ایرانی و دومین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و از ستونهای انقلاب ایران، در روز ۱۹ دی ۱۳۹۵.

آتش‌سوزی و فروریختن نخستین ساختمان بلند ایران «پلاسکو» در تهران در ۳۰ دی ۱۳۹۵ که مرگ گروهی از آتش‌نشانان، بازاریان و دیگر مردم و زیانهای مالی فراوان را در پی داشت.

 آغاز برخی اعتراضات مردمی به گرانیها و تورّم اقتصادی و بیکاری در ایران که از ۷ دی ماه ۱۳۹۶ در مشهد آغاز شد و به برخی  شهرهای دیگر کشور هم کشیده شد و کشته‌ها و زخمیها و زیانهای مالی فراوانی همراه داشت.

حادثۀ برخُرد کشتی نفت‌کش «سانچی» حاوی میعانات گازی با یک کشتی فله‌بر چینی در آبهای چین در ۱۶ دی ۱۳۹۶ و انفجار آن و کشته‌شدن ۳۰ ایرانی و دو بنگلادشی.

درگذشت سیّد محمود هاشمی شاهرودی، سیاست‌مدار ایرانی زادهٔ عراق و سومین رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و نایب رئیس اوّل مجلس خبرگان رهبری در ۳ دی ۱۳۹۷ در تهران، و انتخاب صادق آملی لاریجانی در ۹ دی ۱۳۹۷ با عنوان چهارمین رئیس تشخیص مصلحت نظام.

اینک پس از گذر سالیان دراز رسیدیم به دی‌ماه ۱۳۹۸، و بسیاری از خانندگان گرامی پیشتر در گفتار «رویدادهای مهم و شگفتی در راه‌اند!!!» خانده‌اند:

«خبرهای مهم و رویدادهای شگفتی در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه و جهان در ماههای آینده و در مقاطع زمانی خاصّی در راه‌اند، و بنا بر آن‌چه در اوایل اردیبهشت ۱۳۹۷ در جلسه‌ای که با انسانی اهل دل و روشن‌ضمیر داشتم و از وی شنیدم، در حدود ۷ و ۱۶ ماه آینده و دی‌ماه بعد از آن، رویدادهایی در ایران و نیز بحران و بلوایی در اصفهان و نیز رویدادی در گنبد کاووس خاهد بود...».

بنا بر پیشبینی آن اهل دل روشن‌ضمیر، در دی‌ماه ۱۳۹۸ رویداد یا رویدادهایی در ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه خاهند بود.

گفتنی است، هرچند دی‌ماه امسال (۱۳۹۸) بسیار پرحادثه و بلاخیز بوده است، بی‌گمان، رویدادهای زیر از برجسته‌ترین آنها بودند:

ترور سردار قاسم سلیمانی -بزرگترین فرمانده و سردار جنگ و انقلاب- همراه با ابو مهدی المهندس -از فرماندهان حشد شعبی عراق- در فرودگاه بغداد در ۱۳ دی ۱۳۹۸ با پهپاد نیروهای آمریکایی به دستور رئیس‌جمهوری آمریکا دنالد ترامپ.

حملۀ موشکی سپاه به پایگاه آمریکایی عین الاسد در استان انبار عراق به انتقام ترور سردار سلیمانی و همراهانش در بغداد در ۱۸ دی ۱۳۹۸.

سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی در پیرامون تهران و جان‌باختن همۀ ۱۷۶ سرنشین آن که ۱۴۷ تن از آنان ایرانی بودند در ۱۸ دی ۱۳۹۸، و اعلان سقوط هواپیمای مسافربری اوکراینی با شلیک پدافند هوایی سپاه پاسداران و عذرخاهی مسؤولین لشکری و کشوری در صبح ۲۱ دی ۱۳۹۸.

هرچند برای دی‌ماه ۱۳۹۹ از پیش گفتیم که این دی حتّی اگر حادثه‌خیز نباشد، با روی‌دادن دو رویداد مهم و اثرگذارِ اقتران مشتری و زحل و به ریاست‌جمهوری آمریکا رسیدن جو بایدن از حزب دمکرات، بسیار حادثه‌ساز خاهد بود!

و اکنون که به دی‌ماه ۱۴۰۰ رسیدیم، تنها چیزی که جلب توجّه می‌کند آن است که چنین می‌نماید پیمان برجام به وضعیّت حسّاس و دشواری رسیده است، و در این ماه می‌بایست سران دو کشور آمریکا و ایران تصمیمات سرنوشت‌سازی بگیرند و آن را به سرانجامی برسانند، و این‌که تا پایان این ماه رویداد برجسته‌ای روی می‌دهد یا نه خدا داناست.
 
در پایان شایان یادآوری است، بسیاری از خانندگان پیگیر گفتارهای ما از سالها پیش عباراتهای زیر را به یاد می‌آورند:

«در برخی استخراجهای جفری که در سالهای ۲-۱۳۸۱ هـ.ش در بارۀ حوادث ایران در آخرالزّمان و درگیری نظامی آمریکا و متّحدانش با این کشور انجام گرفته است، کلمات زیر پدیدار شدند:

«زن، شَرُوس، لبه اَرَس شوم، ز مَهِ دی هَزْل (ضعف) فُرْس (پارسیان)، سَنَه (خشکسالی) بِرَی (در تهران)، ترس، صدا در ری، نور ، بَرْد (سرما)، بهانه، زود، شبانه، ز روی آب، تُنْب، بندر، جِت، تازش، سوزش جور...»

با نگاه به آن‌که طبق پژوهش نویسنده و با بهره‌گیری از روایات اسلامی، انقلاب و حکومت جمهوری اسلامی در ایران تا قیام حسنی گیلانی در سال ظهور دوام می‌آورد، واژۀ «دی» در محاسبۀ جفری یادشده به واپسین دی‌ماه در دوران چهل‌ و چند سالۀ انقلاب ایران و هنگام شروع ماههایی که شمارش معکوس حوادث ظهور در آنها آغاز می‌شوند، اشاره دارد، و پس از آن در فصل بهار ایرانیان با رهبری مروزی درگیر نبردی بزرگ با خزرهای قفقازی با فرماندهی شروسی خاهند شد، و چنین می‌نماید که دی‌ماه پایانی در پایانه‌های انقلاب ایران ماهی نقش‌آفرین و حادثه‌خیز خاهد شد.

--------------------------------------------------------------

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۰۰ ، ۱۹:۰۵
خادم گمنام

دوران فرمانروایی یهودیان در آخرالزّمان

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۹:۳۴ ب.ظ

در تاریخ پنج هزار سالۀ اُورْشَلِیم یا قدس،‌ دو پیامبر بنی اسرائیلی ۷۳ سال نیرومندانه و دادورزانه بر این شهر و پیرامونش فرمانروایی کردند. داود پیامبر(علیه‌السّلام) که از نوجوانی اندامی نیرومند داشت و از دلیری و دانشی خداداده برخُردار بود، پس از جانشینی شائول و پیروزی بر گولیات رهبر فلسطینیانِ ستیزه‌جویی که از جزایر یونان در دریای اژه به کناره ‎های جنوبی اسرائیل کنونی آمده بودند و می‎خاستند سرزمین بنی اسرائیل را بگیرند، در ۱۰۰۲ پیش از میلاد مسیح(علیه‌السّلام) این شهر را پایتخت خیش برگزید و در آن‌جا کاخ و برج و بارویی بزرگ ساخت. پادشاهی داود بر قدس ۳۳ سال به درازا کشید. پس از وی، پسرش سلیمان پیامبر(علیه‌السّلام) در ۹۷۰ پیش از میلاد، پادشاه شد و کشور بنی اسرائیل را گستراند و برای آنان پرستش گاهی با شکوه و زیبا ساخت و ۴۰ سال بر قدس و پیرامونش فرمانروایی کرد(۱)، و زمامداری‌اش آرامش و رفاه را برای مردم آن سرزمین ارمغان آورد. پس از مرگ سلیمان، در دوران پسرش «رَحَبْعام»، میان بنی اسرائیل ناسازگاری افتاد و کشور یک پارچۀ سلیمان به بخشی شمالی با نام اسرائیل و بخشی جنوبی با نام یهودا جدا شد.(۲)

شنیدنی است اگر بدانید، بنا بر سخنان گزارش‌شده از دانیال پیامبر(علیه‌السّلام) و رازگشایی نُسْتْرآدامُوس از آن، دوران پایداری دولت یهود در آخرالزّمان نیز نزدیک ۷۳ سال خاهد بود.
 
در کتاب تورات سخنانی رازآلود در بارۀ دوران انبوهی و توانایی یهودیان(۳) در سرزمین فلسطین در آخرالزّمان آمده است:

«امّا تو ای دانیال! کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مُهر کن. بسیاری به‌سرعت تردّد خاهند نمود و علم افزوده خاهد گردید*. پس منِ دانیال نظر کردم، و اینک دو نفر دیگر، یکی به این طرف نهر و دیگری به آن طرف نهر ایستاده بودند* و یکی از ایشان به آن مرد مُلَبَّس به کتان که بالای آبهای نهر ایستاده بود، گفت: انتهای این عجایب تا به کی خاهد بود؟* و آن مرد ملبّس به کتان را که بالای آبهای نهر ایستاده بوده، شنیدم که دست راست و دست چپ خُد را به سوی آسمان برافراشته، به حیِّ ابدی قسم خُرد که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خاهد بود، و چون پراکندگی قوّت قوم مقدّس به انجام رسد، آن گاه همۀ این امور به اتمام خاهد رسید*».(۴)

نُسْتْرآدامُوس، دانشمند، پیشگو و ستاره‌شناس مشهور فرانسوی (۱۵۶۶ـ۱۵۰۳ م)، با بهره‌گیری از آگاهیهای تاریخی و چیره‌دستی در پرده‌برداری از رازهای برخی پیشگوییها، از نوشتارهای کتاب مقدّس در بارۀ دوران فرمانروایی یهودیان و زمان به سر رسیدن دولت آنان در آخرالزّمان این گونه رازگشایی کرده است:

«دورۀ این تغییرات برای زمانی و دو زمان و نیم زمان خاهد بود. اگر زمان اشاره به هفته، یعنی هفت سال باشد، پس دو زمان: ۴۹=۷×۷ سال می‌شود، و نیم زمان مساوی است با: نصف ۴۹ سال، یعنی ۲۴ سال و ۶ ماه و ۱۵ روز، و مجموع آن: ۴۹+۲۴ سال ۶ ماه ۱۵ روز یعنی ۷۳ سال و ۷ ماه».(۵)

نسترآداموس، در بخشی از نامه‌اش به هانری دوم، پادشاه فرانسه، یافته‌های خُد از گفتارهای کتاب مقدّس را چنین گزارش می‌کند:

«بابل(۶) جدید رو به رشد می‌نهد، دختر تیره‌بخت به خاطر رجاست(۷) که از اوّلین قربانی افزون می‌دارد، فقط تا هفتاد و سه سال و هفت ماه حکومتش دوام خاهد آورد».(۸)

در سخنان نسترآداموس، «بابل جدید» همان کشور اسرائیل کنونی، و «دختر تیره‌بخت» نماد قوم آواره و بدبخت یهود است که برای پلیدیها و کارهای زشتی که پس از پدیداری دولت نوبنیادش در آخرالزّمان انجام می‌دهد، زمامداری‎ای ۷۳ سال و ۷ ماهه خاهد داشت.

بر پایۀ پیشگوییهای کتاب مقدّس و رمزگشایی و پرده‌برداری نسترآداموس از نوشتارهای این کتاب، و با نگاه به آن‌که در ۱۴ می سال ۱۹۴۸، با انبوه‌شدن و نیرومندشدن یهودیان در سرزمین فلسطین، دولت اسرائیل با پایتختی قدس شریف بنیادگذاری شد، دسامبر سال ۲۰۲۱ زمان پایان زمامداری ۷۳ سال و ۷ ماهۀ یهودیان در آخرالزّمان خاهد بود، و برخی پژوهشگران یهودی، مسیحی و عرب نیز با بهره‌گیری از همین پیشگویی و رمزگشایی از آن، ۲۰۲۲ م را سال نابودی دولت اسرائیل دانسته‌اند، ولی چنین می‌نماید که بازۀ زمانی سه سال و نیمۀ روزهای پایانی شرارت و مصیبت در جهان را که در کتاب دانیال نبی پیشگویی شده است، می‌بایست بر این بازۀ زمانی افزود، و خداوند داناتر است.(۹)

«بسیاری پاکیزه و سفید و صاف خاهند شد، ولی شریران شرارت خاهند ورزید، و هیچ کدام از آنان نخاهند فهمید، ولی خردمندان خاهند فهمید.* و از زمانی که قربانی دائمی متوقّف شود و پلیدی ویرانی برپا گردد، هزار و دویست و نود روز خاهد بود.* خُشا به حال آن‌که انتظار کشد و به هزار و سیسد و سی ‏و پنج روز برسد.*(۱۰)

چنان‌که می‌دانید، در پایانۀ قرن نوزدهم میلادی، یهودیان صهیونیست، با نگرشی نژادپرستانه و برتری‌جویی قومی، فلسطین را «سرزمین موعود» شناساندند و خاستار بازگشت یهودیان از سراسر جهان به این سرزمین و پیدایش مردم یهود و دولت بنی اسرائیل در آن‌جا شدند.

از سال ۱۸۸۱ م به این سو، کوچیدن یهودیان و نایهودیان، به‌ویژه روسها، به فلسطین آغاز شد، و با گذشت زمان، شمار کوچیدنهای یهودیان و انبوهی آنان در این سرزمین، چنان رو به فزونی نهاد و چشمگیر گردید که مایۀ آن شد تا یهودیان خُد را توانمند و چیره ببینند و در سال ۱۹۳۶ م برنامۀ جداسازی فلسطین به دو بخش یهودی و عربی را پیشنهاد دهند، و در سال ۱۹۴۷ م سازمان ملل متّحد، برنامۀ جداسازی فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین و ادارۀ شهر اورشلیم به گونه‌ای بین‌المللی را تصویب کرد.

سرانجام، در ۱۴ می ۱۹۴۸، با پایان‌یافتن سرپرستی بریتانیا بر فلسطین و بیرون‌رفتن نیروهایش از این سرزمین، یهودیان صهیونیست با همکاری دولتهای شرقی و غربی، به‎ویژه آمریکا و بریتانیا، برپایی کشور و دولت خُدگردان اسرائیل در سرزمین فلسطین با پایتختی بخش غربی شهر قدس را آشکار کردند و روز نکبت آغاز گردید.
 
در پی پیدایش دولت اسرائیل، یهودیان صهیونیست، برای دستیابی به هدفهای بدشگون خیش، سخت‎ترین ستمها را بر مردم فلسطین روا داشتند، و در گرفتن داراییها، ویران‌ساختن خانه‌ها، ریختن خونها و آواره ساختن آنان از وطنشان کوشیدند، و به گسترش آشوب و تباهی در سرزمین فلسطین و دیگر سرزمینهای جهان پرداختند.

گفتنی است، پیدایش دولت اسرائیل در ۱۹۴۸ م بروز اختلافهای ریشه‌دار و جنگهای چهارگانۀ ۱۹۴۸ و ۱۹۵۶ و ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ م میان دولتهای عربی و اسرائیل را در پی داشت که سرانجام، ۳۰ سال پس از برپایی دولت اسرائیل، با پیمان کمپ دیوید، آتش این اختلافها فروکش کرد. این پیمان که با دست انور سادات، رئیس جمهور مصر، و مناخیم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل، و با میانجیگری جیمی کارتر، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۸ در کاخ سفید امضا شد، نخستین پیمان صلح میان دو سوی جنگ اعراب و اسرائیل بود که به سازش میان مصر و اسرائیل، بازگرداندن صحرای سینا از سوی اسرائیل به مصر و آغاز گفتگو برای پیدایش کشوری فلسطینی در کرانۀ باختری رود اردن و نوار غزّه انجامید، و پس از این پیمان، مصر اسرائیل را به رسمیّت شناخت و روابط دو کشور عادی شد.

نیز شایان یادآوری است، افزون بر جنگهای یادشده میان دولتهای عرب و اسرائیل و کشتارهای گاه و بی‌گاه فلسطینیان با دست یهودیان صهیونیست، ارتش اسرائیل در ۱۹۸۲ م بر لبنان یورش برد و جنوب این کشور و اردوگاههای فلسطینیان را گرفت، و پس از سه سال، با کشته ‎شدن ۱۲۱۶ سرباز اسرائیلی و ۴۰ هزار فلسطینی و لبنانی، به جنگ پایان داد، و در سال ۲۰۰۰ م از بخشهایی که گرفته بود، پسروی کرد. نیز میان ارتش اسرائیل و جنبش حَماس در غزّه در ژوئن ۲۰۰۶ و در پی آن، میان ارتش اسرائیل و جنبش حزب‌الّاه لبنان در ژوئیه ۲۰۰۶ نبردی روی داد، و سپس نبردهای دیگری میان ارتش اسرائیل و جنبش حماس در ۹-۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ و ۲۰۲۱ م روی دادند که همۀ آنها کشتار و ویرانی را در بر داشتند.(۱۱)

اکنون که نزدیک ۷۳ سال و هفت ماه از آغاز پیدایش دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین سپری شده است، و چنان‌که تورات پیشبینی کرده، پراکندگی قوّت قوم مقدّس رو به پایان نهاده است، و یهودیان به اوج توانایی خیش رسیده‌اند، امیدواریم در آینده‎‌ای نزدیک بینندۀ فروپاشی دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین و ناتوانی و شکست یهودیان در سراسر جهان باشیم؛ هرچند، بنا بر پژوهشهای چندین سالۀ نویسنده در بارۀ مهدویّت و آخرالزّمان و یهودیان، بی‌گمان، زمان این رویداد سرنوشت‌ساز چند ماهی پس از ظهور امام مهدی(علیه‎ السّلام) و با نابودی دجّال یک‌چشم یهودی خاهد بود.

در پایان این گفتار سزاوار است یادآور شویم که برخی نویسندگان روزگار ما تلاش فراوانی کرده‌اند تا با برخی محاسبات ریاضی و شمارش کلمه‌هایی از آیه‌های ۲ تا ۱۰۴ سورۀ اسراء، عدد ۱۴۴۳ را به عنوان سالی قمری به دست آورند و آن را که برابر ۲۰۲۲ میلادی است، سالی سرنوشت‌ساز برای قوم یهود و سال پایانی دولت اسرائیل در آخرالزّمان بدانند، و به خاننده چنین بپذیرانند که محاسبه و استخراج چنین عددی از آیات یادشده از اعجازهای عددی قرآن کریم است، در حالی که چنین محاسباتی آن‌هم گزینشی و دلبخاهی و گاه خلاف فرمولهای متداول نزد اهل علم ابجد و حروف، نادرست و نامعتبرند، و افزون بر این، برخی کلمه‌ها از آیه‌های محاسبه‌شده از سورۀ اسراء درست شمارش نشده‌اند، و بسیاری از آن آیه‌ها نیز در بارۀ بنی اسرائیل و سرنوشت آنان نمی‌باشند، و دور از ذهن نیست که چنین نویسندگانی برای بار نخست، عدد ۷۳ سال و هفت ماهی را که نسترآداموس از نوشتار کتاب دانیال پیامبر به عنوان دوران پایانی یهودیان رمزگشایی کرده است، خانده و شنیده‌اند، و آن را بر ۱۹۴۸ که سال پدیدآمدن دولت اسرائیل در سرزمین فلسطین است، افزوده‌اند و به سال ۲۰۲۲ میلادی رسیده‌اند، و سپس کوشیده‌اند تا با محاسبات ریاضی دلبخاهی و هدفمند و گزینشی بر روی برخی آیه‌های سورۀ اسراء سال ۱۴۴۳ هجری قمری و نیز ۲۰۲۲ میلادی را به دست آورند و چنین وانمود کنند که آن از پیشگوییهای اعجازآمیز قرآن کریم است.
--------------------------------------------------------------------------- 

۱. بنا بر تاریخ مشهور، فرمانروایی داود(علیه‌السّلام) بر اورشلیم از ۱۰۰۲ تا ۹۷۰ و فرمانروایی سلیمان(علیه‌السّلام) بر این شهر از ۹۷۰ تا ۹۳۱ پیش از میلاد عیسی مسیح(علیه‌السّلام) بود؛ هرچند این تاریخها و بازه‌های زمانی بر پایۀ گمانه‌زنیها بوده و دقیق نیستند.
۲. بهره‎گرفته‌شده از: برخی منابع.
۳. نزد مسلمانان، به کافران و سرکشان از بنی اسرائیل «یهودیان» گفته می‌شود. 
۴. کتاب مقدّس، عهد عتیق، کتاب دانیال نبی، ب ۱۲، بند ۷ـ۴.
۵. پیشگویی‌های نُستراداموس، ص ۹-۱۸، پیشگفتار.
۶. در کتاب «پیشگویی‌های نُستراداموس، چاپ نخست، سال ۱۳۷۶ هـ.ش در تهران» در این‌جا «بابیلون» یافت می‌شود که به «بابل» اصلاح شد.
۷. رِجاسَت: زشتی و پلیدی.
 ۸. پیشگویی‌های نُستراداموس، ص ۵-۱۴۴، رساله به هانری دوم پادشاه فرانسه.
۹. سخن نویسنده.
۱۰. کتاب مقدّس، عهد عتیق، کتاب دانیال نبی، ب ۱۲، بند ۱۲-۱۱.
۱۱. بهره‌گرفته‎شده از: منابع گوناگون.
 
📚گزیده‎هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۰۰ ، ۲۱:۳۴
خادم گمنام

ارمنستان در آخرالزّمان

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۰، ۰۵:۱۰ ب.ظ

روی‌دادن جنگ در ارمنستان و ویران‌شدن آن از نشانه‌ های نزدیک‌شدن زمان قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) است.

اَرْمَنِسْتان کشوری در قفقاز جنوبی و غرب آسیاست که از شرق به جمهوری آذربایجان و از غرب به ترکیه و از شمال به گرجستان و از جنوب به ایران می‌رسد، و چون مایۀ پیوند میان ایران و روسیه و گرجستان و اروپا می‌باشد، دارای جایگاهی راهبردی است.(۱)

کعب گفته است:

جزیره از ویرانی آسوده است تا آن‌که ارمنستان ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که جزیره ویران شود، و کوفه از ویرانی آسوده است تا آن‌که مصر ویران شود، و نبرد پُرکشتار نخاهد بود تا آن‌که کوفه ویران شود، و شهر کفر گشوده نخاهد شد تا آن‌که نبرد پُرکشتار باشد، و دجّال برنمی‌شورد، مگر آن‌که شهر کفر گشوده شود.(۲)

چنین می‌نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«جزیره» بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است.

مراد از «شهر کفر» قُسْطَنْطِینِیَّه است که شهری بزرگ و کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه و پایتخت امپراتوری روم شرقی بود. پس، ترکهای عثمانی آن را گشودند و اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن‌جا ماندگار شدند تا آن‌که پایتخت را به آنکارا جابه‌جا کردند، و چون این شهر میان دو قارّۀ اروپا و آسیا جای دارد، دارای جایگاهی راهبردی است و به آن دروازۀ اروپا گفته می‌شود.(۳)

مقصود از «نبرد پُرکشتار» در این‎جا همان نبرد پرکشتار بزرگ است، و آن، جنگ خونین بزرگی است که پس از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، میان امام و یاران مؤمنش با رومیان و همپیمانان کافرشان، در چراگاه عَکّا در فلسطین، هنگام گشودن کشور اسرائیل و آزادکردن بیت‌المقدس، روی می‌دهد، و این همان جنگی است که یهودیها و مسیحیان آن را نبرد آرْمَگِدُون می‌نامند.

از حدیث حُذَیْفَه ابن یَمان روایت شده است که پیامبر(صلّی‎ الّاه‎ علیه‎[وآله]وسلّم) فرمود:

ویرانی در گوشه‌وکناره‌های زمین پدیدار می‌شود(۴) ... ویرانی ترکها از دیلمها، ویرانی دیلمها از ارمنیها، ویرانی ارمنیها از خزرها، ویرانی خزرها از ترکها و ویرانی ترکها از آذرخشهاست... .(۵)

بر کسی پوشیده نیست که مراد از ویرانی گروههای یادشده در این روایت، ویرانی سرزمینهای آنان است، و بنا بر آن‌چه هویداست، مقصود از سرزمینهای ترکها در این‌جا همان بیشتر کشور ترکیه و جمهوری آذربایجان می‌باشد، و چه بسا سه استان درون ایران از آذربایجان شرقی و غربی و اَرْدَبیل را که ترکها در آنها زندگی می‌کنند نیز در بر می‌گیرند، و خداوند داناتر است.

در کتاب ابو حُذَیْفَه آمده است که مُقاتِل گفت:

پس از مرگ ضَحّاک، در کتابهای گردآوری‌شده نزدش، در بارۀ گفتار خداوند(عزّ و جلّ): «و هیچ آبادی‎ای نیست، مگر آن‎که ما پیش از روز قیامت نابودگر یا شکنجه‎ کنندۀ آن می‎باشیم، شکنجه‎ای سخت؛ آن در کتاب نوشته شده بود»(۶)، خانده‎ ام: ... ویران‌شدن ارمنستان از آذرخشها و سخت‌تکان‌دهنده‌ها است... .(۷)

چنین می‎نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى‎ الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه ضَحّاک ابن مُزاحِم خراسانی تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

بدان که مراد از «روز قیامت» در برخی آیات قرآنی و بسیاری از روایات اسلامی، روز قیام قائم(علیه‎ السّلام)، و مقصود از «کتاب» در این‎جا، لوح محفوظ است، و بنا بر آن‌چه هویداست، «آذرخشها» همان آذرخشهای آسمانی‌اند، نه موشکها و بمبهایی که در جنگها بر سرزمینها پرتاب می‌شوند، و «سخت‌تکان‌دهنده‌ها» زمین‌لرزه‌های سخت‌اند.

روایت شده است که کعب گفت:

در کتابها می‌یابیم که زمین همه‌اش پیش از شام ویران می‌شود ... ولی آذربایجان و ارمنستان پس با سپاهیان و آذرخشها و جنگها نابود می‌شوند، و از سختیها با چیزهایی رویاروی می‌شوند که جز آنان با آنها رویاروی نمی‌شوند... .(۸)

چنین می‌نماید که این خبر از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) یا بهره‌گرفته‌شده از آن باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

مراد از «سپاهیان» در این‌جا، لشکریان خزر و ترک‌اند که بر این دو سرزمین یورش می‌برند.

امیر مؤمنان علی(علیه‎ السّلام)، در بیان نشانه‎ های ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام)، فرمود:

ای جابر، هر گاه ناقوس بانگ زند، کابوس فشار آورد و گاومیش سخن بگوید، پس، در آن هنگام، شگفتیها و چه شگفتیهایی خاهند بود! هر گاه آتش در بُصْری بدرخشد، پرچم عثمانی در درۀ سُوَیْدا(۹) پدیدار شود، بصره آشفته گردد و برخی از آنان بر برخی دیگر چیره شوند، هر گروهی بر گروهی دیگر یورش بَرَد(۱۰)، لشکرهای خراسان بجنبند و شعیب ابن صالح تمیمی(۱۱) از درون تالقان بجوشد(۱۲)، برای سعید شوشی در خوزستان پیمان بسته شود، برای بلندقدان و تناوران کرد(۱۳) پرچم برافراشته شود و عربها بر ارمنیها چیره شوند... .(۱۴)

شاید مقصود امام علی(علیه‌السّلام) از گفتارش: «عربها بر ارمنیها چیره شوند»، چیره‌شدن برخی گروههای تروریستی عرب مانند داعش و جز آنان باشد که با ترکهای ترکیه و آذربایجان در یورش بر ارمنستان همبسته می‌شوند، و خداوند داناتر است.

امیر مؤمنان علی(رضی‌الّاه‌عنه) روزی سخنرانی کرد و در سخنرانی‌اش فرمود:

خداوند را ستایش کنید ... سپس فرمود: چگونه خاهند بود، هنگامی که مشرقی برشورد، مغربی بجنبد، سیستانی بجنگد، هَجَری بجنبد، حسینی برشورد، حسنی خشمگین شود، علوی برخیزد، اَمَوی پیمان بسته شود، ارمنی برشورد، دیلمستان آشفته شود، تبرستانی فریاد کند، هاشمی برسد، مصری بیاید، خراسانی پیروز شود، کلبی کفر ورزد، زنگی پیمان بسته شود، ترکی بشکند، رومی چیره شود، قحطانی برشورد؛ در آن هنگام، رومیها در هزار هزار و بیشتر برمی‌شورند، هاشمی به زورا نزدیک(۱۵) می‌شود و خراسانی در آن‌ فرود می‌آید... .(۱۶)

بنا بر آن‌چه هویداست، «ارمنی» شورشگری از زیندگان ارمنستان است که ارمنیها را در کارزار با ترکها و خزرها رهبری می‌کند.

امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام)، در بیان رویدادهایی که پیش از شورش قائم(علیه‌السّلام) خاهند بود، فرمود:

... چیره‌شدن زیندگان ارمنستان [بر ارمنستان](۱۷)... .(۱۸)

شایان یادآوری است، از درون‌مایۀ این روایت بهره گرفته می‌شود که بخشی از سرزمینهای ارمنیها از سوی دشمنان ترک و خزرشان گرفته می‌شود، سپس آنان، کمی پیش از ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام)، آن را از دستان ایشان آزاد می‌کنند، مگر آن‌که گفته شود که در گزارش و نوشتن روایت درهم‌آمیختگی و نادرستی روی داده است، و این گونه بوده است: «چیره‌شدن ترکها بر زیندگان ارمنستان»، و خداوند به آن‌چه درست می‌باشد، داناتر است.

ابو مُسْلِم گفته است:

... همواره پرچمهای سیاه بر کسی که با آنان دشمنی ورزد، چیره‌اند تا آن‌که ترکها از دروازۀ ارمنستان درآیند.

ولید گفته است:

و آن، نخستین نشانه از نشانه‌های سست‌شدن کارشان، پس از ناسازگاریشان در میانشان، است.(۱۹)

می‌گویم: بر آگاهان از تاریخ مسلمانان پوشیده نیست که مُغُلها از دروازۀ ایران بر بنی عبّاس در عراق در پایان دولت نخستینشان که پس از بنی اُمیّه بنیادگذاری شد، شوریدند، و از این روایت و مانندهایش بهره گرفته می‌شود که ترکهای قفقازی از دروازۀ ارمنستان بر بنی عبّاس سیاه‌نشان در پایان دولت دومشان که در آخرالزّمان برپا می‌شود، می‌شورند.

علی ابن ابراهیم ابن مَهْزِیار اهوازی، در بارۀ دیدارش با امام مهدی(علیه‌السّلام)، در جایگاهی ناشناخته در حجاز، در روزگار پنهان‌شدن کوتاه‌مدّتش، گفته است:

... آن گاه که او را دیدم، خِرَدم در خوبی و ویژگی‌اش سرگردان شد. پس، به من فرمود: ای پسر مهزیار، چگونه برادرانت را در عراق پشتِ سر گذاشتی؟ گفتم: در تنگیِ زندگی و ناخُشی، در حالی که بی‌گمان، شمشیرهای بنی شَیْصَبان پی‌درپی بر آنان بوده است. فرمود: خدا ایشان را بکشد، چگونه [از راستی](۲۰) بازگردانده می‌شوند! گویا این گروه را می‌بینم که در خانه‌های خِیش کشته شده‌اند، و فرمان خداوند آنان را شب یا روز فرا گرفته است. گفتم: ای پسر فرستادۀ خدا، آن رویداد کی خاهد شد؟ فرمود: هنگامی که میان شما و راه کعبه، با دست گروههایی که بهره‌ای از خوبی برایشان نیست و خدا و پیامبرش از آنان بیزارند، بسته شود، و سه روز سرخی در آسمان پدیدار شود که در آن، ستونهایی مانند ستونهای نقره‌ای‎اند که نورانی می‌درخشند. و شَرُوسِی از اَرْمَنِسْتان و آذَرْبایْجان بیرون می‌آید، در حالی که در پشتِ ری، کوه سیاهِ پیوسته به کوه سرخِ چسبیده به کوههای تالِقان را می‌خاهد. پس، میان او و میان مَرْوَزی نبردی نابودگر و ریشه‌برانداز خاهد بود که در آن، خردسال سپیدمو، و از آن، بزرگسال پیر می‌شود، و میان آن‌دو کشتار آشکار می‌شود. پس، در آن هنگام، رفتن وی سوی زَوْرا را پیشبینی کنید، و در آن‌جا درنگ نمی‌کند تا به ماهان و سپس به واسِط عراق بیاید، و در آن‌جا، شش(۲۱) روز یا کمتر می‌ماند. آن ‏گاه، به کوفان می‏‌رود، و میان آنان(۲۲)، نبردی از نجف به حِیرَه تا غَرِی خاهد بود، نبردی سخت که در پی آن خِرَدها از یاد برده می‌شوند. پس، در آن هنگام، نابودی هر دو گروه می‌باشد، و دروکردن بازماندگان بر خداوند است... .(۲۳)

«شَیْصَبان»، بنا بر آن‌چه از برخی فرهنگهای واژگان عربی هویداست، از نامهای شیطانِ رانده‌شده‌ای می‌باشد که در قرآن کریم با نام اِبْلِیس یاد شده است(۲۴)، و مراد از «بنی شیصبان» در این حدیث، بنی عبّاس‌اند که شیطان هنگام بسته‌شدن نطفه‌شان همبازشان می‌شود، و آنان نیز در فریب‎دادن مردم و گمراه‎کردنشان همدست شیطان می‌شوند، و دو بار بر مسلمانان چیره می‌شوند: بار نخست همان بود که پس از فروپاشی دولت بنی اُمیّه، سرزمینهای اسلامی را فرمانروایی کردند، و بار دوم آن است که در آخرالزّمان، بخشی از سرزمینهای مشرق را فرمانروایی می‌کنند، و اندکی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) نابود می‌شوند.

چنین می‌نماید که مراد امام مهدی(علیه‌السّلام) از گروههای بی‌بهره از خوبی، مانند دین و انسان‎بودن، که راه حج را بر بسیاری از مسلمانان، به ویژه عراقیها، می‌بندند، همان سفیانی و پیروانش باشند که به مردم می‌گویند: بی‌گمان، ما خداباوران و پیروان روش پیامبر(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله) می‌باشیم، ولی هنگامی که کارهایشان دیده می‌شوند، آشکار می‌شود که آنان کفرورزان به خدا و دشمنان فرستاده‌اش و بیرون‌روندگان از دین و انسان‌بودن می‌باشند.

سرخی که در آسمان سه روز پدیدار می‌شود، سرخی‌ای است که در پی برآمدن بزرگ‌ستاره‌ای دنباله‌دار و وزش تندبادی سرخ در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) پدید می‌آید، و ستونهای درخشنده مانند ستونهای نقره‌ای همان سنگهای آسمانی‌اند که درون پوشش گازی زمین می‌روند و می‌سوزند و شعله‌ور می‌شوند و برخی از آنها بر روی زمین می‌افتند.

بدان که در قَفْقاز سرزمینی با نام «شَرُوس» یافت نمی‌شود تا به نسبت‌داده‌شدۀ به آن‌جا «شروسی» گفته شود، و برخی پژوهشگران باور دارند که شروسی مردی است که ریشه‌اش از شهر «شَرُوس» در شمال آفریقاست، و بنا بر آن‌چه برخی جغرافی‌دانان در کتابهایشان یاد کرده‌اند، شروس شهری بزرگ در کوهستان نَفُوسَه بود و بیشتر زیندگانش خوارج اِباضِی بوده‌اند(۲۵)، پس، ویران شد و از آن ویرانه‌هایی باستانی در شهری که اکنون حَرابَه نامیده می‌شود و در سوی جنوب غربی شهر طَرابُلُس در لیبی جای دارد، بر جای مانده‌اند، و از برخی محاسبه‌های جفری بیرون آمده است که شَرُوسِی مردی روسی و یهودی‌نژاد است، و خداوند به درست داناتر است، و به هر روی، شَرُوسِی فرماندهی ناصبی‌روش است که نیروهایی رام‌نشده از خَزَرها و ترکان را فرماندهی می‌کند که در قَفْقاز جنوبی گرد می‌آیند، و چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) بر ایران یورش می‌برند، سپس به عراق می‌روند تا مروانیان را یاری کنند، و در آن‌جا با هم نابود می‌شوند.

گمان می‌کنم که «مَرْوَزِی» (مَرْوِی) مردی هاشمی باشد که نیاکان کهن وی در مَرْو که از شهرهای خراسان است، می‌زیسته‌اند، و سومین رهبر انقلاب ایران در روزگار ما باشد، و ایرانیانِ پایدار در برابر یورش شروسی و نیروهایش را رهبری می‌کند، و شاید آن مرد همان «جَحّافِی» (نیشابوری) یادشده در برخی احادیث اسلامی باشد، و می‌تواند «مَرْوَزِی» نادرست‌نویسی‌شدۀ «رازی» (نسبت‌داده‌شده به ری) باشد، و خداوند داناتر است.(۲۶)

«آذَرْبایْجان» سرزمینهایی در شمال غربی ایران‌اند که میان دریای خزر در شرق و ترکیه و عراق در غرب و جمهوری آذربایجان و ارمنستان در شمال جای دارند، و بر کسی پوشیده نیست که جمهوری آذربایجانِ جای‌گرفته در شمال رود اَرَس در سرزمینهای آران، نادرست به این نام نامیده شده است.

«پشتِ ری» همان بخش بلند جای‎گرفته در شمال شهر ری کهن است، و مراد از آن در این‎جا، بخش شمالی از شهر کنونی تهران می‎باشد، و «کوه سیاه» همان کوه تُوچال است که از دور سیاه دیده می‌شود و بر بخش تجریش و پیرامونش در شمال شهر تهران سایه می‌افکند و در بخش جنوبی کوههای اَلْبُرْز مرکزی جای دارد، و «کوه سرخ» همان کوه سرخی است که در بخش کرج، میان کوه سیاه در تهران و کوههای تالقان، جای دارد، و اکنون از آن سنگهای سرخ که در ساختمان کاربرد دارند، برداشته می‌شود، و مقصود از «تالِقان» در این حدیث، سرزمینی است که میان کَرَج و قَزْوِین، در ۱۲۰ کیلومتری شمال غربی تهران جای دارد، و «زَوْرا» در این‎جا همان زورای نو یا بخش شمالی تهران کنونی پایتخت ایران می‎باشد.

«ماهان» دو تاییِ «ماه» است، و ماه در زبان فارسی کهن یا دَرِی به معنای شهر یا بزرگترین شهر هر سرزمینی می‎باشد، و عربها پس از گشودن دو شهر «دِینَوَر» و «نَهَاوَنْد»، نخستین را به کوفه وابسته کردند و «ماه کوفه» نامیدند، و دومین را به بصره وابسته کردند و «ماه بصره» نامیدند، و اکنون دینور در استان کِرْمانْشاه و نهاوند در استان هَمَدان جای دارد.

«واسِط» شهری است که اکنون کُوت نامیده می شود، و در راه بصره به بغداد، نزدیک مرزهای ایران جای دارد، و به این نام نامیده شده است؛ زیرا دوری آن تا بصره و کوفه نزدیک میانه می‌باشد.

«کُوفان» یا «کُوفَه» در روزگاران کهن سرزمینی شنزار و سرخ بر کنارۀ غربی رود فُرات بود که شهر کوفه در مشرق، و بخشهای بلند جای‎گرفته در پشت آن‎جا در مغرب، مانند ثَوِیَّه، غَرِی و نَجَف، را در بر می‌گرفت، و «غَرِی» جایگاهی در پایانه‎های پشت کوفه می‌باشد که پس از ثَوِیَّه، در جنوب حَنّانَه تا جنوب نُخَیْلَه در گورستان وادیِ سلام، جای دارد، و آرامگاه امام علی(علیه‌السّلام) در آن‎جا است، و «نجف» بلندی‌ای در پایانۀ پشت کوفه بر کنارۀ دریای نجف در مغرب می‌باشد که نزدیک ۱ کیلومتر از آرامگاه امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) دور است، و این نام با گذر زمانها شناسه‎ای شد برای شهری که در کنار همان بلندی پدید آمد، و «حِیْرَه» شهری کهن در جنوب شهر کوفه و پشت آن‌جا و نزدیک ۷ کیلومتر از آن دور بود، و اکنون ویرانه‎ هایی از آن در غرب شهری کوچک که ابو صُخَیْر نامیده می‎شود، مانده‎اند.(۲۷)

کعب الاحبار گفته است:

... بی‌گمان، قائم از فرزندان علی(علیه‌السّلام) است که برای وی پنهان‌شدنی مانند پنهان‌شدن یوسف و بازگشتی چون بازگشت عیسی ابن مریم می‌باشد. سپس در پی پنهان‌شدنش، با برآمدن ستارۀ سرخ، ویران‌شدن زَوْرا که همان ری است، فروبرده‌شدن مُزَوَّرَه که همان بغداد است، شورش سفیانی و نبرد فرزندان عبّاس با جوانان ارمنستان و آذربایجان، آشکار می‌شود؛ آن، نبردی است که در آن، هزارانی و هزارانی کشته می‌‏شوند، هر کدام شمشیری آراسته را می‌گیرند که بر همگی پرچمهایی سیاه به جنبش درمی‌آیند؛ آن، جنگی است که مرگ سرخ و طاعون تیره با آن درمی‌آمیزند.(۲۸)

چنین می‎نماید که این حدیث ارزشمند دربردارندۀ برخی پیشبینی های شگفت از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«ستارۀ سرخ» همان بزرگ‌ستارۀ دنباله‌داری است که «گیسوی سختی‌آور» یا «گیسوی شیطان» نامیده می‌شود، و کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، از صفر تا رجب در کرانه‌های آسمان می‌گردد تا آن‌که در شعبان میان خُرشید و زمین جای می‌گیرد و در ماه رمضان به زمین نزدیک می‌شود و پیرامونش می‌چرخد و اندک‌اندک درون پوشش گازی‌اش می‌رود و می‌سوزد و شعله‌ور می‌شود و سه یا هفت شبی پیاپی برای زمینیان نورافشانی می‌کند، و تندبادی سرخ پدید می‌آورد و شهابهایی فراوان بر روی زمین فرو می‌باراند و ناگهان با صدایی سخت و بسیارترسناک در مشرق می‌افتد و مایۀ گرفتاریها و ناخُشیهایی برای مردم می‌شود.

«سُفْیانِی» همان عُثْمان ابن عَنْبَسَه شامی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) رهبری برخی جنبشهایی را که پیشتر در سوریه آغازیده شده بودند می‌پذیرد، و در رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمی‌شورد، و در ماه رمضان بر دمشق، سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می‌شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می‌برد.

«فرزندان عبّاس»، بنی عبّاسی‌اند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی می‌کنند.

«جوانان ارمنستان و آذربایجان» نیروهایی از خَزَرها و ترکان‌اند که در قَفْقاز جنوبی گرد می‌آیند، و چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، با فرماندهی شَرُوسِی بر ایران یورش می‌برند، سپس به عراق می‌روند تا مروانیان را یاری کنند، و در آن‌جا همگی نابود می‌شوند.

شمشیرهای آراسته همان جنگ‌افزارهای نو و آراسته‌ای می‌باشند که سپاهیان آنها را در آخرالزّمان به کار می‌گیرند.

مقصود از «پرچمهایی سیاه» در این روایت، پرچمهای سیاه کوچکی‌اند که آنها را، کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، هاشمی چینی رهبری و شُعَیْب تَمِیمِی خراسانی فرماندهی می‌کند، و گمانی نیست در این‌که دارندگان آن پرچمها دشمنان عبّاسیان و نیز دشمنان خزرها و ترکان می‌باشند.
 
«طاعون تیره» طاعونی سخت و سراسری است که به بسیاری از مردم می‌رسد.

مُفَضَّل از امام صادق(علیه‌السّلام) روایت کرده است که امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) فرمود: سوگند که بی‌گمان، رُومِیان، صُقْلُبْها، قِبْطِیان، حَبَشِیها، عِرانِیها، کُرْدها و اَرْمَنِیها را می‌کشم... .(۲۹)

بی‌گمان، امام علی(علیه‌السّلام) کشتن دشمنان از گروههای یادشده در حدیث را به خُدَش نسبت داده است؛ زیرا کسی که آن را در آخرالزّمان انجام می‌دهد، همان امام مهدی(علیه‌السّلام) است که از تبار او می‌باشد، و فرمانروایی مهدی(علیه‌السّلام) به‌راستی دنبالۀ فرمانروایی نیای گرامی وی علی(علیه‌السّلام) است، چنان‌که روایتی یافت می‌شود که امام علی(علیه‌السّلام) در آن برخی کارهای بزرگی را که ویژۀ امام مهدی(علیه‌السّلام) در آخرالزّمان است، به خیش نسبت می‌دهد. پس، شنونده از آن شگفتی می‌کند و از او در بارۀ‌اش می‌پرسد، و امام پرسشش را پاسخ می‌دهد و برای وی می‌گوید: «آنها را مردی از من انجام می‌دهد»(۳۰).

بدان که از آیه‌های قرآنی و روایات اسلامی بهره گرفته می‌شود که امام مهدی(علیه‌السّلام) همۀ کسان گروهها را کارزار نمی‌کند و نمی‌کشد، بلکه با ستمگران گمراهی که با وی در پیاده‌کردن راستی و برابری می‌جنگند و ناسازگاری می‌کنند، می‌جنگد و می‌کشدشان، و در کشتن زیاده‌روی نمی‌کند.
---------------------------------------------------------- 

۱. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۲. المستدرک علی الصحیحین، ج ۵، ص ۶۵۶، ک الفتن و الملاحم، ح ۸۴۷۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۴. در همۀ نسخه‌های چاپی التذکرة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یبدأ» یافت می‌شود که به «یبدو» اصلاح و ترجمه ‌گردید.
۵. التذکرة بأحوال الموتى و أمور الآخرة، ص ۱۳۴۹، ب خراب الأرض و البلاد قبل الشام؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۶. قرآن کریم، سورۀ اسراء، آیۀ ۵۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. البدء و التاریخ، الجزء ۴، ص ۳-۱۰۲، ف ۱۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۸. البلدان، ابن فقیه، ص ۵-۵۲۴، القول فی همذان؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «سوداء» (سیاه) یافت می‌شود که به «السویداء» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۰. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «صبا کلّ قوم إلی قوم» یافت می‌شود که به «صبأ کلّ قوم علی قوم» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۱. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «تبع» یافت می‌شود که به «نبع» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۲. در نسخۀ چاپی مشارق أنوار الیقین پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «التیمیّ» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های چاپی این کتاب آمده است، به «التمیمیّ» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۳. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «کردان» یافت می‌شود که واژه‌ای فارسی است و در سخن عرب به کار نمی‌رود، و به «الأکراد» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۴. مشارق أنوار الیقین، ص ۲۶۶، خطبة التَّطَنْجِیَّة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۵. در نسخۀ چاپی البلدان پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یهرب» یافت می‌شود که سازگار با درونمایۀ برخی روایات اسلامی به «یقرب» اصلاح و ترجمه گردید.

۱۶. البلدان، ابن فقیه، ص ۶-۵۴۵، القول فی الریّ و الدنباوند؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی. 
۱۷. میان دو چنگک از همۀ نسخه‌های چاپی مناقب آل أبی طالب نزد ما افتاده است، و آن را از بحار الأنوار، ج ۴۱، ص ۳۱۹، ب ۱۱۴، ح ۴۲، نوشته‌ایم.
۱۸. مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص ۳۰۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۹. الفتن، ص ۱۴۴، الجزء ۳، ح ۵۹۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۰. میان دو چنگک از افزوده‎های ما است.
۲۱. در همۀ نسخه‎های چاپی بحار الأنوار و کمال الدین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‎جا «سنة» یافت می‎شود که به «ستّة» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۲. مرادش آن است: میان نیروهای خزر و ترک یورشگر با فرماندهی شروسی و نیروهای کوفی پاسداری‌کننده با رهبری شیصبانی و همتایانش نبردی خاهد بود، و آن‌دو همان دو گروه نابود شونده‌اند که در دنبالۀ حدیث به آنان اشاره شده است.
۲۳. بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۶-۴۵، ب ۱۸، ح ۳۲، با گزارش از: کمال ‏الدین؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۲۴. در این باره بنگرید: لسان العرب، درگاه «شصب».
۲۵. بنگرید: المسالک و الممالک، بکری، ج ۲، ص ۶۵۶، ذکر مدینة أطرابلس.
۲۶. سخن نویسنده.
۲۷. بهره‎گرفته‎شده از: منابع گوناگون.
۲۸. الغیبة، نعمانی، ص ۹-۱۴۸، ب ۱۰، ح ۴؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۹. الهدایة الکبرى، ص ۱-۴۳۰؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۰. بنگرید: بحار الأنوار، ج ۵۳، ص ۶۰-۵۹، ب ۲۹، ح ۴۷، با گزارش از: معانی الأخبار.
 
📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۷:۱۰
خادم گمنام

هر گاه ناقوس بانگ زند، کابوس فشار آورد و گاومیش سخن بگوید...

امیر مؤمنان علی(علیه‎ السّلام)، در بیان نشانه‎ های ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام)، فرمود:

ای جابر، هر گاه ناقوس بانگ زند، کابوس فشار آورد و گاومیش سخن بگوید، پس، در آن هنگام، شگفتیها و چه شگفتیهایی خاهند بود! هر گاه آتش در بُصْری بدرخشد، پرچم عثمانی در درۀ سُوَیْدا(۱) پدیدار شود، بصره آشفته گردد و برخی از آنان بر برخی دیگر چیره شوند، هر گروهی بر گروهی دیگر یورش بَرَد(۲)، لشکرهای خراسان بجنبند و شعیب ابن صالح تمیمی(۳) از درون تالقان بجوشد(۴)، برای سعید شوشی در خوزستان پیمان بسته شود، برای بلندقدان و تناوران کرد(۵) پرچم برافراشته شود و عربها بر ارمنیها چیره شوند... .(۶)

بی‌گمان، امام علی(علیه‌السّلام) با سخنش: «هر گاه ناقوس بانگ زند» خبر داده است که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، ناقوس خطری کوبیده خاهد شد که هشدار می‌دهد مردم را که آنان در آستانۀ نابودی‌اند، و نیز سخن امام می‌تواند به یورش رومیان مسیحی بر سرزمینهای مسلمانان و کارزارشان با ایشان کمی پیش از قیام اشاره‌گر باشد.

کابُوس (بَخْتَک) فشار سختی است که بر سینۀ انسان در خاب می‌آید و  او را آزار می‌دهد و می‌ترساند، و مراد از «کابوس فشار آورد»، همان فشارهای سختی‌اند که بر مردمان از رویدادهای ترسناک و گرفتاریهای بزرگ در ماههای پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) فرود می‌آیند.

در گفتار امام: «گاومیش سخن بگوید» اشاره‌ای نرم به داستان گوسالۀ سامری است که از تلا ساخته شده و برای آن صدای گاو بود، و بیشتر قوم موسی پیامبر(علیه‌السّلام) در روزهای پنهان‌شدن وی آن را می‌پرستیده‌اند، و گویا این گاومیش سخنگو در آخرالزّمان به آن گوسالۀ تلایی فریادکش میان بنی اسرائیل همانند شده است، و بنا بر آن‌چه در اندیشه‌ام می‌گذرد، مقصود از «گاومیش سخن بگوید»، می‌تواند همان سخن‌گفتن مردی تندخو، نیرومند، ترسناک و پرنیرنگ در کارهای مردم باشد، و خداوند داناتر است.

درخشیدن آتش در بصری همان درخشش آتشی است که در حجاز، در پی ترکیدن و جوشش برخی آتشفشانهای جنوب مدینه، پدیدار می‌شود و در هوا پخش می‌گردد و شعله‌هایش سوی آسمان زبانه می‌کشند، به گونه‌ای که بخشهای گسترده‌ای از حجاز و سرزمینهای پیرامونش را روشن می‌کنند و از جاهای دور، مانند بصرای شام(۷)، دیده می‌شوند.

پدیدارشدن پرچم عثمانی در درۀ سویدا همان برافراشته‌شدن پرچم عُثْمان ابن عَنْبَسَه سُفْیانِی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) رهبری برخی جنبشهایی را که پیشتر در سوریه آغازیده شده بودند می‌پذیرد، و در رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمی‌شورد، و در ماه رمضان بر دمشق، سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می‌شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می‌برد.

شایان یادآوری است، از بیشتر احادیث اسلامی‌ای که به جایگاه قیام سفیانی اشاره می‌کنند بهره گرفته می‌شود که آن همان «درۀ خشک» در کناره‌های دمشق و دوردستهای آن است، و گمانی نیست در این‌که اکنون در سرزمینهای شام دره‌ای به این نام یافت نمی‌شود، بلکه درۀ خشک نامی همگانی است که همۀ دره‌های خشک در شام را در بر می‌گیرد، و برای همین، به روایتی نیازمندیم که این اسم را ویژه می‌کند و این جایگاه را می‌شناساند، و آن نیست مگر همین روایتی که در آغاز گفتار گزارش کرده‌ایم، و آن ما را یادآوری می‌کند که جای شورش سفیانی همان درۀ سُوَیْدا است؛ پس، روایت نزد پژوهندگان در رویدادهای آخرالزّمان بسیار گرانبهاست.

از آن چیزهایی که راهنمایی می‌کنند درۀ خشک در سویدا همان جایگاه شورش سفیانی است، برخی روایات اسلامی‌‌اند که روشن می‌کنند سفیانی «داییهایش از کلبیان‌اند»(۸) و «بیشتر پیروانش از کلبیان‌اند»(۹)، و سخن برخی جغرافی‌دانان که می‌گوید: «... سویدا، پس بی‌گمان، در آن‌جا گروهی از کلبیان‌اند»(۱۰).
 
«درۀ سویدا» دره‌ای در شهر سویدا در ۱۰۰ کیلومتری جنوب شهر دمشق است، و بنا بر آن‌چه کمال شوفانی، در گفتارش «دره سویدا دیگر دره نیست» در پایگاه اینترنتی « السویداء الیوم» از برخی جهانگردان گزارش کرده است که درۀ سویدا دره‌ای گود بود که از کوه حَوْران سرازیر می‌شد، و بر بالایش پلی بلند و استوار و خُش‌ساخت بود و از آن سیلابهای برنده‌ای در برخی فصلها روان بودند که برای به کار انداختن آسیابهای آبی در غرب پل بسنده بودند، و آبهای فراوان در پایان بهار روان نمی‌شدند، و شوفانی گفته است: وادی سویدا سخنی پرکاربرد در زبان مردم شهر نیست؛ پس، نشانه‌هایش پنهان شده‌اند، و از آن، جز نمای میان تُهى‌اش در میان ساختمانهای نو سویدا و پلهای برپا بر آن که می‌فهمانند بی‌گمان، دره‌ای در زیرشان روان بوده، نمانده است.

بنا بر آن‌چه از برخی احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان هویدا می‌شود، آشفتگی بصره برای شورش حزب بعث و گروه داعش با رهبری اصهب مروانی از پیرامون این شهر بر دولت عراق و چیره‌شدنشان بر آن و یورش آنان از آن‌جا بر شهر اهواز می‌باشد، و در پی آن رویداد، یورش ایرانیان بر عراقیها و گرفتنشان بصره را خاهد بود.

«لشکرهای خراسان» همان دارندگان پرچمهای سیاه کوچک در آخرالزّمان‎اند، و «شعیب ابن صالح تمیمی» نوجوانی است که در تالِقان زاده می‌شود، و جنبش خُد را از آن‌جا می‌آغازد، و در رجب پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) در سَمَرْقنْد برمی‌شورد، و پس از آمدن هاشمی چینی با سپاهش از چین و مُلْتان به خُراسان و قیامش در آن‌جا، شعیب همراه یارانش با وی پیمان می‌بندد و فرمانده سپاهش می‌شود.

مقصود از «تالقان» در این حدیث، تالقان خراسان است که مرکز استان تَخار در شمال شرقی افغانستان می‌باشد و در جنوب سمرقند است که آن نیز از سرزمینهای خراسان و از شهرهای ازبکستان می‌باشد.

شُوش شهری باستانی در خوزستان است، و خُوزِسْتان استانی در جنوب غربی ایران است که مرکزش اهواز و از شهرهایش آبادن و شوش و شُوشْتَرند.(۱۱)

«سعید شوشی» مردی از زیندگان شوش کنونی است که رهبری جنبشی را در خوزستان در آخرالزّمان می‌پذیرد.

چنین می‌نماید که سخن امام علی(علیه‌السّلام): «بلندقدان و تناوران کُرد» به کردهای طالبانی اشاره می‌کند که در بخشهای کوهستانی عراق، مانند سلیمانیّه و پیرامونش، جای دارند؛ زیرا آنان در سنجش با کردهای بارزانی که در بخشهای ناکوهستانی، مانند اربیل و کرکوک و پیرامونشان، زندگی می‌کنند، بلندقدتر و تنومندترند، و خداوند داناتر است.

شاید مقصود امام علی(علیه‌السّلام) از گفتارش: «عربها بر ارمنیها چیره شوند»، چیره‌شدن برخی گروههای تروریستی عرب مانند داعش و جز آنان باشد که با ترکهای ترکیه و آذربایجان در یورش بر ارمنستان همبسته می‌شوند، و خداوند داناتر است.
----------------------------------------------------------

۱. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «سوداء» (سیاه) یافت می‌شود که به «السویداء» اصلاح و ترجمه گردید.
۲. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «صبا کلّ قوم إلی قوم» یافت می‌شود که به «صبأ کلّ قوم علی قوم» اصلاح و ترجمه گردید.
۳. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «تبع» یافت می‌شود که به «نبع» اصلاح و ترجمه گردید.
۴. در نسخۀ چاپی مشارق أنوار الیقین پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «التیمیّ» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های چاپی این کتاب آمده است، به «التمیمیّ» اصلاح و ترجمه گردید.
۵. در همۀ نسخه‌های چاپی مشارق أنوار الیقین نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «کردان» یافت می‌شود که واژه‌ای فارسی است و در سخن عرب به کار نمی‌رود، و به «الأکراد» اصلاح و ترجمه گردید.
۶. مشارق أنوار الیقین، ص ۲۶۶، خطبة التَّطَنْجِیَّة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. بُصْری یا بصرایِ شام شهری در جنوب دمشق در استان دَرْعا و نزدیک مرزهای شمالی اُردن است؛ بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۸. کتاب سُلَیم بن قیس الهلالیّ، ج ۲، ص ۷۷۴، ح ۲۵.
۹. المستدرک علی الصحیحین، ج ۵، ص ۷۲۷، ک الفتن و الملاحم، ح ۸۶۳۳.
۱۰. البلدان، یعقوبی، ص ۱۶۴، درگاه «جند دمشق».
۱۱. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۰۰ ، ۱۶:۵۳
خادم گمنام

پیشبینی نبردی ویرانگر در دو سوی رود ارس!

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۴۰۰، ۱۱:۱۸ ق.ظ

از روایات اسلامی چنین برمی‌آید که پیش از شورش بزرگ داعش در قففاز جنوبی بر ضدّ ایران با پشتیبانی ترکیه، میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان در آن سوی رود ارس نبردی ویرانگر و خونین روی می‌دهد و ترکها بر ارمنیها چیره می‌شوند و سپس کمی پیش از ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام) داعشیان بر ایران می‌تازند!

در بارۀ آن‌چه که در این گفتار به گونه‌ای فشرده آورده‌ایم، احادیث فراوانی به دست ما رسیده‌اند که برخی از آنها را در گذر ۲۰ سال گذشته به این سو بارها یادآور شده و نسبت به خطر بروز جنگی بزرگ در این منطقۀ حسّاس از جهان هشدار داده‌ایم، و در آینده نیز به برخی دیگر از آنها خاهیم پرداخت. 
 
کعب گفته است:

جزیره از ویرانی آسوده است تا آن‌که ارمنستان ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که جزیره ویران شود، و کوفه از ویرانی آسوده است تا آن‌که مصر ویران شود، و نبرد پُرکشتار نخاهد بود تا آن‌که کوفه ویران شود، و شهر کفر گشوده نخاهد شد تا آن‌که نبرد پُرکشتار باشد، و دجّال برنمی‌شورد، مگر آن‌که شهر کفر گشوده شود.(۱)

چنین می‌نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«جزیره» بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است، و «اَرْمَنِسْتان» سرزمینهایی است که میان جمهوری آذربایجان در شرق و ترکیه در غرب و گرجستان در شمال و ایران در جنوب جای دارد.
 
مراد از «شهر کفر» قُسْطَنْطِینِیَّه است که شهری بزرگ و کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه و پایتخت امپراتوری روم شرقی بود. پس، ترکهای عثمانی آن را گشودند و اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن‌جا ماندگار شدند تا آن‌که پایتخت را به آنکارا جابه‌جا کردند، و چون این شهر میان دو قارّۀ اروپا و آسیا جای دارد، دارای جایگاهی راهبردی است و به آن دروازۀ اروپا گفته می‌شود.(۲)

مقصود از «نبرد پُرکشتار» در این‎جا همان نبرد پرکشتار بزرگ است، و آن جنگ خونین بزرگی است که پس از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، میان امام و یاران مؤمنش با رومیان و همپیمانان کافرشان، در چراگاه عَکّا در فلسطین، هنگام گشودن کشور اسرائیل و آزادکردن بیت‌المقدس، روی می‌دهد، و این همان جنگی است که یهودیها و مسیحیان آن را نبرد آرْمَگِدُون می‌نامند.

از کعب روایت شده که وی گفته است:

در کتابها می‌یابیم که زمین همه‌اش پیش از شام ویران می‌شود ... ولی آذربایجان و ارمنستان پس با سپاهیان و آذرخشها و جنگها نابود می‌شوند، و از سختیها با چیزهایی رویاروی می‌شوند که جز آنان با آنها رویاروی نمی‌شوند... .(۳)

چنین می‌نماید که این خبر از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) یا بهره‌گرفته‌شده از آن باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

در برخی نوشتارهای کهن زرتشتیان نیز به همپیمانی‌ای ناخجسته‌ میان برخی دولتهای عربی مانند عربستان سعودی با دولتهای اروپایی و آمریکایی و ترکیه و آذربایجان بر زیان ایرانیان در آخرالزّمان اشاره شده است:


«تازیان با رومیان [و] ترکان اندر آمیزند و کشور بیاشوبند و پس سِفَنْدارْمَذ به اورْمَزْد بانگ کند که من این بدی و زشتی برنتابم»(۴).

در این نوشتار، مراد از «کشور» همان ایرانشهر و کشور عزیز ما ایران، و «سِفَنْدارْمَذ» فرشتۀ نگاهبان زمین یا خُد زمین، و «اورْمَزْد»، اهورامزدا یا آفریدگار هستی است.

نوآم چامسکی، زبان‌شناس، مورّخ و منتقد سیاسی و اجتماعی آمریکایی، هم در سخنانی هشدارآمیز گفته است:
«تلاشهایی برای برانگیختن آذری زبانها در حال انجام است که ترکها را از ایران جدا کنند یا این‌که ایران را از منابع نفتی دریای خزر محروم سازند. حقیقت این است که جنگ با ایران امری است که احتمالاً در شرف وقوع است. این امر کاملاً آشکار شده است که ۱۲ درسد از نیروی هوایی اسرائیل در حال حاضر در جنوب شرق ترکیه مستقر شده‌‏اند و علّت این حضور، کسب آمادگی برای حمله به ایران است»(۵).
----------------------------------------------------------------

۱. المستدرک علی الصحیحین، ج ۵، ص ۶۵۶، ک الفتن و الملاحم، ح ۸۴۷۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۳. البلدان، ابن الفقیه، ص ۵-۵۲۴، القول فی همذان؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. نجات بخشی در ادیان، ص ۵۳، گفتار ۱، با گزارش از: جاماسب نامۀ پهلوی، ف ۱، بند ۱۵.
۵. روزنامۀ سیاست روز، ش ۴۹۳، ۱۳۸۱/۱۰/۱۲ هـ.ش، ص ۳، با حذف و تصرّفی اندک.
  
📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته ‎های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۰۰ ، ۱۱:۱۸
خادم گمنام

رواج آوازخوانی زنان در آخرالزّمان

يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۴۰۰، ۱۱:۰۱ ق.ظ

رواج آوازخوانی و موسیقی های گوناگون میان مسلمانان از نشانه های نزدیک شدن زمان قیام امام مهدی(علیه السّلام) است.
عبدالله پسر عبّاس گفت که با رسول خدا(صلّى الله علیه وآله وسلّم) حج گزاردیم، واپسین حجّ وی. پس، حلقۀ در کعبه را گرفت و به ما رو کرد و فرمود: آیا شما را از نشانه های «ساعت» آگاه نکنم؟ و در آن روز، سلمان از همۀ مردم به او نزدیکتر بود، گفت: بله ای فرستادۀ خدا. فرمود:


... هنگام آن نشانه ها، کنیزانِ آوازخوان و ابزارهای موسیقی آشکار می شوند
... و طبلک میان باریک و ابزارهای موسیقی را نیکو، و فرمان دادن
به کارهای پسندیده و بازداشتن از کارهای زشت را ناخوش می دارند...(1).


بدان که بی گمان، مراد از «ساعت»، در برخی آیات قرآنی و بسیاری از روایات اسلامی، همان زمان قیام قائم(علیه السّلام) می باشد.
از عِمْران پسر حُصَیْن نقل شده است که رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) فرمود:


در این گروه از مردم (مسلمانان)، فروبرده شدن، زشت گردیدن
و سنگباران شدنی خواهند بود. مردی از مسلمانان گفت: ای
فرستادۀ خدا، آنها کی خواهند بود؟ فرمود: هنگامی که کنیزانِ آوازخوان
و ابزارهای موسیقی پدیدار و مستی آوران نوشیده شوند(2).


بی گمان، مردم، بویژه مسلمانان، برای بیرون رفتن از دین و بدکارگی، در آخرالزّمان دچار گرفتاریهای سخت گوناگوناگون می شوند، و در این روایت به سه تایِ از آنها اشاره شده است: پس، نخستین خَسْف می باشد، و آن، فرورفتن چیزی در زمین یا فروکردن چیزی در آن است، و دومین مَسْخ می باشد، و آن، زشت کردن آفرینش انسان و دگرگون کردن آن از گونۀ طبیعی اش به دیگر گونه هاست، و سومین قَذْف می باشد، و آن، پرتاب کردن سنگ از آسمان در پیِ درخشش بزرگ ستاره ای دنباله دار است.
از ابو مالک اَشْعَری روایت شده است که رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) فرمود:


بی گمان، مردمانی از گروه مردم من (مسلمانان) مستی آور را می نوشند،
در حالی که بر آن نام دیگری می نهند، و بر سر آنان، با ابزارهای موسیقی
و زنانِ آوازخوان، نواخته می شود؛ خداوند ایشان را در زمین فرو می برد،
و برخی از آنان را بوزینگان و خوکان می گرداند(3).


چنان که می بینید، امروزه همۀ نافرمانیها و گناهانی که پیامبر(صلّی الله علیه وآله) از آنها در حدیثهای یادشده خبر داده است، میان مسلمانان پدیدار شده اند، و از خدای متعالی می خواهیم که در قیام امام مهدی(علیه السّلام) و بهسازی کارهای جهان شتاب ورزد.
شایان یادآوری است که بی گمان، از آیات قرآنی و روایات اسلامی بسیاری حرام بودن پدیدآوردن آواز و موسیقی و گوش کردن آن دو بر مردان و زنان بهره گرفته می شود، شادکننده یا اندوه آور باشند، و نیز از آن دو، حرام بودن خرید و فروش و کرایه دادن و کرایه گرفتن مرد و زن آوازخوان و ساختن گونه های ابزارهای موسیقی و خرید و فروش و کرایه دادن و کرایه گرفتن آنها دانسته می شود، و بی گمان، روایات اسلامی بسیاری در بارۀ بازداشتن از آوازخوانی و موسیقی و بیان آسیبهای آن دو آمده اند، و ما در اینجا به یادآوری برخی از آنها بسنده می کنیم.
از ابو اُمامَه نقل شده است که پیامبر(صلّى الله علیه وسلّم) فرمود:


بی گمان، خدای عزیز و جلیل من را برای راهنمایی و مهربانی بر جهانیان
برانگیخت، و من را به نابودکردن ابزارهای موسیقی و ابزارهای دمیدنیِ
نوازندگی، بتها، صلیبها و کارهای دوران نادانی فرمان داد...(4).

در اینجا شایسته است اشاره شود که نی و بوق از ابزارهای دمیدنی موسیقی اند، و بر کسی پوشیده نیست که هر گاه بوق برای آشکار و آگاه کردن به کار رود، حرام نمی باشد.
سَکونی از ابو عبدالله -صادق-(علیه السّلام) روایت کرده است که رسول خدا(صلّى الله علیه وآله) فرمود:


شما را از رقصیدن، ابزار دمیدنیِ نواختن، طبلکهای میان باریک
و طبلهای یک رویه بازمی دارم(5).


از  پسر مسعود نقل شده است [که رسول خدا(صلّى الله علیه وآله) فرمود)](6):


از شنیدن ابزارهای موسیقی و آوازخوانی بپرهیزید؛ زیرا بی گمان، آن دو
دورویی را در دل می رویانند، چنان که آب گیاه تازه را می رویاند(7).


از روایات اسلامی چنین برمی آید که آوازه خوانی و موسیقی افزون بر دورویی، یاد خدا را از دلها می برند، شرم و ناموس پرستی را می زدایند و ناداری می آورند. برخی بررسیها و آزموده ها نیز نشان می دهند که موسیقیهای ساختگی اثرهای زیانباری بر تن و روان انسانها می گذارند و اندیشه را در راههای نادرست سیر می دهند، ولی گوش دادن به آواهای برخاسته از طبیعت پیرامون انسان، مانند چهچه بلبلان، شرشر باران و آبشارها، صدای گذر آب در جویبارها و وزش باد بر شاخۀ درختان، مایۀ تندرستی، آرامش روان، افزایش خرد و پیشرفت اندیشۀ انسانها می باشد(8).
------------------------------------------------------

1. تفسیر القمّیّ، ج 2، ص 82- 279، سورۀ محمّد-صلّی الله علیه وآله- (ترجمۀ نویسنده).
2. سنن الترمذیّ، ج 4، ص 1- 90، کتاب فتن، ب 38، ح 2219 (ترجمۀ نویسنده).
3. سنن ابن ماجة، ج 2، ص 1333، کتاب فتن، ب 22، ح 4020 (ترجمۀ نویسنده).
4. مسند أبی داود الطیالسیّ، ج 2، ص 454، ح 1230 (ترجمۀ نویسنده).
5. فروع الکافی، ج 6، ص 439، کتاب أشربه، ب 36، ح 7 (ترجمۀ نویسنده).
6. میان دو کروشه از افزوده های ما هست.
7. کنز العمّال، ج 8، جزء 15، ص 96، ح 40660، با نقل از: أمالی ابن صَصْری (ترجمۀ نویسنده).
8 . بهره گرفته شده از: برخی منابع.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۰۰ ، ۱۱:۰۱
خادم گمنام

اگر دقّت کرده و پیگیر خبرها باشید، از زمان روی کار آمدن دولت رئیسی، شمار فراوانی از وزرای وزارتخانه‌های کلیدی و استانداران و فرمانداران جدید از میان فرماندهان سپاه پاسداران انتخاب شده‌اند. از دیدگاه مباحث آخرالزّمانی، به‌ویژه برخی پیشگوییهای زرتشتیان و محاسبات جفری (واژۀ سپاه)، این رویداد سرنوشت‌ساز از دگرگونیهای سیاسی، نظامی، اجتماعی و اقتصادیِ شگفت در کشور و نزدیک‌شدن زمان ظهور سوشیانت یا امام مهدی(علیه‌السّلام) خبر می‌دهد! (لطفاً روی دو لینک زیر 👇👇👇 کلیک کنید).

لینک 1👈آخرین رئیس جمهوری ایران در آخرالزّمان

لینک 2👈از افزوده‌ها بر اشعار شاه نعمت‌الّاه ولی در احوال کشور در دوران کوتاه پادشاه سوم ایران

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۰۰ ، ۱۷:۱۲
خادم گمنام

کعب گفته است:

جزیره از ویرانی آسوده است تا آن‌که ارمنستان ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که جزیره ویران شود، و کوفه از ویرانی آسوده است تا آن‌که مصر ویران شود، و نبرد پُرکشتار نخاهد بود تا آن‌که کوفه ویران شود، و شهر کفر گشوده نخاهد شد تا آن‌که نبرد پُرکشتار باشد، و دجّال برنمی‌شورد، مگر آن‌که شهر کفر گشوده شود.(۱)

چنین می‌نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الاحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

«جزیره» بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است.
 
مراد از «شهر کفر» قُسْطَنْطِینِیَّه است که شهری بزرگ و کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه و پایتخت امپراتوری روم شرقی بود. پس، ترکهای عثمانی آن را گشودند و اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن‌جا ماندگار شدند تا آن‌که پایتخت را به آنکارا جابه‌جا کردند، و چون این شهر میان دو قارّۀ اروپا و آسیا جای دارد، دارای جایگاهی راهبردی است و به آن دروازۀ اروپا گفته می‌شود.(۲)

مقصود از «نبرد پُرکشتار» در این‎جا همان نبرد پرکشتار بزرگ است، و آن جنگ خونین بزرگی است که پس از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، میان امام و یاران مؤمنش با رومیان و همپیمانان کافرشان، در چراگاه عَکّا در فلسطین، هنگام گشودن کشور اسرائیل و آزادکردن بیت‌المقدس، روی می‌دهد، و این همان جنگی است که یهودیها و مسیحیان آن را نبرد آرْمَگِدُون می‌نامند.
———————————————

۱. المستدرک علی الصحیحین، ج ۵، ص ۶۵۶، ک الفتن و الملاحم، ح ۸۴۷۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.
✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۰۰ ، ۱۷:۰۹
خادم گمنام

از شُرَیْح ابن عُبَیْد و ابو عامِر هَوْزَنِی و ضَمْرَه ابن حَبِیب روایت شده است که گفته‌اند: به ما رسیده است که رسول خدا(صلّى‌الّاه‌علیه[وآله]وسلّم) فرمود:

کشتار کشتار؛ پرتاب‌کردن و فروبردن و زشت‌گردانیدن روی می‌دهد(۱)، مرگ در عالمان زمین می‌افتد تا جایی که نمی‌ماند مگر مرد پس از مرد، آسمان تگرگی مانند تخم مرغ می‌باراند که چهارپایان نابود می‌شوند، نیل و فرات بسته می‌شوند، به گونه‌ای که در دو کناره‌شان کشاورزی می‌شود، راهها بسته می‌شوند و درندگان بر پسران آدم چیره می‌شوند و هر گروهی زمینگیر شهرشان می‌شوند، خُرشید نیم‌ساعتی باز می‌ایستد و نیمی از انسانها و جنّیان نابود می‌شوند(۲)، و برای آنان زاده‌شونده‌ای زاده نمی‌شود و ماده باردار نمی‌شود، زنان مانند استران سیاه می‌شوند، به گونه‌ای که زن را چهل مرد آمیزش می‌کنند و آن را چیزی نمی‌انگارد، سال مانند ماه و ماه مانند هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت و ساعت مانند آتش‌گرفتن شاخۀ خشک درخت خرما می‌شود، به گونه‌ای که مرد از خانه‌اش بیرون می‌رود و به دروازۀ شهر نمی‌رسد تا آن‌که خرشید پنهان می‌شود، و خرشید از غروبگاهش برمی‌آید(۳)، و بر هر دلی با آن‌چه در آن است، مهر زده می‌شود، و «به کسی ایمان‌آوردنش سود نمی‌دهد، اگر پیشتر ایمان نیاورده یا در ایمانش خوبی‌ای به دست نیاورده است»(۴)، و از آن‌چه در پشت آن است نپرسید.(۵)

شایان یادآوری است، این روایت به رویدادهایی که میان چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) روی می‌دهند، اشاره می‌کند، و هنگامی که به نوشتار آن در کتاب الفتن می‌نگریم، می‌یابیم که بی‌گمان، راویان به آن برخی واژه‌ ها و شمارۀ سالها را که درونمایۀ روایت را آسیب می‌زند و تباه می‌کند، افزوده‌اند، و من افزوده‌ ها را انداختم و روایت را به آن‌چه بوده است، بازگرداندم، و خداوند به آن‌چه درست می‌باشد، داناتر است. 
---------------------------------------------------------- 

۱. «پرتاب‌کردن» شهابها و سنگهای آسمانی بر روی زمین، و «فروبردن» سرزمینها و کسانی که بر آنهایند در زمین، و «زشت‌گردانیدن» آفرینش انسان و دگرگون‌کردن آن از گونۀ سرشتی به گونه‌ای دیگر از شکنجه‌های سخت سه‌گانه‌ای می‌باشند که خداوند در آخرالزّمان بر بسیاری از بیرون‌روندگان از راه درست و شتاب‌ورزان در نافرمانیها فرود می‌آورد. 
۲. چنین سخن شگفتی را که خبر از نابودی نیمی از جنّیان در رویدادهای آخرالزّمان می‌دهد، جز در این روایت نیافتیم، و خداوند داناتر است که آیا آن از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) یا افزوده‌های روایان می‌باشد. بله، روایتی یافت می‌شود که درونمایه‌ها و واژگانش به آن‌چه گزارش کرده‌ایم، نزدیک‌اند و در آن، این سخن آمده است: «خرشید می‌گیرد، پس نیمی از جنّیان و انسانها می‌میرند»؛ بنگرید: جامع الأخبار، سبزواری، ص ۳۹۷، ف ۱۰۲.
۳. در همۀ نسخه‌های چاپی الفتن نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «طلوع» یافت می‌شود که سازگار با ساختار سخن به «تطلع» اصلاح و ترجمه گردید.
۴. قرآن کریم، سورۀ انعام، آیۀ ۱۵۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی. 
۵. الفتن، ج ۲، ص ۲-۷۰۱، الجزء ۱۰، ح ۱۹۷۸، چاپ قاهره؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۰۰ ، ۱۷:۰۶
خادم گمنام

همپیمانی عربها و ترکان در آخرالزّمان

جمعه, ۱۶ مهر ۱۴۰۰، ۰۷:۵۵ ب.ظ

امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام)، در بیان رویدادهای آخرالزّمان، فرمود:

... وای بر عربها از درآمیختن با ترکها... .(۱)

چنین می‌نماید که این روایت به پیامدهای ناگوار همپیمانی ناخجسته‌ای اشاره دارد که میان برخی دولتهای عربی مانند عربستان سعودی با دولتهای ترکیه و آذربایجان بر زیان مسلمانان، به‌ویژه شیعیان ایران و عراق، روی می‌دهد، در کنار همپیمانی ترکان و عربها با رومیان در آخرالزّمان که در برخی نوشتارهای زرتشتیان به آن اشاره شده است:

تازیان با رومیان [و] ترکان اندر آمیزند و کشور بیاشوبند...(۲).

بی گمان، مراد از «کشور» در سخن یادشده، همان کشور عزیز ما ایران است.
---------------------------------------------------

۱. مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص ۳۱۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. نجات بخشی در ادیان، ص ۵۳، گفتار ۱، با گزارش از: جاماسب نامۀ پهلوی، ف ۱، بند ۱۵.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۰۰ ، ۱۹:۵۵
خادم گمنام

نُسْتْرآدامُوس، دانشمند، پیشگو و ستاره شناس مشهور فرانسوی (۱۵۶۶ـ۱۵۰۳م)، در بخشی از نامه‌ای که به هانری دوم، پادشاه فرانسه در سالهای ۱۵۴۷ تا ۱۵۵۹م، نوشته است، با بهره‌گیری از روایات اسلامی و دانش نجوم، ماه اکتبر را سرآغاز برخی رویدادهای بزرگ در آخرالزّمان برشمرده است:

... در اکتبر برخی جابه‌جاییهایی بزرگ روی خاهند داد، به گونه‌ای که زمین توازن و حرکت طبیعی خُد را از دست می‌دهد. در بهار زمین در پی تیرگیهای پیاپی آسیب می‌بیند، و پس از دگرگونیهایی بنیادین، حکومتها با زمین‌لرزه‌ای بزرگ دگرگون می‌شوند...(۱).

چنین می‌نماید که مراد نسترآداموس از برخی جابه‌جاییهایی بزرگ در اکتبر دگرگونیهایی در جنبش طبیعی زمین در پی آغاز جنگهایی همراه با ترکیدن بمبها و موشکهایی نیرومند باشد، و شاید بتوان گفت که این ماه اکتبر در پیشگوییهای نسترآداموس همراه یا نزدیک به ماه صفری است که بنا بر روایات اسلامی سرآغاز برخی رویدادهای بزرگ، به‌ویژه جنگهایی خونین و آشوبهایی فراگیر در بازه‌ای یک‌ساله، در آخرالزّمان می‌باشد، و شایان یادآوری است که صفر ۱۴۴۱ با اکتبر ۲۰۱۹ برابر بوده است، و تا دو سال پس از آن نیز این دو ماه قمری و میلادی با هم برخُرد می‌کنند، و سپس، کم کم از هم دور می‌شوند.

بنا بر پژوهشهای چندین‌سالۀ نویسنده در آیات قرآنی، روایات اسلامی و پیشگوییهای نسترآداموس، برخی جنگهای بزرگ و زمین‌لرزه‌های پیاپی و ویرانیهای گسترده در آخرالزّمان در فصل بهار پیش از ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام) روی خاهند داد.

نُسْتْرآدامُوس در یکی از رباعیهایش، از احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته و از روی‌دادن زمین‌لرزه‌هایی پیاپی در زیر دریای مدیترانه و پیرامونش خبر داده است که توفانهایی دریایی (تسونامی) پدید می‌آورند و برخی شهرهای کناره‌ای اروپا و ترکیه را در آب فرو می‌برند، و نیز به دو تلاش پی در پی در بهار و دو نبرد دلیرانه اشاره کرده است، و گمانی نیست در این‌که مقصودش همان یورش نیروهای خزر و ترک قفقازی بر ایران و یورش نیروهای قیسی، بربر و سیاه آفریقایی بر مصر، فلسطین، اردن و سوریه می‌باشد:

برای چندین شب زمین خاهد لرزید.
در بهار دو تلاشِ پی در پی انجام می‌گیرد.
کورِنْتوس و اِفِسُوس در دو دریا شناور می‌شوند.
جنگ در دو نبرد دلیرانه پایدار خاهد ماند.(۲)

کورِنْتُوس شهری کهن و بندری در جنوب یونان می‌باشد که بر خلیج کورنتوس جای دارد، و اِفِسُوس شهری کهن در غرب ترکیه و نزدیک کنارۀ دریای اِژِه است(۳)، و گروههای خزر و ترک قفقازی و گروههای قیس و بربر و سیاه آفریقایی از روزگاران کهن به دلیری در جنگها شناخته شده بودند.
-------------------------------------------

۱. نوشتارهای نسترآداموس به زبان فرانسوی، نامه به هانری دوم؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۲. نوشتارهای نسترآداموس به زبان فرانسوی و برگردان آن به زبان انگلیسی، سانتوری ۲، رباعی ۵۲؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۳. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۰۰ ، ۱۹:۵۲
خادم گمنام

سرنوشت گروهها و سرزمینها در آخرالزّمان

جمعه, ۲ مهر ۱۴۰۰، ۱۲:۰۴ ق.ظ

برای آشکارشدن سرنوشت اقوام و گروهها و کشورها و شهرها در آخرالزّمان، گفتارهایی خاندنی و شگفت، مانند: ترکها در آخرالزّمان، کردها در آخرالزّمان، خوزستان در آخرالزّمان، سیستان در آخرالزّمان، عربها در آخرالزّمان، آذربایجان در آخرالزّمان، تهران در آخرالزّمان، قم در آخرالزّمان، اصفهان در آخرالزّمان، همدان در آخرالزّمان، دامغان و سمنان در آخرالزّمان، نیشابور در آخرالزّمان، خراسان در آخرالزّمان، جزیرۀ کیش در آخرالزّمان، بحرین در آخرالزّمان، عراق در آخرالزّمان، کوفه در آخرالزّمان، بغداد در آخرالزّمان، بابل در آخرالزّمان، بصره در آخرالزّمان، زورا کجاست؟، عربستان در آخرالزّمان، سوریه در آخرالزّمان، لبنان در آخرالزّمان، فلسطین در آخرالزّمان، اسرائیل در آخرالزّمان، مصر در آخرالزّمان، یمن در آخرالزّمان، ترکیه در آخرالزّمان و اروپا در آخرالزّمان، با بهره‌گیری از روایات اسلامی و دیگر منابع پیشگویی فراهم آورده‌ایم که بخشی از آنها در گذشته ارائه شده‌اند، و دیگر بخشها نیز در آینده کم‌کم ارائه خاهند شد.

شایان یادآوری است، گفتارهایی مانند تهران در آخرالزّمان، کردها در آخرالزّمان، سیستان در آخرالزّمان، لبنان در آخرالزّمان و سوریه در آخرالزّمان که تا کنون در کانال آورده شدند، در آینده کاملتر و مفصّلتر ارائه خاهند شد.

 صبورانه پیگیر مباحث باشید. 

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مهر ۰۰ ، ۰۰:۰۴
خادم گمنام

از اَبان روایت شده است که ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) فرمود:

علم بیست و هفت بخش است؛ پس، همۀ آن‌چه را که فرستادگان آورده‌اند، دو بخش است، و مردم تا امروز جز دو بخش را نشناخته‌اند. پس، هر گاه قیامگر ما برخیزد، بیست و پنج بخش را بیرون می‌آورد، و در مردم پخش می‌کند، و با آنها ‌دو بخش را همراه می‌کند تا آن‌که بیست و هفت بخش را پخش کند.(۱)

از سُورَه روایت شده است که ابو جعفر [باقر](علیه‌السّلام) فرمود:

بی‌گمان، ذو القرنین گزینش میان(۲) دو ابر را داده شد، پس، بسیاررام را برگزید، و برای زمامدار شما دشوار اندوخته شد. گفت: گفتم: دشوار چیست؟ فرمود: آن‌چه از ابری که در آن تندر و آذرخش و برق است، زمامدار شما سوارش می‌شود، آگاه باش که بی‌گمان، وی به‌زودی ابر را سوار می‌شود و در راهها بالا می‌رود، راههای آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه که پنج‌تایی آبادان و دوتایی ویران‌اند.(۳)

ذو القرنین بندۀ صالح خداوند و دارای دانش و توانایی‌ای بود که یادش و برخی سفرهایش به خاور و باختر و شمال  در قرآن کریم آمده است، و بی‌گمان، سدّی را ساخت تا با آن آزار یأجوج و مأجوج را از برخی مردمان دور کند و از شورش آن‌دو و تباهیگریشان در زمین هنگام نزدیکی قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) خبر داد.
 
از جابر روایت شده است که ابو جعفر [باقر](علیه‌السّلام) فرمود:

فرود می‌آید در میان هفت گنبدی از نور که دانسته نمی‌شود او در کدامین آنهاست، هنگامی که در پشت کوفه فرود می‌آید... .(۴)

بنا بر آن‌چه از این روایت و جز آن هویدا می‌شود، امام مهدی(علیه‌السّلام)، پس از قیامش در مکّه و چیره‌شدنش بر سرزمین حجاز، با برخی همراهانش سوار بر ابرهای انباشته‌شدۀ درخشان می‌شوند و هوایی به نجف می‌آیند تا دوری میان دو سرزمین کوتاه شود.

ابو ربیع شامی گفته است که شنیدم ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) می‌فرمود:

بی‌گمان، قیامگر ما هر گاه برخیزد، خداوند(عزّ و جلّ) برای شیعیان ما در گوشهایشان و دیده‌هایشان می‌افزاید، به گونه‌ای که میان آنان و میان قیامگر پیکی نباشد، با ایشان سخن می‌گوید، پس، می‌شنوند و به او می‌نگرند، در حالی که وی در جایگاهش است.(۵)

ابن مُسْکان گفته است که شنیدم ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) می‌فرمود:

بی‌گمان، مؤمن در زمان قیامگر در حالی که او در مشرق است، برادرش را که در مغرب است می‌بیند، و همچنین، کسی که در مغرب است، برادرش را که در مشرق است می‌بیند.(۶)

بی‌گمان، برخی کسانی که از رازهای احادیث آخرالزّمان آگاه نیستند پنداشته‌اند که مراد از دیدن در این دو حدیث و همانندهایش دیدن با ابزارهای نوین ارتباط تصویری مانند تلفتن همراه می‌باشد، در حالی که امام صادق(علیه‌السّلام) آشکار کرده است که این دیدن ویژۀ مؤمنان می‌باشد، بی پیک و بی میانداری چیزی؛ پس، دیده‌های مؤمنان و گوشهایشان با فرمان خداوند متعالی در آن زمان تیز می‌شوند و آن‌چه را بخاهند، از دور و نزدیک می‌بینند و می‌شنوند.

از محمّد [دیباج] روایت شده است که پدرش جعفر [صادق](علیه‌السّلام) فرمود:

هر گاه قیامگر برخیزد، در کشورهای زمین، در هر کشوری مردی را می‌فرستد، در حالی که می‌فرماید: پیمانت در پنجه‌ات است، پس هر گاه کاری بر تو پیش آمد که آن را نمی‌دانی و داوری در آن را نمی‌شناسی، بنگر به پنجه‌ات و آن‌چه در آن است را انجام بده. فرمود: و سپاهی را سوی قسطنطینیّه می‌فرستد، پس، هر گاه به خلیج برسند، چیزی را بر پاهایشان می‌نویسند و بر آب راه می‌روند، و هر گاه رومیان به آنان بنگرند که بر آب می‌روند، می‌گویند: اینان همراهان اویند که بر آب راه می‌روند، پس، وی چگونه است؟! در آن هنگام، برای ایشان دروازه‌های شهر گشوده می‌شود و درون آن می‌روند و آن‌چه را که می‌خاهند، در آن فرمان می‌دهند.(۷)

«قُسْطَنْطِینِیَّه» شهری بزرگ و کهن بر کنارۀ دریای مَرْمَرَه در ترکیه است که پایتخت امپراتوری روم شرقی بود، و ترکهای عثمانی آن را گشودند و آن را اِسْتانْبُول نامیدند و پادشاهانشان در آن‌جا ماندگار شدند تا آن‌که پایتخت را به آنکارا جابه‌جا کردند، و چون این شهر میان دو قارّۀ اروپا و آسیا جای دارد، به آن دروازۀ اروپا گفته می‌شود.(۸)

مقصود از «اینان همراهان اویند»، همراهان و یاران امام مهدی قیامگر(علیه‌السّلام) در آخرالزّمان است.
----------------------------------------------------------------------- 

۱. الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۴۱، ف فی أغرب معجزات الإمام المهدیّ(علیه‌السلام)، ح ۵۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲. میان دو چنگک از افزوده‌های ما است که آن را از همین روایت که در «بحار الأنوار، ج ۵۷، ص ۱۲۰، ب ۳۲، ح ۸» آمده است، گرفته‌ایم.
۳. بصائر الدرجات، ص ۴۰۹، ب ۱۵، ح ۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. التفسیر، عیّاشی، ج ۱، ص ۲۱۴، ح ۴۰۵، سورة البقرة؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵. الکافی، ج ۱۵، ص ۵۴۸، ک الروضة، ح ٣٢٩؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۶. سرور أهل الإیمان، ص ۱۱۵؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. الغیبة، نعمانی، ص ۵-۳۳۴، ب‌ ۲۱، ح‌ ۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۸. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه ‎ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۱۸:۳۱
خادم گمنام

ظرف دو سال آینده حکومت عراق فرو می‌پاشد!!!

شنبه, ۳۰ مرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۴۲ ب.ظ

طبق پیشبینیهای نویسنده، با فاصله گرفتن تدریجی عراق از ایران و بروز اختلاف میان دو کشور و ضعفی که دچار آن می‌شوند، از نفوذ ایران در عراق کاسته می‌گردد، و ناگهان داعش و بعث با کمک عربستان سعودی بر بغداد و بصره یورش می‌آورند و سران حکومت عراق دستگیر و کشته می‌شوند و حکومت مروانیان در همسایگی ایران شکل می‌گیرد و میان دو کشور بار دیگر در ماههایی اندک آتش جنگ شعله‌ور می‌شود!

به طور طبیعی، ارتباطات میان حوزه‌های علمیّه ایران و عراق نیز با به قدرت رسیدن شیصبانی در کوفه و نجف و داعش و بعث در بغداد و بصره  قطع می‌گردد!

--------------------------------------------------------------------------------

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۰۰ ، ۲۳:۴۲
خادم گمنام

عبدالّاه‌های سه‌گانه در آخرالزّمان

جمعه, ۸ مرداد ۱۴۰۰، ۱۲:۱۰ ق.ظ

از احادیث اسلامی بهره گرفته می‌شود که عبدالّاه‌های سه‌گانه میان مسلمانان در آخرالزّمان فرمانروایی می‌کنند: نخستینشان، «عبدالّاه عبّاسی» واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در مشرق‌زمین و مردی بلندجایگاه و ناتوان می‌باشد، و دومینشان، «عبدالّاه کِنْدِی» رهبر قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی در لیبی و پیرامونش است که مردی لنگ و بسیاربد می‌باشد، و سومینشان «عبدالّاه سفیانی» رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان است که مردی بسیارکشتارگر و بسیارزورگو و زشت‌رو و پلیدترین آفریده می‌باشد که هرگز خدا را نپرستیده است، و جنگهای بزرگی میان نیروهای این سه عبدالّاه در شام و جزیره و دیگرجاها روی می‌دهند.
 
چنین می‌نماید که هر سه رهبر یادشدۀ عبّاسی و کندی و سفیانی یا برخی از آنان نام راستینشان عبدالّاه نیست، بلکه آن، لقب یا نامی به کار گرفته‌شده و جایگزین است که خُد را به آن می‌نامند و با آن، نام درست و چهرۀ راستینشان را از دیگران در برخی زمانها پنهان می‌کنند، و از روایات اسلامی هویدا می‌شود که عبدالّاه عبّاسی نامش از نامهای پیامبران است، و عبدالّاه کندی نامش عبدالرحمان و عبدالّاه سفیانی نامش عثمان می‌باشد، و از برخی احادیث اسلامی بهره گرفته می‌شود که عبدالّاه همان نام فرمانروای عبّاسی در آخرالزّمان است، و خداوند داناتر است.

شایان یادآوری است، با نگاه به آن‌که چهار تن از رهبران عبّاسی نام «عبدالّاه» را بر دوش کشیدند: سفّاح، منصور، مأمون و مستعصم، برخی پژوهشگران و نویسندگان باور دارند که روایات اسلامی‌ای که در بارۀ عبدالّاه عبّاسی آمده‌اند، با عبدالّاه مستعصم که واپسین رهبران بنی عبّاس پس از بنی اُمیّه بود، سازگارند، ولی آشکار از آن روایات، اگر ساختگی نباشند، این است که مراد همان عبدالّاه عبّاسی واپسین رهبران بنی عبّاس در آخرالزّمان می‌باشد.

 

پیمان‌بستن با عبدالّاه عبّاسی، برکنارکردن وی و دوران فرمانروایی‌اش

از عَمّار ابن یاسِر روایت شده است که وی گفت:

بی‌گمان، دولت خاندان پیامبر شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن نشانه‌هایی‌اند ... پس، هر گاه رومیان و ترکها بر شما بشورانند، و لشکرها بسیج شوند، و رهبر شما که داراییها را می‌اندوزد، بمیرد، و پس از او مردی ناتوان(۱) پادشاه شود که دو سالی(۲) پس از پیمان بسته‌شدن با وی برکنار می‌گردد، و نابودی پادشاهی آنان از جایی می‌آید که پدیدار شد، و ترکها و رومیان با هم ناسازگاری می‌کنند، و جنگها در زمین فراوان می‌شوند ... و سه تن در شام پدیدار می‌شوند که همۀ آنان خاستار پادشاهی‌اند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از خاندان ابو سفیان که میان کلبیها برمی‌شورد، و مردم را در دمشق در تنگنا می‌اندازد(۳)، و مغربیها(۴) سوی مصر می‌روند؛ پس، هر گاه درون آن‌جا بروند، همان، نشانۀ [شورش](۵) سفیانی است، و پیش از آن، کسی که به خاندان محمّد(علیهم‌السّلام) فرا می‌خاند، برمی‌شورد، و ترکان در جزیره(۶) فرود می‌آیند، و رومیان در فلسطین فرود می‌آیند، و عبدالّاه عبدالّاه را دنبال می‌کند(۷) تا آن‌که سربازانشان در قَرْقِیسِیا بر سر رودخانه رویاروی می‌شوند، و کارزاری بزرگ خاهد بود، و زمامدار مغرب می‌رود و مردان را می‌کشد و زنان را در بند می‌کند ... پس، فریادگری از آسمان بانگ می‌زند: ای مردم، بی‌گمان، فرماندۀ شما فلانی است، و آن، همان مهدی است که زمین را از دادن بهرۀ هر کس و برابری پر می‌کند، چنان‌که از ستم‌ورزی و برگشتن از راستی لبریز شده است.(۸)

چنین می‌نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به وی نسبت نداده است.
 
بدان که مراد از «رومیان» در بسیاری از روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، اروپاییان و گروههایی از آمریکاییانی می‌باشند که از فرزندان رومیان‌اند، و مقصود از «ترکها» در بسیاری از احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، ترکهای ترکیه‌اند.

از روایت عمّار و دیگر احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته می‌شود که دولتهای روم و ترک و عرب، مانند آمریکا، فرانسه، ترکیه و عربستان سعودی، با هم یا جداگانه، نیروهایی را بر گروههایی از مسلمانان می‌شورانند. برای نمونه، اصهب مروانی و پیروانش، از بازماندگان حزب بعث و گروه داعش، را یاری می‌کنند تا بر جزیره و عراق چیره شوند، و آنان را بر ایرانیان می‌شورانند، و نیز نیروهایی از خزرها و ترکان را با فرماندهی شَرُوسِی در قَفْقاز جنوبی بسیج می‌کنند، و آنان را در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) یا در ماهی نزدیک به آن بر ایران می‌شورانند، سپس آنان را برای یاری اصهب مروانی سوی عراق می‌فرستند، و سرانجام، آن یورشگران قفقازی با پیروان اصهب همگی در آن‌جا نابود می‌شوند. بنا بر این، نبرد این دو گروه شورشی از جنگهای نیابتی است. افزون بر آن، ترکهای ترکیه برای رسیدن به سودهای راهبردیشان و کشتن و چپاول و پیشگیری از پیشروی یورشگران سوی مرزهایشان، درون بخشی از سرزمینهای جزیره که در شمال و شرق سوریه جای دارد، می‌روند، و رومیان برای پاسداری از سودهای راهبردیشان و پشتیبانی از اسرائیل، به‌ویژه بَیْتُ‌الْمَقْدِس، در برابر یورش شورشیان آفریقاییِ آینده از لیبی و پیرامونش به شام، به رملۀ فلسطین می‌آیند.

رهبر مسلمانان که داراییها را می‌اندوزد و آنها را در زندگانی مردم هزینه نمی‌کند و از «کسانی که تلا و نقره می‌اندوزند و آنها را در راه خدا نمی‌پردازند، پس، آنان را به شکنجه‌ای دردناک مژده بده»(۹) می‌باشد، و نزدیک به دو سالی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) می‌میرد، دومین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس است که در آخرالزّمان بخشی از سرزمینهای مشرق را فرمانروایی می‌کنند، و مردی ناتوان که در جایگاهش می‌ایستد و پس از گذشتن دو سالی از پیمان بسته‌شدن با وی برکنار می‌گردد، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در آخرالزّمان است.

گفتار پیامبر(صلّی‎ الّاه ‎علیه ‎وآله): «نابودی پادشاهی آنان از جایی می‌آید که پدیدار شد» به رازی بزرگ اشاره می‌کند، و آن این است که همان گونه که آغاز پیدایش پادشاهی بنی عبّاس در دولت نخستینشان از خراسان بود، همچنین نابودی پادشاهی ایشان در پایان دولت دومشان از خراسان خاهد بود.

«مردی ابقع» (گندمگون) همان اَبْقَع فِهْرِی فرماندۀ فرماندهان در مصر در آخرالزّمان است که نیروهای قیسی، بربر و سیاه آفریقاییِ پیرو اعرج کندی را از مصر سوی فلسطین، اُردن و سوریه فرماندهی می‌کند.

«مردی اصهب» (زرد آمیخته با سرخی و سپیدی)(۱۰) همان اَصْهَب مَرْوانِی، رهبر زیندگان جزیره(۱۱) و عراق(۱۲) و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد مَرْوان حِمار در آخرالزّمان است که در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) رهبری برخی جنبشهایی که پیشتر در سرزمینهای جزیره و عراق آغازیده شده بودند را می‌پذیرد، و در رجب یا نزدیکش بر بغداد، سپس بر بیشتر سرزمینهای کشور عراق چیره می‌شود، و با هاشمی شَیْصَبانِی شورشگر در کوفه پیمان می‌بندد، و سپاهش با فرماندهی عَوْف سُلَمِی با ایران می‌جنگد، و بر سوریه یورش می‌برد.
 
«مردی از خاندان ابو سفیان» همان عُثْمان ابن عَنْبَسَه شامی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است که جنبش خُد را در سوریه در صفر پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) می‌آغازد، و در رجب در درۀ خشک در سُوَیْدا برمی‌شورد، و در ماه رمضان بر دمشق، سپس بر بیشتر سرزمینهای شام چیره می‌شود، و سپاهش بر مصر، عراق، ایران و عربستان سعودی یورش می‌برد.

«کلبیها» از قبیله‌های عربی مشهوری‌اند که از شبه‌جزیرۀ عربی درون شام رفتند و در سرزمینهایش جای گرفتند، و معاویه با مَیْسُون، دختر بَحْدَل کلبی، زناشویی کرد و یزید(لعنه‌الّاه) از وی زاده شد، و خِیشاوندی سفیانی از سوی داییهایش به کلب می‌رسد، و کلبیان همواره پشتیبان ارتشیِ بنی اُمیّه و دست زورمندشان در دوران فرمانرواییشان بوده‌اند.(۱۳)

«کسی که به خاندان محمّد(علیهم‌السّلام) فرا می‌خاند» همان شُعَیْب ابن صالح تَمِیمِی خراسانی، فرماندۀ خراسانیان است که چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) جنبش خُد را در تالَقان می‌آغازد، و در رجب در سَمَرْقَنْد برمی‌شورد، و هنگامی که هاشمی چینی از چین و مُلْتان به خراسان می‌آید و در آن‌جا برپا می‌خیزد، به او می‌پیوندد و فرماندۀ سپاهش می‌شود، پس، همراه سپاهشان با پرچمهایی سیاه و کوچک به ایران می‌آیند تا حسنی گیلانی را یاری و سپاه سفیانی را دور کنند، و پس از آن به عراق می‌روند و هاشمی شعیب را به مکّه می‌فرستد تا با مهدی(علیه‌السّلام) پیمان ببندد، سپس رهسپار دمشق و بیت‌المقدس می‌شوند.
 
در سخن رسول خدا(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله): «عبدالّاه عبدالّاه را دنبال می‌کند تا آن‌که سربازانشان در قَرْقِیسِیا بر سر رودخانه رویاروی می‌شوند»، «عبدالّاه» نخست همان عبدالّاه سفیانی، واپسین زمامدار بنی اُمیّه در شام است، و «عبدالّاه» دوم همان عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در مشرق می‌باشد که سپاهی را به سوریه می‌فرستد، و بنا بر آن‌چه هویداست، نیروهای سپاه سفیانی پس از آن‌که بر دمشق چیره می‌شوند، بر نیروهای سپاه عبّاسی که در شام ماندگارند، می‌شورند و آنان را سوی جزیره دنبال می‌کنند تا آن‌که دو سپاه بر سر رودخانۀ خابور در قرقیسیا رویاروی می‌شوند و کارزاری بزرگ می‌کنند.

مراد از «رودخانه» در این‌جا، خابور از بزرگترین رودخانه‌های ریزنده در فرات است، و قَرْقِیسِیا -عربی‌شدۀ کرکیسیوم یونانی- از شهرهای کهن در سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات نزدیک ریزشگاه رود خابور در فرات بود، و اکنون تپه‌هایی باستانی از آن، نزدیک شهر دَیْرُ الزَّوْر بر جای مانده‌اند، و شهر بُصَیْرَه که در شرق سوریه و نزدیک مرزهای غربی عراق جای دارد، بر آن ساخته شده است.(۱۴)

مقصود از «زمامدار مغرب» همان عبدالرحمان اَعْرَجِ (لنگ) کِنْدِی، رهبر قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی در آخرالزّمان است که چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) رهبری برخی جنبشهایی که پیشتر در لیبی و پیرامونش آغازیده شده بودند را می‌پذیرد، و در جمادی آخر یا نزدیکش در آن‌جا برمی‌شورد، سپس سپاهش را به مصر می‌آورد، و آنان را با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی مصری برای نبرد سوی فلسطین، اردن و سوریه می‌فرستد. 
------------------------------------------------------ 

۱. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «صحیح» (تندرست) یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در دو روایت مانند این روایت که در «الفتن» آمده‌اند، به «ضعیف» اصلاح و ترجمه گردید. 
۲. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «سنین» (سالها) یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در دو روایت مانند این روایت که در «الفتن» آمده‌اند، به «سنتین» اصلاح و ترجمه گردید. 
۳. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یحضر» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در روایتی مانند این که در «الفتن» آمده است، به «یحصر» اصلاح و ترجمه گردید. 
۴. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «الغرب» یافت می‌شود که به «المغرب» اصلاح و ترجمه گردید.
۵. میان دو چنگک از افزوده‌های ما است که آن را از روایتی دیگر مانند این روایت گرفته‌ایم که در «عقد الدرر» آمده است.
۶. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «الحِیْرَة» یافت می‌شود که به «الجزیرة» اصلاح و ترجمه گردید.
۷. در همۀ نسخه‌های چاپی الغیبة نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یسبق» (پیشی می‌گیرد) یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در روایتی مانند این روایت که در «الفتن» آمده است، به «یتبع» اصلاح و ترجمه گردید.  
۸. الغیبة، توسی، ص ۴-۴۶۳، ف ۷، ح ۴۷۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. قرآن کریم، سورۀ توبه، آیه ۳۴؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۰. بهره‌گرفته‌شده از: المعجم الوسیط، درگاه «الأصهب».
۱۱. جزیره بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است، و مراد از «جَزِیرَه» در این‌جا، بیشتر سرزمینهای جزیره می‌باشد که درون کشور عراق جای دارد، و از مَوْصِل در شمال تا تَکْرِیت بر کنارۀ باختری دجله و حَدِیثَه بر کنارۀ خاوری فرات کشیده می‌شود؛ بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۱۲. مقصود از «عِراق» در این‌جا، بخش جنوبی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات و پیرامون آن‌دو است که از سامَرّا بر کنارۀ خاوری دجله و هِیْت بر کنارۀ باختری فرات آغاز می‌شود و تا آبادان در جنوب غربی ایران و پایانۀ بَصْرَه در شمال کویت کشیده می‌شود؛ بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۱۳. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۱۴. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.

 

عبدالّاه عبّاسی پایان چهلمین از پادشاهان بنی عبّاس و عبدالّاه اعرج کندی زمامدار مغربیان

علی ابن ابی طالب(علیهماالسّلام)، در بیان نشانه‌های ظهور قائم(علیه‌السّلام)، فرمود:

... سپس پایان چهلمین، و او عبدالّاه بلندپایه است، پس، درنگ نخاهد کرد تا آن‌که برسد به وی سپاهی که پیشاپیش‌ش ترکان‌اند، و در آن، شعیب است(۱۵) که او را می‌کشد... .(۱۶)
 

بدان که از روایات اسلامی بهره‌ گرفته می‌شود که برای بنی عبّاس دو دولت و چهل پادشاه می‌باشد: دولت نخستین همان است که در سرزمینهای اسلامی، پس از فروپاشی دولت اَمَوی، بنیادگذاری و ۵۲۴ سال با سی و هفت پادشاه ماندگار شد و از میان رفت، و دولت دومین آن است که در بخشی از سرزمینهای مشرق، در آخرالزّمان برپا می‌گردد و ۴۰ سال با سه پادشاه پایدار می‌ماند، سپس کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) نابود می‌شود.

بنا بر آن‌چه هویداست، مراد از «سپاهی که پیشاپیشش ترکان‌اند، و در آن، شعیب است»، سپاهی است که هاشمی چینی آن را رهبری و شعیب تمیمی خراسانی آن را فرماندهی می‌کند، و پیشاپیش آن ترکهای اُیْغُورند که امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) به آنان اشاره کرده است در سخنش: «هر گاه ... برای فرزندم پرچمهای ترکها که در گوشه‌وکناره‌ها و دوردستها پراکنده‌اند، پدیدار شوند»(۱۷)، و نیز امام علی(علیه‌السّلام) فرموده است: «پرچمهایی سیاه پدیدار می‌شوند که با سفیانی کارزار می‌کنند، در آنان جوانی از بنی هاشم است که در شانۀ چپش خالی، و بر پیشاپیشش مردی از بنی تمیم است که شعیب ابن صالح خانده می‌شود، پس، همراهان سفیانی را در هم می‌شکند»(۱۸)، و اگر درست در نوشتار عربی حدیث همان واژۀ «سعیر» (زبانۀ آتش) باشد که در همۀ نسخه‌های چاپی إلزام الناصب نزد ما یافت می‌شود، پس آن، اشاره می‌کند به آن‌که لشکریان این سپاه، مانند دیگر ارتشیان هم‌روزگارشان، از جنگ‌افزارهای آتشین به کار رونده در آخرالزّمان، مانند تفنگها، توپها و موشکها، بهره می‌گیرند؛ چنان که رسول خدا(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله) در بیان ویژگی آن مرد هاشمی‌ای که پرچم را به امام مهدی(علیه‌السّلام) برمی‌گرداند، فرمود: «او کسی است که چهره‌اش چون دینار (پول تلا)، دندانهایش مانند ارّه و شمشیرش چون شعلۀ آتش می‌باشد»(۱۹).
----------------------------------------------------------

۱۵. در همۀ نسخه‌های چاپی إلزام الناصب ، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یدرک بجیش یقدمه لشرک و فیه سعیر» یافت می‌شود که به «یدرکه جیش یقدمه الترک و فیه شعیب» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۶. إلزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۴، خطبة البیان ۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۷. الغیبة، نعمانی، ص ۲۸۳، ب ۱۴، ح ۵۵؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۸. الفتن، ص ۲۱۶، الجزء ۴، ح ۸۶۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۹. الغیبة، نعمانی، ص ۲۵۶، ب ۱۴، ح ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

کعب گفته است:

هر گاه مردی از بنی عبّاس که به وی عبدالّاه گفته می‌شود، پادشاهی کند، و او دارندۀ واپسین پولهای زر و سیم از آنان است که با آن پولها آغازیده شده و با آنها پایا‌ن داده می‌شوند، پس، وی کلید گرفتاری و شمشیر نابودی است. پس، هر گاه نامه‌ای برای او با نام عبدالّاه عبدالّاه امیر مؤمنان در شام خانده شود، درنگ نمی‌کنید تا آن‌که به شما نامه‌ای برسد که بی‌گمان، بر منبر مصر از عبدالّاه عبدالرحمان امیر مؤمنان خانده شده است. پس، هر گاه چنان شود، مشرقیها و مغربیها، مانند دو اسب همدوش در گروبندی، به شام پیشی ‌گیرند؛ می‌بینند که پادشاهی انجام نمی‌شود، مگر برای کسی که شام را نگه دارد، هر کدام می‌گوید: کسی که بر آن چیره شود، بی‌گمان، دارندۀ پادشاهی شده است.(۲۰)

«عبدالّاه عبدالّاه» همان عبدالّاه دارندۀ واپسین پولهای زر و سیم، واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در آخرالزّمان است که نیروهایش را از مشرق‌زمین به شام می‌فرستد، و از یادآوری عبدالّاه دو بار برای این پادشاه عبّاسی هویداست که لقب و نام وی، هر دوی‌شان، عبدالّاه می‌باشد، و «عبدالّاه عبدالرحمان» همان اَعْرَج کِنْدِی، رهبر قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی در لیبی و پیرامونش در آخرالزّمان است.

مراد از «مغرب» در این خبر، لیبی و پیرامونش، و مقصود از «شام»، سوریه است.

شایان یادآوری است، عبدالّاه عبّاسی در این خبر با ویژگی «ذو العین الآخرة منهم» (دارندۀ واپسین پولهای زر و سیم از آنان) بیان شده است، و «اَصْمَعِی در کتاب الأجناس گفته است: «العَیْن» پولهای سیم و زر است»(۲۱)، و بر کسی پوشیده نیست که «الآخرة» وصف برای «العین» می‌باشد نه «ذو العین»، و بر پایۀ این خبر و دیگر احادیث اسلامی، عبدالّاه عبّاسی مانند کسی که پیش از وی بود، پادشاهی داراست، ولی برای ناتوانی‌اش برکنار می‌شود و داراییهایش از دستش می‌رود، چنان‌که حُذَیْفَه از پیامبر(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله) روایت کرده است: «رهبری برکنار می‌شود، به گونه‌ای که بر روی زمین گام بردارد، در حالی که چیزی از زمین برای وی نیست»(۲۲)، و فرمانروایی بنی عبّاس با زر و سیم آغازیده شده و با آن‌دو پایان داده می‌شود.

دانشمند شیعه محمّدباقر مجلسی(رحمه‌الّاه) گفته است: «سخن او: «و وی ذو العین است»، مقصودش آن می‌باشد که در آغاز نامش عین است، چنان‌که نخستینشان ابو العبّاس عبدالّاه ابن محمّد ابن علی ابن عبدالّاه ابن عبّاس بود، و واپسینشان عبدالّاه ابن مستنصر، لقب مستعصم داده‌شده، بود»(۲۳)، و درست همان چیزی است که ما یاد کرده‌ایم.

جُبَیْر ابن نُفَیْر گفته است:

وای بر عبدالرحمان از عبدالّاه، وای بر عبدالّاه از عبدالرحمان.(۲۴)

اگر خبر جُبَیْر ابن نُفَیْر حَضْرَمی حِمْصِی تابعی ساختگی نباشد، مراد از «عبدالرحمان»، عبدالرحمان اَعْرَج کنْدِی رهبر شورشیان آفریقایی در لیبی و پیرامونش، و «عبدالّاه» نخست، سفیانی رهبر اَمَویان در شام، و «عبدالّاه» دوم، رهبر عبّاسیان در مشرق است.
----------------------------------------------------------------

۲۰. الفتن، ج ۱، ص ۲۶۱، الجزء ۴، ح ۷۴۲، چاپ قاهره؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۱. المزهر فی علوم اللغة و أنواعها؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۲. الغیبة، نعمانی، ص ۲۷۶، ب ۱۴، ح ۳۹.
۲۳. بحار الأنوار، ج ۵۲، ص ۲۱۳، ب ۲۵، دنبالۀ ح ۶۴؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۴. الفتن، ص ۱۹۰، الجزء ۴، ح ۷۸۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

حدیثی یافت می‌شود که چنین می‌نماید از سخنان امام صادق(علیه‌السّلام) باشد که در آن جابر ابن یزید جُعْفِی را به نگهداری کتاب سُلَیْم فرمان می‌دهد، و وی را از برخی رویدادهای آخرالزّمان آگاه می‌کند:

نگهدار این کتاب را ای جابر؛ پس، پادشاهی برای بنی عبّاس است تا آن‌که به عبدالّاه(۲۵) دارندۀ واپسین پولهای زر و سیم پایان یابد، و آتشی(۲۶) در حجاز پدیدار شود، و مسجد جامع کوفه و آن‌چه بنیانگذار در صَرات(۲۷) برافراشته است، ویران شوند، و هر گاه پادشاه ترکان نابود شود، سرزمینهای(۲۸) شام آشفته می‌شوند و پادشاهان در هم می‌شکنند(۲۹) و راستی آشکار می‌شود، و ستایش برای خداوند است.(۳۰)

 

مقصود از «عبدالّاه» در این روایت، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در مشرق در آخرالزّمان است، و «ذی العین» (دارندۀ پولهای زر و سیم) از ویژگیهایش می‌باشد، و «الآخرة» (واپسین) ویژگی «العین» است، نه «ذو العین».

بنا بر آن‌چه هویداست، مراد از پدیدارشدن آتشی در حجاز، شعله‌ورشدن آتشهایی بزرگ در پی ترکیدن برخی آتشفشانهای حجاز است، به گونه‌ای که بخشهای گسترده‌ای از حجاز و سرزمینهای پیرامونش را روشن می‌کنند و از جاهای دور، مانند شهر بُصْری در جنوب دمشق، دیده می‌شوند، چنان‌که رسول خدا(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله) فرمود: «ساعت (زمان قیام قائم) برپا نمی‌شود، مگر آن‌که آتشی از سرزمین حجاز بیرون آید که در بصری گردنهای شتران را روشن می‌کند»(۳۱)، و ویرانی مسجد جامع کوفه یا با ویران‌کردن ساختمانش می‌باشد یا با کم‌شدن نمازگزاران در آن و رهاکردنش، پس از رفتن سپاه سفیانی درون کوفه، چنان‌که امام صادق(علیه‌السّلام) فرمود: «هرگاه ... مسجد جامع کوفه از آبادانی ویران شود»(۳۲)، و نمی‌دانیم که مقصود از «آن‌چه بنیانگذار در صَرات برافراشته است» چیست، و می‌تواند پلی باشد که بر رود صرات بسته و ویران می‌شود، و «پادشاه ترکان» همان واپسین فرمانروایان ترکیه در آخرالزّمان است، چنان‌که امام علی(علیه‌السّلام) فرمود: «هر گاه ... زمامدار قُسْطَنْطِینِیَّه نابود شود»(۳۳)، و آشفتگی سرزمینهای شام و نیز زیندگانش با آشوبی فراگیر هنگام آشکارشدن پرچمهای ابقع و اصهب و سفیانی در آن‌جا خاهد بود، چنان‌که امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) فرمود: «شام آشفته می‌شود و پرچمها برافراشته می‌شوند»(۳۴)، و نیز فرمود: «پس، شامیان و فلسطینیها آشفته می‌شوند»(۳۵)، و همۀ این رویدادهای یادشده از نشانه‌های نزدیک‌شدن زمان قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) می‌باشند. 
------------------------------------------------------ 

۲۵. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «بعباد الّاه» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های خطّی این کتاب آمده است، به «بعبدالّاه» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۶. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «ناد» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های خطّی این کتاب آمده است، به «نار» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۷. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «الثانی بالفرات» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های خطّی این کتاب آمده است، به «البانی بالصراة» اصلاح و ترجمه گردید. «صَرات: ... آن، رودخانه‌ای است که از نهر عیسی، نزدیک سرزمینی که به آن مُحَوَّل گفته می‌شود، سرچشمه می‌گیرد، میان آن‌جا و میان بغداد فرسنگی است»؛ معجم البلدان، ج ۳، ص ۳۹۹، درگاه «الصَّراة»؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۲۸. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «لسان» یافت می‌شود که به «بلاد» اصلاح و ترجمه گردید.
۲۹. در نسخۀ چاپی کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یکثر» یافت می‌شود که به «یکسر» اصلاح و ترجمه گردید.
۳۰. کتاب سلیم بن قیس الهلالیّ، ج ۲، ص ۸۳۳، دنبالۀ ح ۴۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۱. صحیح مسلم، ج ۴، ص ۸-۲۲۲۷، ک الفتن و أشراط الساعة، ب ۱۴، ح ۴۲؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۳۲. التشریف بالمنن، ص ۷۰-۳۶۹، الملحقات، ح ۵۴۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۳. إلزام الناصب، ج ۲، ص ۱۸۳، خطبة البیان ۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۴. دلائل الإمامة، ص ۴۷۵، ح ۴۶۵؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۵. إلزام الناصب، ج ۲، ص ۱۶۲، خطبة البیان ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

 

کوتاهی زمان پادشاهی بنی عبّاس پس از مرگ عبدالّاه عبّاسی

ابو بَصِیر گفته است که شنیدم ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) می‌فرمود:

کسی برای من مرگ عبدالّاه را گردن بگیرد، برای او قائم را گردن می‌گیرم. سپس فرمود: هر گاه عبدالّاه بمیرد، مردم پس از وی بر کسی گرد نمی‌آیند، و این پراکندگی اگر خدا بخاهد، جز با زمامدار شما به پایان نمی‌رسد، و پادشاهیِ سالیانه می‌رود، و پادشاهیِ ماهانه و روزانه می‌شود. گفتم: آن رویدادها به درازا خاهند کشید؟ فرمود: این گونه نیست.(۳۶)

با نگاه به آن‌که حدیث اشاره‌کننده به مردن عبدالّاه کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) را ابو بصیر از امام صادق(علیه‌السّلام) در روزگار دولت نخست عبّاسیان شنیده و روایت کرده است، و بی‌گمان، همین امام گرامی در روایاتی دیگر آشکارا فرموده است که بنی عبّاس دیگر بار در آخرالزّمان به فرمانروایی می‌رسند، به‌ناچار باید گفته شود که مرادش از «عبدالّاه»، واپسین پادشاهان بنی عبّاس در آخرالزّمان است، و خداوند داناتر است.

از این روایت هویداست، عبدالّاهی که امام صادق(علیه‌السّلام) برای گردن‌گیرندۀ مرگش قیام قائم(علیه‌السّلام) را به گردن گرفته است، پادشاهی پایانی است که پس از وی، فرمانروایی سازش‌شده بر او در کشورش نمی‌آید، و اگر مقصود از «عبدالّاه» در این‌جا همان عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در آخرالزّمان باشد، پس بی‌گمان، از سخن امام بهره گرفته می‌شود که پس از مرگ وی درگیریها و ناسازگاریهایی میان ته‌مانده‌های دستگاه عبّاسی بر سر پادشاهی روی می‌دهند، و زمان فرمانرواییشان کوتاه می‌شود و جز چند ماهی و چند روزی پایدار نمی‌ماند.

 

نابودی عبدالّاه عبّاسی و برکنارکردن کسی در آستانۀ برکناری‌اش

از جابر روایت شده است که ابو جعفر فرمود:

هر گاه سفیانی بر اَبْقَع، منصور، کِنْدی، ترکها و رومیان چیره شود، بیرون می‌آید و به عراق می‌رسد. سپس گیسوی سختی‌آور(۳۷) برمی‌آید. پس، در آن هنگام، نابودی عبدالّاه خاهد بود، و کسی که در آستانۀ برکنارشدن است، برکنار می‌گردد، و این برکناری، نادانسته، به گروههایی در شهر زورا نسبت داده می‌شود. پس، اَخوض با زور بر شهری چیره می‌شود، و در آن‌جا کشتاری بزرگ می‌کند، و شش تن سرانِ از خاندان عبّاس را می‌کشد، و سر می‌بُرَد در آن‌جا سربریدنی دست و پا بسته، سپس سوی کوفه می‌رود.(۳۸)

بنا بر پژوهش نویسنده، هنگامی که این روایت را با دیگر روایات بیانگر رویدادهای آخرالزّمان می‌سنجیم، می‌یابیم که بی‌گمان، در نقل و رونویسی نوشتار آن درهم‌ریختگی، آشفتگی و پیش و پس افتادن روی داده است، و درست آن است که روایت این گونه باشد:

از جابر روایت شده است که ابو جعفر [باقر(علیه‌السّلام)](۳۹) فرمود:

گیسوی سختی‌آور(۴۰) برمی‌آید. پس، در آن هنگام، نابودی عبدالّاه خاهد بود، و کسی که در آستانۀ برکنارشدن است، برکنار می‌شود، و این برکناری، نادانسته، به گروههایی در شهر زَوْرا نسبت داده می‌شود. پس، هر گاه سفیانی بر اَبْقَع، منصور، کِنْدِی، ترکها و رومیان چیره شود، بیرون می‌آید و به عراق می‌رسد. پس، اَخْوَص(۴۱) با زور بر شهری چیره می‌شود، و در آن‌جا کشتاری بزرگ می‌کند، و شش تن سرانِ از خاندان عبّاس را می‌کشد، و سر می‌بُرَد در آن‌جا سربریدنی دست و پا بسته، سپس سوی کوفه می‌رود.(۴۲)

«گیسوی سختی‌آور»، بزرگ‌ستارۀ دنباله‌داری است که «گیسوی شیطان» نیز نامیده می‌شود، و در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) از مشرق برمی‌آید، و مایۀ گرفتاریها و ناخُشیهایی برای مردم می‌شود.

هرچند از برخی احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان بهره گرفته می‌شود که عبدالّاه عبّاسی واپسین رهبران بنی عبّاس در مشرق در آخرالزّمان است، و او همان رهبر ناتوانی می‌باشد که در پایان کار برکنار و نابود می‌شود، ولی آشکار از این روایتِ جابر جُعْفِی آن است که «کسی که در آستانۀ برکنارشدن است»، رهبری جز «عبدالّاه» است.

«زَوْرا» در روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان به دو شهر گفته می‌شود: تهران کنونی که همان زورای نو است، و بغداد که همان زورای کهن می‌باشد، و مقصود از آن در این‌جا یکی از آن دو شهر است.
 
«اَبْقَع» (گندمگون) همان اَبْقَع فِهْرِی فرماندۀ فرماندهان در مصر در آخرالزّمان است که نیروهای قیسی، بربر و سیاه آفریقاییِ پیرو اعرج کندی را از مصر سوی فلسطین، اُردن و سوریه فرماندهی می‌کند.

«منصور» همان منصور قحطانی واپسین کسی است که در آخرالزّمان در یمن با ستم فرمانروایی می‌کند، و سربازانش را برای پاسداری از اسرائیل، از صنعا به رمله در فلسطین می‌آورد، و با سپاه ابقع فهری مصری هنگامی که بر بیت‌المقدس یورش می‌برند، کارزار می‌کند، سپس بر سوریه یورش می‌برد و با سپاه سفیانی می‌جنگد و شکست می‌خُرَد و به یمن بازمی‌گردد و منصور حسینی یمانی او را می‌کشد.

«کِنْدِی» همان عبدالرحمان اَعْرَج کِنْدِی، رهبر قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی در لیبی و پیرامونش در آخرالزّمان است که سپاهش را به مصر می‌آورد، و آنان را با فرماندهی ابقع فهری مصری برای نبرد سوی فلسطین، اُردن و سوریه می‌فرستد.

مراد از «ترکها» در بسیاری از احادیث اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، ترکهای ترکیه‌اند، و مقصود از «رومیان» در بسیاری از روایات اسلامی بیانگر رویدادهای آخرالزّمان، اروپاییان و گروههایی از آمریکاییانی می‌باشند که از فرزندان رومیان‌اند.

اَخْوَص (چشم‌فرورفته) از ویژگیهای عثمان سفیانی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است.

بدان که در آیین اسلام، کشتنِ دست و پا بسته روا نیست، هرچند کشته‌شونده جانور یا انسانی بزهکار و سزاوار کشتن باشد. 
------------------------------------------------------------ 

۳۶. الغیبة، توسی، ص ۴۴۷، ف ۷، ح ۴۴۵؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳۷. در همۀ نسخه‌های چاپی الفتن نزد ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «ذی الشفاء» یا «ذو الشفا» یافت می‌شود که به «ذو الشَّقاء» اصلاح و ترجمه گردید.
۳۸. الفتن، ص ۲۰۹، الجزء ۴، ح ۸۴۱؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.
۳۹. میان دو چنگک از افزوده‌های ما است.
۴۰. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «ذی الشفاء»، و در دیگر نسخه‌های چاپی این کتاب «ذو الشفاء» یافت می‌شود که به «ذو الشَّقاء» اصلاح و ترجمه گردید.
۴۱. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «الأخوض» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در نسخۀ چاپی این کتاب در قاهره آمده است، به «الأخوص» اصلاح و ترجمه گردید.
۴۲. الفتن، ص ۲۰۹، الجزء ۴، ح ۸۴۱، با حذف و تصرّف در روایت؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.

 

عبدالّاه سفیانی پلیدترین آفریده و یکی از پرچمداران سه‌گانه در شام

کعب گفته است:

... بر شما از پرچمهای زرد می‌ترسم، هنگامی که از مغرب در مصر فرود آیند؛ برای آنان دو نبرد خاهند بود: نبردی در فلسطین و دیگری در شام، سپس مهاجران به ایشان می‌گروند ... پس، نابود می‌شوند. سپس شورشگری برمی‌شورد که به او عبدالّاه گفته می‌شود و پلیدترین آفریده است، کارش در حِمْص شعله‌ور می‌شود(۴۳) و در دمشق درخشان می‌گردد و در فلسطین آشکار می‌شود، بر کسی که با وی دشمنی ورزد، چیره می‌شود... .(۴۴)

چنین می‌نماید که این خبر از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) یا بهره‌گرفته‌شده از آن باشد، اگرچه کعب الأحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

مراد از «پرچمهای زرد»، پرچمهای قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی است که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام)، با رهبری عبدالرحمان اَعْرَج کِنْدِی از لیبی بر مصر یورش می‌برند، سپس با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی مصری سوی فلسطین و اُردن می‌آیند و بر شهر بیت‌المقدس یورش می‌برند تا درونش بروند، ولی به هدفشان نمی‌رسند، و پس از آن، سوی سوریه می‌شتابند و با فرمانروایش و پشتیبانانش می‌جنگند، و مقصود از «مهاجران» که به سپاه شورشیان آفریقایی می‌پیوندند، برخی گروههای تروریستی سَلَفی‌اند که پیشتر از سراسر جهان، به‌ویژه آفریقا، به سوریه کوچیده‌اند و در آن‌جا برای کارزار با پادشاهش ماندگار شده‌اند، و «عبدالّاه» همان عثمان سُفْیانِی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است.

کعب گفته است:

سوی فرات، در کنار شام یا اندکی پس از آن، گردآمدنگاهی بزرگ خاهد بود؛ پس، بر سر داراییها کارزار می‌کنند، و از هر نه تن هفت تن کشته می‌شوند، و آن، پس از صدای سخت فروافتادن چیزی سنگین و سست شونده در ماه رمضان، و پس از جداشدن سه پرچمی است که هر کدام از آنان پادشاهی را برای خُدش می‌خاهد، و در ایشان مردی می‌باشد که نامش عبدالّاه است.(۴۵)

چنین می‌نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه کعب الأحبار تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

مراد از «گردآمدنگاهی بزرگ خاهد بود؛ پس، بر سر داراییها کارزار می‌کنند»، همان بخش قرقیسیا است که در آن، سپاهیانی فراوان گرد می‌آیند و بر سر گنجی از تلا که فرات نمایانش می‌کند، کارزار می‌کنند.

مقصود از «صدای سخت فروافتادن چیزی سنگین»(۴۶) در این‌جا، صدایی سخت است که در پی فروافتادن شهابی بزرگ از آسمان در مشرق‌زمین شنیده می‌شود، هنگام برآمدن خُرشید در مکّه، در صبح روز جمعه نیمۀ ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام).

از برخی خبرها بهره گرفته می‌شود که «سست‌شونده» در این‌جا وصف برای موصوفی مُقَدَّر است که «زمین» باشد، و مراد از آن، شهر حَرَسْتا پیرامون دمشق و آبادی جابِیَه در دوردستهای آن است که در ماه رمضان پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) فروبرده می‌شوند، یا آن در این‌جا وصف برای موصوفی مُقَدَّر است که «آسمان» باشد، و مقصود از آن، شهابی بزرگ است که از آسمان فرو می‌افتد، چنان‌که در سخن خداوند متعالی آمده است: «و آسمان بشکافد، پس، آسمان در آن روز سست‌شونده است»(۴۷)، و خداوند داناتر است.

مقصود از «سه پرچمی» در این روایت، پرچم اصهب مروانی از جزیره و عراق، پرچم اَبْقَع فِهْری از مصر و پرچم عثمان سفیانی از سوریه است، و «عبدالّاه» همان عثمان سُفْیانِی، رهبر شامیان و واپسین زمامداران اَمَوی از نژاد ابو سفیان در آخرالزّمان است.
------------------------------------------------------------- 

۴۳. در نسخۀ چاپی الفتن پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یشعل» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در نسخۀ چاپی این کتاب در  قاهره آمده است، به «یشتعل» اصلاح و ترجمه گردید.
۴۴. الفتن، ص ۲-۴۷۱، الجزء ۱۰، ح ۱۴۸۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴۵. الفتن، ص ۴-۲۳۳، الجزء ۵، ح ۹۲۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴۶. بهره‌گرفته‌شده از: برخی فرهنگهای واژگان عربی.
۴۷. قرآن کریم، سورۀ حاقّه، آیۀ ۱۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

 

عبدالّاه عبّاسی از نژاد مأمون و عبدالّاه سفیانی از نژاد خالد

از شگفتیهای تاریخ اسلام آن است، همان گونه که عبّاسیان بر بنی اُمیّه شوریدند و زمانی دراز در جایگاهشان ایستادند، اَمویان نیز در آخرالزّمان بر بنی عبّاس می‌شورند و آنان را کیفر می‌دهند، و چند ماهی پادشاهی می‌کنند، و چون عبدالّاه مأمون عبّاسی پادشاهی بسیار سیاستمدار و فریبکار و دانشمند به احادیث آمده در بارۀ رویدادهای آخرالزّمان و قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) بود، و بنا بر آگاهی نابسنده‌اش از خبرها و پیشگوییهای یادشده در کتابهای گذشتگان، می‌پنداشت که وی واپسین رهبران بنی عبّاس و مهر پایان آنان است، و سفیانی شامی از خاندان اُمیّه و حسنی گیلانی از خاندان ابو طالب پس از وی بی‌درنگ بر خاندان عبّاس می‌شورند، پس، برای همین، نرمخویی با خاندان ابو طالب و دوست‌داشتن خاندان پیامبر(صلوات‌الّاه‌علیهم) و دلسوزی بر پیروان و دوستدارانشان را وانمود می‌کرد، و امام رضا(علیه‌السّلام) را، جای پسرش عبّاس، ولی عهد و جانشینش برگزید، برای جلوگیری از ریختن خونهای خاندانش و پایداری دوستی میان آل عبّاس و آل ابو طالب پس از مرگش، و در پاسخ نامه‌ای که عبّاسیان برای او نوشتند و پاسخ آن و چرایی گرامی‌داشتن وی آل ابو طالب و یاری دادنش به آنان را می‌خاستند، نوشت:

«... پس، رشید خبر داد به من از پدرانش و از آن‌چه در «کتاب دولت» و جز آن یافته بود که هفتم از فرزندان عبّاس برپا نمی‌شود برای بنی عبّاس پس از وی گروه برپاخاسته‌ای، و همواره خُشِی برای آنان با زندگی‌اش بستگی خاهد داشت ... هر گاه خُدِ مرا از دست دهید، برای خُدتان پناهگاهی جستجو کنید، و چه دور است(۴۸)، برای شما نیست مگر شمشیر، حسنی شورشگر و ورزیده(۴۹) نزد شما می‌آید، پس، شما را درو می‌کند، دروکردنی، یا سفیانی خارکننده، و قائمِ مهدی که از ریختن خونهایتان پیشگیری نمی‌کند، جز خونهایی که سزاوار نریختن باشند...»(۵۰)، و با همۀ آنها، امام رضا(علیه‌السّلام) با دست مأمون(لعنه‌الّاه) شهید شد، و پدرش امام موسی کاظم(علیه‌السّلام) با دست پدرش هارون رشید(لعنه‌الّاه) شهید شد، برای کینه‌توزی و رشک‌بردن آن‌دو بر خاندان ابو طالب(علیهم‌السّلام)!

شاید مراد از «جز کتاب دولت» در سخن مأمون، خبر ابن منادی و حدیث فضل کاتب باشد که در پی می‌آیند.

ابن مُنادِی گفت: ابو سلیمان عبدالّاه ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر داد من را از مردی اهل کتاب(۵۱) که وی آگاه کرد او را که دانیال پیامبر(علیه‌السّلام) در کتابش یاد کرده است:

... میان فرماندهان عجمها (پارسیان) دشمنی و ناسازگاری می‎افتد ... کسی را که می‎خاهند برمی‎دارند و کسی را که می‎خاهند، سرپرست می‎کنند، زمانی نادراز ... تا آن‌که کار مردم را مردی از فرزندان پادشاه هفتم سرپرستی کند، سپس در پی ماههایی اندک، مردی که از خاندان پادشاه سوم است و به وی سفیانی گفته می‎شود، سرپرستی می‌کند... .(۵۲)

بر کسی که اخبار آشوبها و نبردهای پُرکشتار در آخرالزّمان را پیگیری می‌کند، پوشیده نمی‌ماند، سخنانی که ابن منادی با سندهایش از کتاب دانیال آورده است، به‌راستی از احادیث اسلامی، به‌ویژه سخن رسول خدا(صلّی‌الّاه‌علیه‌وآله)، می‌باشند، ولی با برخی نادرستها آمیخته گردیده و به کسی جز گوینده ‎اش نسبت داده شده‎ اند، و بی‎گمان، در این‎جا آن‎چه از آنها درست و سازگار با دیگر خبرهاست را آورده ‎ایم.
 
بدان که «عَجَم» نامی برای همۀ مردمان ناعرب است، ولی چه بسیار عجم به کار می‌رود و با چیزی که همراه سخن می‎باشد، دانسته می‎شود که مقصود از آن همان پارسیان یا ایرانیان‌اند، چنان‌که در این خبر آمده است.

مراد از «مردی از فرزندان پادشاه هفتم»، عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‎ گانۀ بنی عبّاس در مشرق در آخرالزّمان است که از نژاد مأمون عبّاسی هفتمین رهبر از بنی عبّاس پس از بنی اُمیّه می‌باشد، و مقصود از «پادشاه سوم» که سفیانی از خاندان وی می‎باشد، خالد ابن یزید ابن معاویه ابن ابو سفیان است، چنان‌که در حدیثی که امام باقر(علیه ‎السّلام) از امام علی(علیه ‎السّلام) روایت کرده، آمده است: «مردی از فرزندان خالد ابن یزید ابن معاویه ابن ابی سفیان برمی‎ شورد...»(۵۳).

از فضل کاتب روایت شده است که گفت: نزد ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) بودم، ... فرمود:

بی‌گمان، فلانی پسر فلانی تا آن‌که رسید به هفتمین از فرزندان فلانی، گفتم: پس، نشانه در میان ما و شما چیست، قربانت شوم؟ فرمود: ای فضل، از زمین جدا نشو تا آن‌که سفیانی برشورد. پس، هر گاه سفیانی برشورد، سوی ما برگردید... .(۵۴)

با نگاه به آن‌که امام صادق(علیه‌السّلام) در این حدیث پادشاهان بنی عبّاس را، تنها از نخستین تا هفتمین آنان، بی‌شمارش بازماندگانشان، برشمرد و سپس شورش سفیانی را یاد کرد، به اندیشۀ انسان پیشی می‌گیرد که هفتمینشان همان واپسینشان است، با آن‌که گمانی نیست در دانابودن امام به این‌که شمار پادشاهان بنی عبّاس چهل است، و این‌که سفیانی بر چهلمین از ایشان برمی‌شورد، و سخن درست در این جایگاه آن است که بگوییم امام در پیِ شمردن همۀ رهبران بنی عبّاس نبود، بلکه به شمارش هفت‌تای نخستین از آنان و پایان‌بردن سخن به یادآوری هفتمینشان و شورش سفیانی بسنده کرد؛ زیرا وی از سوی نیاکانش آگاه بود که عبّاسی هفتم که مأمون است، بزرگترین رهبران عبّاسی در پادشاهی و دانشمندترینشان در دانش می‌باشد و واپسین رهبران بنی عبّاس در آخرالزّمان از نژاد وی است و سفیانی بر او می‌شورد، چنان‌که ابن اَحْنَف از امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام) روایت کرده است:

«هفتمین آنان دانشمندترینشان است»(۵۵).

به هر روی، چیزی که از روایات اسلامی آشکار می‌شود و در جهان بیرونی روی می‌دهد، برپایی دو دولت با چهل پادشاه برای بنی عبّاس می‌باشد: دولت نخستین همان است که در سرزمینهای اسلامی، پس از فروپاشی دولت اَمَوی، بنیادگذاری و ۵۲۴ سال با سی و هفت پادشاه ماندگار شد و از میان رفت، و دولت دومین آن است که در بخشی از سرزمینهای مشرق، در آخرالزّمان برپا می‌گردد و ۴۰ سال با سه پادشاه پایدار می‌‍ماند، سپس کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) نابود می‌شود، و سفیانی و حسنی و خراسانی در پایان این دولت بر عبدالّاه عبّاسی که مردی از تبار پادشاه هفتم از بنی عبّاس (مأمون) می‌باشد، می‌شورند. 
----------------------------------------------------------- 

۴۸. مرادش آن است که دستانتان به پناهگاه نمی‌رسد.
۴۹. در نوشتار عربی سخن مأمون در این‌جا «الحسنیّ الثائر البائر» یافت می‌شود. در تهذیب اللغة آمده است: «البائِر: المُجَرِّب (ورزیده)». محمّدباقر مجلسی(رحمه‌الّاه) در بحار الأنوار، ج ۴۹، ص ۲۱۵، در بیان واژۀ «البائر» گفته است: «البائر: الهالک (نابودشونده)»؛ زیرا وی کشته می‌شود، و می‌تواند «الباتر» باشد که شمشیر برنده است»، و نویسنده می‌گوید که درستِ در این جایگاه همان معنایی است که از تهذیب اللغة آوردیم؛ زیرا مراد از «حسنی ثائر (شورشگر)» همان حسنی گیلانی‌ای است که در دیلم برپا می‌خیزد و بر دشمنانش چیره می‌شود و چیرۀ کسی نمی‌شود تا آن‌که به کوفه و نجف برود و با امام مهدی(علیه‌السّلام) پیمان ببندد، و روایتی یافت نمی‌شود که به کشته‌شدنش اشاره کند، و امام علی(علیه‌السّلام) در باره‌اش فرمود: «قیامگری از ما در گیلان برپا می‌خیزد»؛ منتخب کفایة المهتدی، ص ۴، ح ۳، نسخه‌ای خطّی عکسی، ولی حسنی هالک (نابودشونده) همان کسی است که کمی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) خُدسرانه در مکّه برمی‌شورد و کشته می‌شود؛ چنان‌که از ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) روایت شده است: «هنگامی که ... حسنی جنبش کند ... پس، حسنی به شورش پیشی می‌گیرد و مکّیان بر وی یورش می‌برند و می‌کشندش و سرش را سوی شامی می‌فرستند»؛ الکافی، ج ۱۵، ص ۶-۵۱۵، ک الروضة، ح ۲۸۶. 
۵۰. الطرائف، ص ۲۸۰، الجزء ۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵۱. اهل کتاب پیروان یکی از دینهایی‎اند که برای پیامبرانش کتابی آسمانی بود؛ مانند یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان، و مراد از «مردی اهل کتاب» در این‌جا، انسانی یهودی یا مسیحی است.
۵۲. الملاحم، ص ۸-۷۶، ب ۶، ح ۲۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵۳. الفتن، ص ۱۹۳، الجزء ۴، ح ۷۹۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵۴. الکافی، ج ۱۵، ص ۴-۶۲۳، ک الروضة، ح ۴۱۲؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵۵. مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص ۱۱-۳۱۰؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

 

جالوتْ عبدالّاهِ حَجّام آسیب‌زنندۀ به اسفهانیها!

امیر مؤمنان علی(علیه‌السّلام)، در خطبۀ ملاحم معروف به «زهرا»، فرمود:

... وای بر اسفهانیها از جالوت عبدالّاهِ حَجّام... .(۵۶)

«جالوت» نام بسیارزورگوی فلسطینی است که داود پیامبر، از پیامبران بنی اسرائیل(علیهم‌السّلام)، سوی او رفت و با وی کارزار کرد و با سنگی که از فلاخنش پرتاب کرد، او را کشت.(۵۷)

بنا بر آن‌چه هویداست، واژۀ «جالوت» در این حدیث اشاره می‌کند به بسیارزورگو بودن و سرکشی فراوان عبدالّاهِ حجّامی که به اسفهانیها در آخرالزّمان آسیب می‌زند، و می‌تواند صیغۀ مبالغه باشد به معنای «جَلّاد» (سرپرست تازیانه‌زدن و کشتن) از «جَلَتَ» به معنای «جَلَدَ و ضَرَبَ»، و «حَجّام» صیغۀ مبالغه است و به «کسی که بسیار خون را با بادکش می‌گیرد» گفته می‌شود، و بنا بر این، این لقب در این‌جا اشاره دارد به «مردی که خون مردم را بسیار می‌ریزد»، و یا آن، صیغۀ مبالغه است به معنای «بسیارگزنده» از «حَجَمَ» به معنای «لَسَعَ»، و خداوند داناتر است.

به هر روی، اگر این روایت ساختگی نباشد، می‌تواند مراد از «جالوت عبدالّاهِ حَجّام» همان عبدالّاه عبّاسی واپسین پادشاهان سه‌گانۀ بنی عبّاس در مشرق در آخرالزّمان باشد، و خداوند داناتر است.
---------------------------------------------------- 

۵۶. مناقب آل أبی طالب، ج ۲، ص ۱۰-۳۰۹؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۵۷. بهره‌گرفته‌شده از: المنجد فی الأعلام، درگاه «جُلیات».

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته‎ های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۰۰ ، ۰۰:۱۰
خادم گمنام

چه کسانی بر اسرائیل و بیت المقدس چیره می شوند؟

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۴۰۰، ۰۵:۵۶ ب.ظ

در تورات، سِفْر تثنیه، فصل 28، بخش لعنت، بندهای 49، 50 و 52 آمده است:

«و خداوند از دور یعنی از اقصای زمین، امّتی را که مثل عقاب می پرد، بر تو خاهد آورد. امّتی که زبانش را نخاهی فهمید. امّتی مهیب صورت که طرف پیران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحّم ننماید ... و تو را در تمامی دروازه هایت محاصره کند تا دیوارهای بلند و حصینی که بر آنها توکّل داری، در تمامی زمینت منهدم شود؛ و تو را در تمامی دروازه هایت، در تمامی زمینی که یَهُوَه خدایت به تو می دهد، محاصره خاهد نمود».

برای روشن شدن تفسیر درست نوشتارهای کتاب تورات و دانستن این که گروه یورش برنده بر اسرائیل و گشایندگان بیت المقدس در آخر الزّمان چه کسانی اند، می بایست به پاره ای از روایات اسلامی نگاهی بیندازیم تا بدانیم آنان نیروهایی مشرقی‌اند که از چین و ملتان و خراسان، با رهبری هاشمی چینی و فرماندهی شعیب تمیمی خراسانی و با پرچمهایی سیاه و کوچک، در سال ظهور امام مهدی(علیه‌السّلام)، به ایران می آیند و به یاری حسنی گیلانی می شتابند، و همگی به قم می آیند، و نیروهای پیرو سفیانی یورشگر بر ایران را در هم می شکنند و سوی عراق پس می رانند، و پس از رفتن به آن‌جا، گروهی را با فرماندهی شعیب برای همپیمان شدن با امام مهدی(علیه السّلام) در مکّه، سوی آن شهر می فرستند، و سپس به سرزمین شام می روند و پس از گرفتن دمشق، با یورش بر اسرائیل، بیت المقدس را می گیرند و یهودیان آشوبگر را نابود می‌کنند. 

بنا بر این، سرزمینهای دوردست نسبت به اسرائیل، همان چین، و گروهی که مانند عقاب می پرند و دارای چهره ای ترسناک و زبانی نافهمیدنی برای یهودیان می باشند، همان مسلمانان ترک تبار اُیْقُر زینده در استان سین گیانگ چین اند که جنگجو و دلیر و چون عقاب(1)، چُست و چالاک، بر دشمن یورش می برند، و چهره هایی پهن و گرد چون سپر دارند و کوسه (ریش بر چانه روییده) می باشند و دانستن زبانشان که ترکی ایغوری است، برای دیگر مردمان بسیار دشوار است.

از بُرَیْد پسر معاویۀ عِجْلِی و کُلَیْب پسر معاویۀ صَیْداوی روایت شده است که گفته اند: شنیدیم که ابو جعفر -باقر-(علیه السلام) می فرمود:

گویا می بینم که از سرزمینهای دوردست مشرق، از سرزمینی که به آن «شیلا» گفته می شود، گروهی برشوریده اند که حقّ خدشان را از چینیها می خاهند، و داده نمی شوند؛ سپس آن را می خاهند و داده نمی شوند. پس، هر گاه آن را ببینند، شمشیرهای خد را بر دوشهایشان می گذارند و با آنان می جنگند. پس، چینیها پذیرای دادن آن چه خاسته اند، می شوند، و ایشان نمی پذیرند و مردم بسیاری از آنان را می کشند. سپس بر همۀ سرزمینهای ترکها(2) و هندیان(3) چیره می شوند و سوی خراسان روی می آورند و آن جا را از زیندگانش می خاهند و داده نمی شوند و آن را با زور می گیرند، و می خاهند که پادشاهی را جز به زمامدار شما نسپارند. پس، هر گاه سفیانی برشورد، آنان با او پیکار می کنند و همگی کشته می شوند، و آنان با کسانی که آنان را کشته اند (سپاهیان سفیانی) با دعای زمامدارتان به این جهان باز می گردند و آنان از ایشان خونخاهی می کنند و سوی پایان این جهان در زمامداری او زندگی می کنند(4).

شِیلا در روزگاران کهن نامی بود که بر دو سرزمین از سرزمینهای مشرق گفته می شد:

1. شیلا، چنان‌که در فرهنگهای جغرافی و تاریخی چینیان آمده است، نام سرزمینی گسترده در شمال غربی چین بود که امروزه استان سِینْ کِیانْگ و بخشهایی از غرب استان گانْسُو را در بر می‌گیرد، و سخن امام باقر(علیه السّلام) به همین بخش اشاره می کند.

2. شیلا یا سیلا نام شبه جزیرۀ کره بود؛ چنان که در مروج الذهب، ج 1، ص 6-155، آمده است: «پس از آبادیهای چین، به سوی دریا سرزمینهایی که شناخته شده و وصف شده باشند، وجود ندارند، جز سرزمینهای سیلا و جزایر آن...».(5)

بی گمان، امام باقر(علیه السّلام) در این حدیث به شورشهای مردمی مسلمانان ترک اُیْغور در روزگار کنونی در استان سین کیانگ (سرزمین نو) برای جدایی و خدگردان شدن از دولت چین اشاره دارد، و شایان یادآوری است که سین کیانگیها در 120 سال گذشته بیش از 100 بار بر چینیان شوریدند، و پس از بنیادگذاری «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» در سال 1993 م دو شورش برجسته برای آنان روی داد: نخستین در سال 2009 م که از ایشان در آن نزدیک به 200 تن کشته شدند، و دومین در سال 2014 م که از ایشان در آن نزدیک به 100 تن کشته شدند، و اگر این دو شورش همان دوتایی باشند که در روایت به آن دو اشاره شده است، می بایست در آینده ای نزدیک چشم به راه روی دادن شورش سوم این مردم ستمدیده بر چینیان کافر باشیم.

امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در بیان نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، فرمود:

... پس، هر گاه قیامگر که از چین و مُلْتان آمده است، در خراسان به پا خیزد، سفیانی سربازانش(6) را سوی او می فرستد، پس، بر وی چیره نمی شوند. سپس قیامگری از ما در گیلان به پا می خیزد، و مشرقی او را برای دورکردن پیروان عثمان یاری می کند، و  آبُر و دَیْلَم به وی پاسخ می دهند، و از وی بخشش و خُشی می یابند...(7).

مراد از «قیامگر که از چین و مولتان آمده است»، هاشمی چینی است که جنبش خُد را از استان سِین کِیانْگ در چین می آغازد، و چند ماه پس از شورش شعیب تمیمی خراسانی در سمرقند در ماه رجب سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام)، با سپاهش از چین به ملتان می رود و سپس به خراسان می آید و در آن جا برمی شورد، و در این هنگام، شعیب همراه یارانش با وی پیمان می بندد و فرمانده سپاهش می شود و سپس همگی سوی ری می روند و هاشمی (مشرقی) گروهی از نیروهایش را با فرماندهی شعیب تمیمی خراسانی برای یاری حسنی گیلانی درون این شهر می فرستد، و «پیروان عثمان»، گروهی از لشکریان عثمان سفیانی پسر عَنْبَسَه اند که بر برخی شهرهای ایران  یورش می برند(8).

«مُلْتان» سرزمینی در جنوب استان پَنْجاب در پاکستان است، و مرکزش شهر باستانی ملتان می باشد(9)، و بنا بر خبرهایی که به دست ما رسیده اند، اکنون در این سرزمین، گروهی از شیعیان چشم به راه ظهور امام مهدی(علیه السّلام) می زیَند.

«خراسان» سرزمینی پهناور در آسیای میانه است که از شمال شرقی ایران آغاز و تا مرزهای غربی چین و هند کشیده می شود، و اکنون بیشتر افقانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و بخشی از ایران و قرقیزستان را در بر می گیرد(10)، و مردمان این سرزمین از روزگاران کهن، به دلیری، جنگاوری و دوست داشتن پیامبر و خاندان گرامی اش(صلوات الله علیهم) شناخته شده بودند.

 از ابو هُرَیْرَه روایت شده است که رسول خدا(صلّی الله علیه و سلّم) فرمود:

پرچمهای سیاهی از خراسان بیرون می آیند که چیزی آنها را برنمی گرداند، تا آن که در اِیلِیا بر پا شوند؛ مرادش بیت المقدس است(11).

سَدِیر صَیْرَفِی گفت که با گروهی از کوفیان نزد ابو عبدالله جعفر پسر محمّد(علیهما السّلام) بودیم، به آنان رو کرد و برایشان فرمود:

... پس، وای بر شما ای زیندگان عراق، آن گاه که پرچمها از خراسان ‏سوی شما بیایند، و وای بر زیندگان ری از ترکها، وای بر زیندگان عراق از زیندگان ری، و وای بر آنان (تهرانیها، ترکان و عراقیها) سپس وای بر آنان از کوسه ها. سدیر گفت: گفتم: ای سرور من، کوسگان(12) کیان اند؟ فرمود: گروهی اند که گوشهایشان در کوچک بودن مانند گوشهای موش، تنپوششان آهن، سخنشان مانند سخن شیاطین (پریان)، مردمکهای چشمهایشان کوچک و موى بر پشت لبهایشان درآمده و گونه ها و تنهایشان بی مو است. پناه برید به خدا از بدیشان، آنان خداوند بر دستانشان دین را چیره می کند و ریسمان فرمان ما می باشند(13).

امام صادق(علیه السّلام) در این حدیث به برخی جنگهای خونخاهانه ای اشاره می کند که میان مسلمانان اندکی پیش از قیام امام مهدی(علیه السّلام) تا آغازه هایش روی می دهند، و مراد از «زیندگان ری»، تهرانیهایی می باشند که در روزگار اصهب مروانی با «عراقیها» می جنگند، و «ترکها» همان نیروهای ترکی اند که زیر فرمان شَرُوسِی از قفقاز جنوبی بر ایران، به ویژه ری، یورش می برند و سپس سوی عراق می روند، و مقصود از «کوسه ها»، نیروهای ترک اُیْقُری می باشند که ریشهایشان بر چانه هایشان می باشد و با رهبری هاشمی چینی از استان سین کیانگ در چین به ملتان و خراسان می آیند، و همراه خراسانیان با فرماندهی شُعَیْب تَمِیمِی خراسانی از سمرقند سوی ری می روند و زیندگان آن جا را برای نافرمانیشان کیفر می دهند، و سپس سوی عراق می روند و بازماندگان نیروهای یورشگر ترک و نیروهای عراقی و ناعراقی پیرو سفیانی را در هم می شکنند، و بازماندگان پیروان اصهب مروانی و هاشمی شیصبانی در عراق را نابود می کنند، و آنان پس از یورش بر سرزمین ترکها، سوی دمشق و بیت المقدس می روند، و چون زبان ترکی ایقری که زیندگان سین کیانگ با آن سخن می گویند، از دشوارترین و پیچیده ترین زبانهای جهان است، امام آن را به سخن پریان همانند کرده است.
—----------------------------------------------------------— 

1. مردمان تبّت و سین کیانگ عقاب را پرنده ای مقدّس می دانند و دوستدار عقاب می باشند و خود را بورقوت (عقاب) می نامند و حرکاتی مانند حرکات عقاب و رقصی به نام رقص عقاب دارند.
2. به ترکستان شرقی یا سین کیانگ اشاره دارد.
3. به بخشهایی از هند و پاکستان اشاره دارد که در گذشته ای نه چندان دور یک کشور بودند.
4. منتخب کفایة المهتدی، ص 4-3، ح 2 (ترجمۀ نویسنده).
5. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
6. در نسخۀ خطّی منتخب کفایة المهتدی پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این جا «فی الجنود» یافت می شود که به «الجنود» اصلاح و ترجمه گردید.
7. منتخب کفایة المهتدی، نسخۀ خطّی، ص 4، ح 3 (ترجمۀ نویسنده)، و از همین منبع در: إلزام‏ الناصب، ج 2، ص 133، نیز نقل شده است.
8. سخن نویسنده.
9. بهره گرفته شده از: دانشنامۀ آزاد «ویکی پدیا»، درگاه «مولتان».
10. بهره گرفته شده از: برخی منابع.
11. الفتن، ص 9-138، جزء 3، ح 569 (ترجمۀ نویسنده).
12. کوسه: کسی که ریشش بر چانه اش روییده است نه بر دو گونه (بهره گرفته شده از: کتابهای زبان عربی).
13. الأمالی، ص 5-64، مجلس 7، ح 10 (ترجمۀ نویسنده).

سیّد سلیمان مدنی تنکابنی-ایران- قم  

کانال تلگرامی آخرالزمان 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۰۰ ، ۱۷:۵۶
خادم گمنام

بحران آبی در مصر

شنبه, ۲ مرداد ۱۴۰۰، ۱۱:۴۱ ب.ظ

از گرفتاریهایی که بر مصر و زیندگانش در آخرالزّمان فرود می‌آیند، بی‌بارانی و خشکسالی در پی بستن رود نیل و خشکیدن آن و نیامدن بارانهاست، و بر کسی پوشیده نمی‌باشد که از بزرگترین چیزهایی که مایۀ بستن نیل و خشکیدن آن در مصر می‌شود، سدّ «النهضه»ای است که دولت اتیوپی آن را بالای نیل آبی که یکی پر آبترین سرشاخه‌های رود نیل می‌باشد، ساخته است، و پدیدآوردنش اکنون سرچشمۀ ناسازگاریهایی ریشه‌دار میان اتیوپی با سودان و مصر شده است.
 
«نیل» رودی است که از رشته‌کوههایی در مرکز آفریقا سرچشمه می‌گیرد و از کشورهایی گوناگون، مانند اوگاندا، اتیوپی و سودان می‌گذرد تا به مصر برسد و در دریای مدیترانه سرازیر شود، و پس از آمازون درازترین رود جهان می‌باشد، و نزدیک ۹۰% از آبهای آبیاری و آشامیدنی مصریان را برآورده می‌کند.(۱)

در کتاب ابو حُذَیْفَه از مُقاتِل روایت شده است که وی گفت: پس از مرگ ضَحّاک، در کتابهای گردآوری‌شده نزدش، در بارۀ گفتار خداوند(عزّ و جلّ):«و هیچ آبادی‎ ای نیست، مگر آن‎که ما پیش از روز قیامت نابودگر یا شکنجه‎ کنندۀ آن می ‎باشیم، شکنجه‎ ای سخت؛ آن در کتاب نوشته شده بود»(۲)، خانده ‎ام:

... ویران‎ شدن مصر از بسته‌شدن نیل است... .(۳)

 

چنین می‎نماید که این روایت از سخنان پیامبر(صلّى ‎الّاه‌ علیه‌ و آله) باشد، اگرچه ضَحّاک ابن مُزاحِم خراسانی تابعی آن را به وی نسبت نداده است.

بدان که مراد از «روز قیامت» در برخی آیات قرآنی و بسیاری از روایات اسلامی، روز قیام قائم(علیه ‎السّلام)، و مقصود از «کتاب» در این‎جا همان لوح محفوظ است.

از حدیث حُذَیْفَه ابن یَمان از پیامبر(صلّی‎ الّاه ‎علیه ‎[وآله] و سلّم) روایت شده است که وی فرمود:

ویرانی در گوشه‌وکناره‌های زمین پدیدار می‌شود(۴) تا آن‌که مصر ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که بصره ویران شود، و ویرانی بصره از فرورفتن در آب(۵)، و ویرانی مصر از خشکیدن نیل است... .(۶)

از شُرَیْح ابن عُبَیْد و ابو عامِر هَوْزَنِی و ضَمْرَه ابن حَبِیب روایت شده است که گفته اند: رسیده است به ما که رسول خدا(صلّى‌الّاه‌علیه[وآله]وسلّم) فرمود:

... نیل و فرات بسته می‌شوند، به گونه‌ای که در دو کناره‌شان کشاورزی می‌شود.(۷)

مَثْجُور ابن غَیْلان گفته است: من و پدرم با عبدالّاه ابن صامت از مسجد بیرون آمدیم، پس، عبدالّاه گفت:

بی‌گمان، شتابانترین سرزمینها در ویران‌شدن بصره و مصرند. گفتم: چه چیز آن‌دو را ویران می‌کند، در حالی در آن‌دو مردانی برگزیده و داراییهاست؟! گفت: کشتن سرخ و گرسنگی تیره آن‌دو را ویران می‌کنند؛ گویا بصره را می‌بینم که چون شترمرغی بر شکم افتاده است، ولی مصر، پس بی‌گمان، نیلش می‌کاهد، یا گفت: خشک می‌شود؛ پس آن، ویرانیش می‌باشد.(۸)

«کشتن سرخ»، ریختن خون مردمان با جنگها، و «گرسنگی تیره»، گرسنگی‌ای سخت و سراسری است که به بسیاری از مردم می‌رسد.

وَهْب ابن مُنَبِّه گفته است:

جزیره از ویرانی آسوده است تا آن‌که [ارمنستان ویران شود، و ارمنستان از ویرانی آسوده است تا آن‌که](۹) مصر ویران شود، و مصر از ویرانی آسوده است تا آن‌که کوفه ویران شود ... و ویران‌شدن مصر از بسته‌شدن نیل و درگیری سپاهیان در آن‌جاست... .(۱۰)

چنین می‌نماید که این حدیث از سخنان پیامبر(صلّى‌الّاه‌علیه‌وآله) باشد، اگرچه وهب ابن منبّه صنعانی تابعی که نژادش هَراتی است، آن را به وی نسبت نداده است.

«جزیره» بخش شمالی سرزمینهای میان دو رود دِجْلَه و فُرات از جنوب شرقی ترکیه و شمال و شرق سوریه تا درون عراق است.

حَمّاد ابن عثمان از ابو عبدالّاه [صادق](علیه‌السّلام) روایت کرده است که او در بیان نشانه‌های قیام قائم آل محمّد(علیهم‌السّلام) فرمود:

... آشوبی که گرفتاری را به مصریها می‌رساند، و بستن نیل(۱۱)... .(۱۲)

مراد از «آشوبی که گرفتاری را به مصریها می‌رساند»، شورش قیسیان، بربرها و سیاهان آفریقایی با فرماندهی اعرج کندی در لیبی و پیرامونش و یورش آنان بر مصر چند ماهی پیش از قیام امام مهدی(علیه‌السّلام) است.

امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیهماالسّلام)، در بیان نشانه‌های ظهور قائم(علیه‌السّلام)، فرمود:

... در آن هنگام، مردمانی سوار بر اسبهای خاکستری و همراه شیپورها، پرچمها و طبلها از مغرب بیرون می‌آیند؛ پس، سرزمینها را می‌گیرند و بندگان خدا را می‌کشند. سپس پسری از زندان بیرون می‌آید که گروههایشان را نابود و نیرومندانشان را در بند می‌کند و ایشان را سوی بَیْتُ‌الْمَقْدِس در هم می‌شکند و یاری‌شده، استوار و شادمانه بازمی‌گردد. پس، به مصر می‌آید، در حالی که بی‌گمان، نیلش کم‌آب، ابرش اندک و درختانش خشک و میوه‌هایش نایاب شده‌اند... .(۱۳)

بنا بر آن‌چه هویداست، مقصود از «پسری از زندان بیرون می‌آید»، شعیب ابن صالح تمیمی است که برجای‌ماندگان از شورشیان آفریقایی را، هنگام آزادسازی قدس شریف، نابود می‌کند، سپس به مصر می‌رود و آن‌جا را می‌گشاید، و خداوند داناتر است. 
 
محیی الدّین ابن عربی با سندهایش از کتاب ابن‏ عصمه گزارش کرده است:

... نیل هفت از دوازده می‌شود تا آن‌که دریاچۀ طبریّه فرو می‌رود، و چشمه‌ها در همۀ سرزمینها خشک می‌شوند، و آبها در در دل زمین فرو می‌روند، و خُراک نابود و سرزمینها رها می‌شوند... .(۱۴)
 

------------------------------------------------
۱. بهره‌گرفته‌شده از: برخی منابع.
۲. قرآن کریم، سورۀ اسراء، آیۀ ۵۸؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۳. البدء و التاریخ، الجزء ۴، ص ۴-۱۰۲، ف ۱۳؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۴. در نسخۀ چاپی التذکرة پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «یبدأ» یافت می‌شود که به «یبدو» اصلاح و ترجمه گردید.
۵. در نسخۀ چاپی التذکرة پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «العراق» یافت می‌شود که به «الغرق» اصلاح و ترجمه گردید.
۶. التذکرة، ص ۱۳۴۹، ب خراب الأرض و البلاد قبل الشام، با گزارش از: روضة المشتاق؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۷. الفتن، ج ۲، ص ۶۹۹، الجزء ۱۰، ح ۱۹۷۸، چاپ قاهره؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۸. السنن الواردة فی الفتن، ص ۲۱۸، الجزء ۴، ب ۸۱، ح ۴۷۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۹. میان دو چنگک در نسخۀ خطّی یافت نشده است؛ بنگر: الخطط مقریزی. 
۱۰. السنن الواردة فی الفتن، ص ۲۱۱، الجزء ۴، ب ۷۶، ح ۴۵۶؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱. در نسخۀ چاپی الإقبال پشتوانۀ ما، در نوشتار عربی حدیث، در این‌جا «السبیل» یافت می‌شود که سازگار با آن‌چه در برخی نسخه‌های خطّی این کتاب آمده است، به «النیل» اصلاح و ترجمه گردید.
۱۲. الإقبال، ج ۱، ص ۸-۳۶۶، ب ۲۵، ف ۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.
۱۳. إلزام ‏الناصب، ج ۲، ص ۱۹۷، خطبة البیان ۳، با گزارش از: الدرّ المنتظم فی السرّ الأعظم؛ ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر.

۱۴. محاضرة ‏الأبرار، ج ۱، ص ۲-۳۴۱؛ ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی.

📚گزیده‌هایی از کتاب: جهان در آستانۀ ظهور؛ پژوهش و نوشتۀ سیّد سلیمان مدنی تَنْکابُنِی

✍🏻روش ما در نوشتن واژه‎ ها،‌ بر پایۀ درست‌نویسی و سازگاری نوشتار با گفتار و برخی نکته ‎های دیگر است.

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۰۰ ، ۲۳:۴۱
خادم گمنام

پناه بر خداوند از بلاهای آخرالزّمان!

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۴۰۰، ۰۴:۰۳ ب.ظ

این روزها آتش و صاعقه و خشکسالی و سیل و بارندگی و جنگ و درگیری و بیماری و مرگ و کشتار بسیاری از مردم جهان را گرفتار کرده‌اند. افزون بر اینها، در کشور ما گرانی نرخها نیز خزنده و گزنده در حال افزایش و تخریب پیکرۀ اقتصادی جامعه است، و بیش از همه آسیبش به ناداران و نیازمندان می‌رسد!!!

پناه می‌بریم به خداوند متعالی از بلاهای گوناگون و شرّ شیاطین آسیب‌رسان جنّی و انسی!!!

----------------------------------------------------------------------------

✔️کانال آخرالزّمان
@joinchatakheruzzaman

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۰۰ ، ۱۶:۰۳
خادم گمنام