پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی
تاریخچه زندگانی شاه نعمت الله ولی
شاه نعمت الله ولی، روز دوشنبه، چهاردهم ربیع الاوّل 731، در شهر حَلَب، از شهرهای شام، زاده شد. پدرش، میر عبداللّه، از بزرگان عرب، و مادرش بانویی باشخصیّت از ایل شبانکارۀ فارس بود. نسبت وی با 19 واسطه، به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) می رسد.
سیّد نعمت الله که از شاعران و دانشمندان برجستۀ عصر مغول است، نزدیک 100 سال زیست، و سرانجام در روز پنج شنبه، 23 رجب 832، و بنا بر قولی 834، در کرمان خرقه تهی کرد. شاگردان، خادمان، درویشان و بزرگان شهر، جنازهاش را تا ماهان بر دوش حمل کردند و در آن جا به خاک سپردند.(1)
پیشگو نبودن شاه نعمت الله ولی و کم ارزش بودن پیشگوییهایش
نویسنده با بررسی های چندین ساله ای که در پیشگوییهای گوناگون در بارۀ رویدادهای آخر الزّمان کرده است، هیچ چون و چرایی در بارۀ زمانی که شاه نعمت الله ولی در پیشگوییهایش برای پدیدارشدن نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) تعیین کرده، نیافته است، جز آن که بگوید وی از عالمان هزاره گرا بوده و بی آن که دارای علم پیشگویی باشد، تیری در تاریکی انداخته و سال 970 را که نزدیک پایانه های نخستین هزارۀ اسلامی می باشد، برگزیده، و با رمزی نه چندان پنهان -«عین و را ذال»-، بیان کرده است.
گفتنی است، برخی نویسندگان و پژوهشگران کم بهره از دانش چنین پنداشته اند که دو بیت مشهور شاه نعمت الله ولی: «نائب مهدی آشکار شود = بلکه من آشکار می بینم» «تا چهل سال ای برادرْ من = دور آن شهریار می بینم» به بنیادگذار انقلاب ایران، سیّد روح الله خمینی، و 40 ساله بودن عمر انقلاب و حکومت «جمهوری اسلامی» در ایران اشاره دارد، در حالی که بنا بر پژوهش نویسنده، میان درون مایۀ اشعار یادشده و انقلاب ایران پیوندی دیده نمی شود، و مقصود شاعر رهبر و حکومت دیگری بوده است!!!
شنیدنی است اگر بدانید که مقصود شاه نعمت الله ولی از «نائب مهدی» که پس از روی دادن 7 سال فتنه و کارزار در خراسان و مصر و شام و عراق، در پی زمستان ششم، یعنی سال 977 هـ.ق، آشکار می شود، و در یک دورۀ 40 سالۀ پیش از ظهور امام مهدی(علیه السّلام) زمامداری می کند، همان یمانی ای است که بر پایۀ بخشی ساختگی و دروغین در دنبالۀ روایتی درست از امام صادق(علیه السّلام)، 30 سال زمامداری می کند و دنبالۀ زمامداری اش تا نزدیک 40 سال را پسرش سعید بر دوش می کشد، و چنین می نماید که شاه نعمت الله ولی نه تنها به ساختگی و دروغ بودن روایت بیانگر زمامداری چهل سالۀ یمانی و پسرش سعید و ناسازگاری اش با دیگر روایات اسلامی پی نبرده است، از دقّت کافی و حافظۀ نیرومند در گزارش متن حدیث نیز برخُردار نبوده است.
از زُرارَة پسر اَعْیَن روایت شده است که ابو عبدالله -امام صادق-(علیه السّلام) فرمود:
... یمانی ... سپس آسوده از دشمنان سی سال در زمامداری اش زندگانی می کند، سپس پادشاهی را به پسرش می سپرد و به مکّه پناه می برد و چشم به راه ظهور قائم ما(علیه السّلام) می ماند تا آن که می میرد. پس، پسرش در پی درگذشت پدرش، در پادشاهی و زمامداری اش نزدیک چهل سال می ماند، و آن دو با دعای قائم ما(علیه السّلام) به این جهان باز می گردند...(2).
در بخشهایی از سروده های اصلی شاه نعمت الله ولی آمده است:
«عین و را ذال» چون گذشت از سال
بوالعجب کار و بار میبینم
در خراسان و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار میبینم
بعد امسال و چند سال دگر
عالمی چون نِگار میبینم (....)
چون زمستان پنجمین بگذشت
ششمش خوش بهار میبینم
نایب مهدی آشکار شود
بلکه من آشکار میبینم
تا چهل سال ای برادرْ من
دور آن شهریار میبینم
دور او چون شود تمام به کام
پسرش یادگار میبینم
بعد از آن خود امام خواهد بود
که جهان را مدار میبینم
با پژوهشی که پیشکش خانندگان گرامی کرده ایم، و پس از گذشت 6 سده، پرده از راز نهان در پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی برداشته ایم، کم ارزش بودن اشعار وی و نیز نادرست و بیهوده بودن سخنان برخی نویسندگان روزگار ما که گفته اند: «آن چه اکنون همه شاه نعمت الله را به آن می شناسند، پیشگوییهای بسیار دقیقی است که تمام آن چه تا کنون بر ما گذشته محقّق گشته؛ از ظهور صفویّه تا سقوط پهلوی و وقوع انقلاب اسلامی که به گفته وی بعد از چهل سال متّصل به ظهور حضرت ولی عصر(عج) خاهد شد»، برای همگان آشکار شده است!!!
—---------------------------------------------------------
1 . کلّیّات اشعار شاه نعمت الله ولی، ص 9-3، مقدّمه، با حذف و تصرّف.
2. . مختصر إثبات الرجعة، ح 16، نشریافته در مجلّۀ: تراثنا، سال 2، ش 4، ص 5-454 (ترجمۀ سیّد سلیمان مدنی تنکابنی).
نسخه های اشعار پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی
شاه نعمتالله ولی اشعار فراوانی سروده است، و مشهورترین آنها قصیده ای در پیشگویی حوادث آخر الزّمان و نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) می باشد که در زمانهای پسین، دیگران بر اشعار آن قصیده ابیاتی افزوده یا دستکاریهای کرده و دگرگونی هایی پدید آورده اند. تلاش ما در نوشتار کنونی، ارائۀ اصل اشعار یادشده بر پایۀ نسخه های کهن بر جای مانده از روزگار شاعر است، و چهار نسخۀ دیگر را نیز که ناسازگاریهایی با هم و با نسخۀ اصلی دارند، از دید خانندگان گرامی می گذرانیم:
1. نسخۀ اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمتالله ولی در «کلّیات اشعار شاه نعمتالله ولی» - چاپ هشتم، تیر 1383- که با سعی دکتر جواد نوربخش گردآوردی شده است، و کاملترین و درست ترین چاپ دیوان به شمار میرود، و با بهره گیری از نسخه های کهن معتبر، مانند نسخۀ زمان زندگانی شاعر، فراهم شده است.
2 و 3 و 4. نسخه های اشعار پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی در کتاب «علائم الظهور» -چاپ سنگی، رجب 1329، تهران- که با دست میرزا محمّد کرمانی (ناظم الإسلام) گردآوری شده اند، و پُر از کاستیها، لغزشها و افزوده های برخی شاعران دوران قاجار می باشند، و در آنها به صفویها، نادر شاه، کریمخان زند و برخی پادشاهان قاجار اشاره شده است!
5. نسخۀ اشعار پیشگوییهای شاه نعمتالله ولی فراهم شده پس از پیروزی انقلاب و برپایی «حکومت جمهوری اسلامی» در ایران که در آن، دستکاریها و افزایشهایی در بخشهایی از اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمتالله ولی و نیز در اشعار نسبت داده شده به وی انجام داده اند تا چنین جلوه دهند که سرایندۀ آن اشعار، حکومت خاندان پهلوی و سقوطش و حکومت روحانیّون در ایران را پیشگویی کرده است.
نسخۀ 1؛ اصل اشعار پیشگوییهای شاه نعمت الله ولی:
قدرت کردگار میبینم
حالت روزگار میبینم
حکم امسال صورتی دگر است
نه چو پیرار(1) و پار (2) میبینم
از نجوم این سخن نمیگویم
بلکه از کردگار میبینم
«عین و را ذال»(3) چون گذشت از سال
بوالعجب کار و بار میبینم
در خراسان و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار میبینم
گِرد آئینۀ ضمیر جهان
گَرد و زنگ و غبار میبینم
همه را حال میشود دیگر
گر یکی ور هزار میبینم
ظلمتِ ظلمِ ظالمانِ دیار
بیحد و بیشمار میبینم
قصّهای بس غریب میشنوم
غصّهای در دیار میبینم
جنگ و آشوب و فتنه و بیداد
از یمین و یسار میبینم
غارت و قتل و لشکر بسیار
در میان و کنار میبینم
بنده را خواجهوَش(4) همی یابم
خواجه را بندهوار میبینم
بس فرومایگان بیحاصل
عامل(5) و خواندگار(6) میبینم
هر که او پار یار بود، امسال
خاطرش زیر بار میبینم
مذهب و دین ضعیف مییابم
مُبتَدِع افتخار میبینم
سکّۀ نو زنند بر رخ زر
درهمش کمعیار میبینم
دوستان عزیز هر قومی
گشته غمخوار و خوار میبینم
هر یک از حاکمان هفت اقلیم
دیگری را دچار میبینم
نصب و عزل بِتَکْچی(7) و عُمّال
هر یکی را دو بار میبینم
ماه را روسیاه مییابم
مهر را دلفَگار(8) میبینم
ترک و تاجیک را به همدیگر
خصمی(9) و گیر و دار میبینم
تاجر از دست دزد بیهمراه
مانده در رهگذار میبینم
مکر و تزویر و حیله در هر جا
از صغار و کبار میبینم
حال هندو خراب مییابم
جور تُرک و تَتار میبینم
بقعۀ خیر سخت گشته خراب
جای جمع شرار میبینم
بعض اشجار بوستان جهان
بیبهار و ثمار میبینم
اندکی امن اگر بود آن روز
در حد کوهسار میبینم
همدمی و قناعت و کنجی
حالیا اختیار میبینم
گرچه میبینم این همه غمها
شادیای غمگسار میبینم
غم مخور زانکه من در این تشویش
خرّمی وصل یار میبینم
بعد امسال و چند سال دگر
عالمی چون نِگار(10) میبینم
چون زمستان پنجمین بگذشت
ششمش خوشبهار میبینم
نایب مهدی آشکار شود
بلکه من آشکار میبینم
پادشاهی تمامدانایی
سروری باوقار میبینم
بندگان جناب حضرت او
سربهسر تاجدار میبینم
تا چهل سال ای برادرْ من
دور آن شهریار میبینم
دور او چون شود تمام به کام
پسرش یادگار میبینم
پادشاه و امام هفت اقلیم
شاه عالیتبار میبینم
بعد از آن خود امام خواهد بود
که جهان را مدار میبینم
«میم و حا، میم و دال» میخوانم
نام آن نامدار میبینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر
علم و حلمش شعار میبینم
دین و دنیا از او شود معمور
خلق از او بختیار میبینم
ید بیضا که باد پاینده
باز با ذوالفقار میبینم
مهدی وقت و عیسی دوران
هر دو را شهسوار میبینم
گلشن شرع را همی بویم
گل دین را به بار میبینم
این جهان را چو مصر مینگرم
عدل او را حصار میبینم
هفت باشد وزیر سلطانم
همه را کامکار میبینم
عاصیان از امام معصومم
خجل و شرمسار میبینم
بر کف دست ساقی وحدت
بادۀ خوشگوار میبینم
غازی(11) دوستدار دشمنکش
همدم و یار غار میبینم
تیغ آهندلان زنگزده
کنْد و بیاعتبار میبینم
زینت شرع و رونق اسلام
محکم و استوار میبینم
گرگ با میش و شیر با آهو
در چرا برقرار میبینم
گنج کسرا و نقد اسکندر
همه بر روی کار میبینم
تُرکِ عیّارْ مست مینگرم
خصم او در خمار میبینم
نعمتالله نشسته در کنجی
از همه برکنار میبینم(12)
—------------------------------------------------------------------
1. پیرار: کوچک شدۀ پیرارسال، به معنای سالِ پیش از سالِ گذشته است.
2. پار: کوچک شدۀ پارسال، به معنای سالِ گذشته است.
3. از مادّه تاریخ «عین و را ذال»، بنا بر حساب ابجد، سال 970 هـ.ق به دست می آید. گردآورندۀ کلّیّات اشعار شاه نعمتالله ولی، در این جا، در پاورقی، از نسخۀ نخست مورد استنادش که در کتابخانۀ مَلِک تهران نگهداری می شود و تاریخ نگارش آن اوّل ذی حجّۀ 860 (حدود 30 سال پس از درگذشت شاه نعمتالله ولی) می باشد، مادّهتاریخِ «فا و را ذال» را به عنوان نسخۀ جایگزین آورده است که آن نیز، بنا بر حساب ابجد، به سال 980 هـ.ق اشاره دارد.
4. خواجهوَش: مانند آقا و سرور.
5. عامل: کارگزار دولتی.
6. خواندگار: کوچک شدۀ «خداوندگار»، به معنای والی، رئیس و سرور است (بهره گرفته شده از: لغت نامه، درگاه «خواندگار» و «خداوندگار»).
7. بِتَکْچی یا بِیتَکْچی: ترکی مغولی، به معنای مأمور مالیّات است (بهره گرفته شده از: لغت نامه، درگاه «بیتکچی»).
8. فگار: کوچک شدۀ افگار، به معنای آزرده و خسته است (بهره گرفته شده از: فرهنگ فارسی، درگاه «فگار» و «افگار»).
9. خصمی: دشمن.
10. نگار: کوچک شدۀ «نگارستان»، به معنای جای پُرنقش و نگار و زینت داده شده است.
11. غازی: رزمنده و جنگجو.
12. کلّیّات اشعار شاه نعمتالله ولی، ص60-657، قصیده ها.